باسمه تعالی

اور کلدانیان یا آتش کلدانیان؟

مختصر سوال: در چهار آیه عهد عتیق(تنخ یهودی) واژه اور کلدانیان(אור כשדים) آمده است.(پیدایش 11: 28 و 31 پیدایش 15: 7 و نحمیا 9:7) و داستان اینکه خدا، ابراهیم را از اور کلدانیان خارج کرد، آمده است، اما ظاهرا اشاره ای به در آتش افکنده شدن ابراهیم نشده است! این مشخص می کند که نویسنده قرآن این داستان را از خودش ساخته است.

مختصر پاسخ:

الف: برسی واژه اور(אור)

1-     در زبان عبری
واژه اور در زبان عبری اساسا به معنی آتش، نور و شعله است. این واژه در زبان بابلی به معنی “شهر” بوده است.

2-     در عهد عتیق عبری

این واژه مجموعا 181 بار در عهد عتیق عبری آمده است. 4 مورد آن در ترکیب “اور کلدانیان” آمده است که مترجمان عصر جدید معمولا آن را بدون ترجمه گذاشته اند و در 177 بار دیگر در معانی مرتبط با نور و آتش آمده است.

ب: بررسی منابع یهودی

1-     ترجمه آیه پیدایش 15: 7 در تارگوم اورشلیم

2-     ترجمه و تفسیر آیات پیدایش 11: 28 و 15: 7 در تارگوم سودو جوناتان

3-     در تارگوم نئوفیتی

4-     ترجمه سعدیه به عربی

5-     داستان در آتش افکنده شدن در تلمود

6-     داستان در میدراش ربی

7-     داستان مشابه در آتش افکنده شدن سه نفر از بنی اسرائیل در کتاب دانیال به زبان آرامی(آتون نورا)

8-     مسئله در اتش افکنده شدن ابراهیم یکی از ده آزمایش مهم ابراهیم شمرده شده است.

9-     نظر مفسران یهودی

ج: بررسی منابع مسیحی

1-     ترجمه لاتینی ولگات

2-     ترجمه انگلیسی Douay-Rheims

3-     ترجمه Wycliffe 

4-     ترجمه عربی منتشر شده توسط Brian Walton در 1652

5-     تفسیر Wesley

6-     تفسیر Adam Clarke

اینها نمونه هایی است که واژه اور، آتش یا کوره آتش ترجمه شده است، اما با همه مورد فوق، مترجمین کتاب مقدس اسرار دارند که این واژه را در تورات ترجمه نکرده بگذارند و آن را “اور کلدانیان” بدانند. اما در جاهای دیگر همان واژه را “نور” و “آتش” ترجمه کنند.

اما به نظر نگارنده این واژه نوعی ایهام دارد و هم به شهری که ابراهیم در آن بود و هم به در آتش افتادن و زنده بیرون آمدن ابراهیم اشاره دارد.

سوال به صورت مفصل:

این سوال به صورتهای مختلف مطرح شده است، “عزیز یاسین” در مقاله ای تحت عنوان “خطا ها و تناقضات قرآن”، در بخش ششم مقاله خود چنین آورده است:

“و اینکه مفکورۀ آتش  چگونه به این افسانه راه یافته است ، باید گفت که علت این امر نیز به گمان غالب سؤفهم و ترجمۀ نادرست واژۀ « اور » بوده است . به این شرح که در آیت هفتم بخش پانزدهم سفر پیدایش تورات ( عهد قدیم ) آمده است : « خدا به ابرآم فرمود : من آن پروردگاری هستم که تو را از اور کلدانیان بیرون آورد » واژۀ «  اور »  در زبان بابلیان قدیم در معنی « شهر » به کار میرفته است چنانکه همین واژه در اسم مرکب « اورشلیم » به حیث پیشینه به کار رفته است که  معنی« شهر شلیم » ویا « شهرصلح » را افاده مینماید … از جانب دیگر در زبانهای عبری ، آرامی و کلدانی این واژۀ با عین همین صورت گفتاری و نوشتاری اش در معنی « نور» ویا « آتش »  به کار میرفته است.

سالها بعد از تدوین تورات مفسر یهودی یی به نام  یوناسان بن عزئیل که به زبان بابلینان آشنایی یی نداشته است ، حین ترجمۀ تورات به زبان کلدانی ، به جای آنکه واژۀ یاد شده را به معنی « شهر » ترجمه نماید آنرا  « آتش » ترجه کرده نوشته است : « … من آن پروردگاری هستم که تورا از آتش کلدانیان بیرون آوردم » . همچنان همین مفسر در شرح و تفسیر آیت بیست و هشتم  بخش یازدهم سفر پیدایش تورات ( عهد قدیم ) نوشته است : « هنگامی که نِمرود إبراهیم را به خاطرإمتناعش از سجده به بتهایش به آتش افکند ، آتش از اذیت او باز داشته شد .» ( 5 )

خلاصۀ کلام اینکه داستان  إبراهیم و نِمرود در قرآن ، چیزی نیست جز تکرار حرف به حرف أفسانۀ میدراشی وفولکلوری یهودی که محمد  آنرا از زبان یهودیان سرزمینهای نجد و حجازشیده بوده است.”

منبع:

http://www.asrejadid.org/2012/02/28/خطا-ها-و-تناقضات-قرآن

چنانکه ملاحظه می شود مطرح کننده سوال، که ظاهرا افغان و قاعدتا با تمایلات مسیحی است، چرا که هم به اسلام و هم به یهودیت در مقاله خود تاخته است، به خوبی اظهار می کند که واژه “اور” در زبان عبری به معنی “نور” و یا “آتش” است و این واژه در زبان بابلی به معنی “شهر” است. لذا، سوال خیلی روشنی که پیش می آید این است که به چه دلیل و قرینه ای بیشتر مترجمین مسیحی، در کتابی که تماما به زبان عبری است یک واژه را به زبان دیگری ترجمه می کنند؟!

همچنین بحث جالبی هم اینجا هست که دیدنش را توصیه می کنم:

http://www.answering-islam.org/Responses/Osama/zawadi_abraham_ur.htm

پاسخ مفصل:

الف: بررسی واژه اور:

1-    بررسی واژه اور در زبان عبری

اساسا این واژه در زبان عبری به معنی نور، آتش و شعله است.

حییم، فرهنگ نویس معروف یهودی، در دیکشنری عبری به فارسی خود در مورد این واژه چنین آورده است:

چنانکه مشاهده می شود ایشان هیچگاه واژه اور را به معنی شهر یا چیز دیگری نیاورده است و همه معانی مرتبط با تور و اتش است.

همچنین به عنوان نمونه ای دیگر در Brown–Driver–Briggs Hebrew Lexiconn به صورت مفصل در چندین صفحه به تشریح واژه اور و مشتقات آن پرداخته است که من تنها ابتدای واژه ابتدایی آن را اینجا می آورم:

261  אוֹר [261] (Hebrew) (page 21) (Strong 215)

 [אוֹר]:43 vb. be or become light (cf. Ar. Àawwara enkindle, Aram. (Nasar.)  Àwr Aph. illumine, & deriv. in As.)—Qal Pf. אוֹר Gn 44:3 + אֹ֫רוּ 1 S 14:29; Impf. 3 fpl. וַתָּאֹרְנָה 1 S 14:27 Qr; Pt. אוֹר Pr 4:18 (Ges:§ 72 R. 1) Imv. fs. א֫וֹרִי Is 60:1, Pr 4:18; —become light, shine of sun (esp. in early morn.) Gn 44:3 (J) 1 S 29:10, Pr 4:18, Is 60:1; of eyes (owing to refreshment) 1 S 14:27 (Qr) 29. Niph. Impf. וַיֵּאֹר 2 S 2:32; Inf. לֵאוֹר Jb 33:30 ; Pt. נָאוֹר Psalm 76:5—become lighted up of day-break 2 S 2:32; by light of life, revival Jb 33:30; by light of glory, enveloped in light …

نویسندگان تا بند 276 به معانی مختلف این واژه و مشتقات آن پرداخته اند که همگی در حوزه نور و آتش است و تنها در بند 277 چنین می آورند:

277  אור [277] (Hebrew) (page 22) (Strong 218)

 † III. אור n.pr.loc. Ur (Bab. Uru; seat of moon-god worship; hence Eupolemos in Euseb:Praep. Ev. ix. 17 says Καμαρίνῃ ἥν τινας λέγειν πόλιν Οὐρίην), ancient city in Southern Baby-lonia; OT alw. אור כַּשְׂדִּים i.e. Ur of the Kasdim (Chaldeans) v. כַּשְׂדִּים sub כשׂד; home of Terah, Abram’s father, & A.’s point of departure for Mesopotamia & Canaan Gn 11:28, 15:7 (both J), & hence Ne 9:7; also Gn 11:31 (P);—mod. Muqayyar, south of Euphrates, c. 150 miles SE. of Babylon; v. KG:94 f Dl:Pa 226 f COT on Gn 11:28.

که چنانکه ملاحظه می کنید ایشان هم اشاره به این دارند که این واژه نه در زبان عبری بلکه در زبان بابلی نام یک شهر بوده است.

ضمنا همین واژه اور حتی به زبان فارسی راه یافته است و ظاهرا با خور و خورشید وخاور هم خانواده است و دهخدا در مورد آن چنین اورده است:
اور. [ اُ ] (ع اِ) ج ِ اُوار، به معنی گرمی آفتاب و آتش . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد)

2-    بررسی واژه اور در عهد عتیق عبری**(تنخ)**

نوسندگان Blue Letter bible در دیکشنری عبری کتاب مقدس خود که بر اساس کدهای استرانگ است، این واژه را جمعا 181 بار شمرده اند:

کد 215(43 بار)، کد 216(123 بار)، کد 217(6 بار)، کد 218(5 بار) و کد 219(4 بار)

همه مواردی که ایشان شمرده اند بدون استثناء در معنای نور، آتش و شعله است اما

آنچه که محل بحث این مقاله است کد 218 است که در این موارد به کار رفته است:

پیدایش 11: 28، ترجمه فارسی قدیم

وهاران پیش پدر خود، تارح در زادبوم خویش دراور(אור) کلدانیان بمرد

پیدایش 11: 31، ترجمه فارسی قدیم

پس تارح پسر خود ابرام، و نواده خودلوط، پسر هاران، و عروس خود سارای، زوجه پسرش ابرام را برداشته، با ایشان از اور(אור) کلدانیان بیرون شدند تا به ارض کنعان بروند، و به حران رسیده، در آنجا توقف نمودند

پیدایش 15: 7، ترجمه فارسی قدیم

پس وی راگفت: «من هستم یهوه که تو را از اور(אור) کلدانیان بیرون آوردم، تا این زمین را به ارثیت، به تو بخشم.»

اول تواریخ 11: 35، ترجمه عصر جدید

اخیام، پسر ساکار حراری؛ الیفال، پسر اور(אור)

نحمیا 9: 7، ترجمه فارسی قدیم

تو‌ای یهوه آن خدا هستی که ابرام را برگزیدی و او را از اور(אור) کلدانیان بیرون آوردی واسم او را به ابراهیم تبدیل نمودی

اما همین دیکشنری که قاعدتا نویسندگان آن مسیحی هستند، و مثل استرانگ این واژه را از واژه های دیگر اور جدا کرده اند باز معنای کد 218 را “شعله” دانسته است، هرچند منظور آن را شهر کلدانیان عنوان کرده است:

Ur = “flame”

1) city in southern Babylonia, city of the Chaldeans, centre of moon worship, home of Abraham’s father, Terah, and departure point for the Abraham’s migration to Mesopotamia and Canaan

منبع:

Blue Letter Bible. “Dictionary and Word Search for ‘Uwr (Strong’s 218)”. Blue Letter Bible. 1996-2013. 21 Jan 2013. < http:// www.blueletterbible.org/lang/lexicon/lexicon.cfm?
strongs=H218&t=KJV >

به دیگر سخن یعنی اگرچه این واژه را از بقیه جدا کرده است اما همچنان معنی این واژه که در بیشتر ترجمه ها بدون ترجمه رها شده است بر اساس این دیکشنری “شعله” است.

البته در خود عهد عتیق عبری و مترجمان فعلی کتاب مقدس بارها این واژه را به عنوان آتش و شعله به کار برده اند که چند مورد آن اینجا ذکر می شود:

اشعیاء 24: 15، KJV

Wherefore glorify ye the LORD in the fires(בארים), even the name of the LORD God of Israel in the isles of the sea.

اشعیا 27: 11، KJV

When the boughs thereof are withered, they shall be broken off: the women come, and set them on fire(מאירות): for it is a people of no understanding: therefore he that made them will not have mercy on them, and he that formed them will shew them no favour.

اشعیا 31: 9، ترجمه فارسی قدیم

وصخره او از ترس زایل خواهد شد و سرورانش ازعلم مبهوت خواهند گردید. یهوه که آتش(אור) او درصهیون و کوره وی در اورشلیم است این رامی گوید.  

اشعیاء 44: 16، ترجمه فارسی قدیم

بعضی از آن را در آتش(בארים) می‌سوزاند وبر بعضی گوشت پخته می‌خورد و کباب را برشته کرده، سیر می‌شود و گرم شده، می‌گوید: وه گرم شده، آتش را دیدم.

اشعیاء  47: 14، ترجمه فارسی قدیم

اینک مثل کاهبن شده، آتش() ایشان را خواهدسوزانید که خویشتن را از سورت زبانه آن نخواهند رهانید و آن اخگری که خود را نزد آن گرم سازند و آتشی(אור) که در برابرش بنشینند نخواهد بود.

حزقیل 5: 2، ترجمه فارسی قدیم

و چون روزهای محاصره را به اتمام رسانیده باشی، یک ثلث را در میان شهر به آتش(באור) بسوزان و یک ثلث راگرفته، اطراف آن را با تیغ بزن و ثلث دیگر را به بادها بپاش و من در عقب آنها شمشیری خواهم فرستاد

در مجموع مشخص شد که این واژه در زبان عبری به معنی نور و آتش است و در خود عهد عتیق عبری هم بارها به معنی آتش آمده است و مترجمین فعلی کتاب مقدس هم بارها بر آن ازعان کرده اند.

ب: بررسی منابع یهودی

1-    ترجمه آیه پیدایش 15: 7 در تارگوم اورشلیم

تارگومها ترجمه های آرامی از تورات هستند که به قرنها قبل از میلاد مسیح تعلق دارند، یهودیان وقتی در بابل بودند یکبار عبری تورات و یکبار آرامی آن را می خواندند یهودیان یمن هنوز یکبار عبری تورات یکبار آرامی آن و یکبار عربی آن را می خوانند.  یهودیان سالها تارگومها را مبنای اصلی تورات می دانستند، و اهمیت آنها به دلیل قدمت آنها بسیار است البته بخشهایی از این کتابها از دست رفته است مثلا فصل 11 پیدایش تارگوم اورشلیم در دست نیست اما مورد آیه پیدایش 15: 7 در تارگوم اورشلیم چنین آمده است:

JTE Genesis 15:7 And He said to him, I am the Lord who brought thee out of the fiery furance from Ur of the Kasdai. (Gen 15:7 JTE)
Genesis 15:7

اصل آرامی متن تارگوم نویسه گردانی شده به عربی: وامر ليه انا ييي دافيقتك ماتون نورا دكشداي لميتن لك يت ارعا هدا لميرتاه

پیدایش 15: 7
ترجمه فارسی از سپهر محمدی: پس وی راگفت: «من هستم یهوه که تو را از کوره آتشین از اور کلدانیان بیرون آوردم،

چنانکه می بینید در این تارگوم خدا به ابراهیم می گوید من همان کسی هستم که تو را از کوره آتش(ماتون نورا)(fiery furance) و از اور کلدانیان بیرون آوردم. به واژه معادل آرامی “آتون” توجه کنید این واژه هم در عربی و هم در فارسی نفوذ دارد و به معنی کوره است.

2-     **ترجمه و تفسیر آیات پیدایش 11: 28 و 15: 7 در تارگوم سودو جوناتان
**در این تارگوم به صورت مفصل و تفصیلی به این موضوع پرداخته شده است که اصل آرامی و ترجمه انگلیسی نقل می شود:

PJE  Genesis 11:28 And it was when Nimrod had cast Abram into the furnace of fire because he would not worship his idol, and the fire had no power to burn him, that Haran’s heart became doubtful, saying, If Nimrod overcome, I will be on his side: but if Abram overcome, I will be on his side. And when all the people who were there saw that the fire had no power over Abram, they said in their hearts, Is not Haran the brother of Abram full of divinations and charms, and has he not uttered spells over the fire that it should not burn his brother? Immediately (min yad, out of hand) there fell fire from the high heavens and consumed him; and Haran died in the sight of Terah his father, where he was burned in the land of his nativity, in the furnace of fire which the Kasdai had made for Abram his brother.

 (Gen 11:28 PJE)

  PJT Genesis 11:28 והוה כד רמא נימרוד ית אברם לאתונא דנורא דלא פלח לטעותיה ולא הוה רשׁותא לנורא למוקדיה ובכין איתפליג ליביה דהרן למימר אילו נצח נימרוד אהי מן סיעתיה ואילו נצח אברם אהי מן סיעתיה וכד חמון כל עממיא דהוו תמן דלא שׁלטת נורא באברם אמרו בליבהון הלא הרן אחוי דאברם מלא קוסמין וחרשׁין ואיהו לחשׁ עילוי אישׁתא דלא למיקד ית אחוי מן יד נפלת אישׁתא מן שׁמי מרומא וגמרתיה ומית הרן למיחמי תרח אבוי היך איתוקד בארע ילדותיה באתון נורא דעבדו כשׁדאי לאברם אחוי ׃

PJE  Genesis 15:7 And He said to him, I am the Lord who brought thee out of the fiery furnace of the Kasdai, to give thee this land to inherit. (Gen 15:7 PJE)

  PJT Genesis 15:7 ואמר ליה אנא ייי דאפיקתך מאתון נורא דכשׁדאי למיתן לך ית ארעא הדא 1 למירתא 2 למירתה ׃

3-     **در تارگوم نئوفیتی
**این تارگوم حدودا به قرن 15 تعلق دارد اما این داستان در ترجمه در این تارگوم هم امده است:

  NFT Genesis 11:31 ונסב תרח ית אברם בריה וית לוט בר ברה וית שׁרי כלתה אתתיה דאברם בריה ונפקו עמהון מן אתון נורהון דכשׁדאי למיזל לארעא דכנען 1 ומטון 2 ואתון עד חרן ושׁרן תמן׃

  NFT Genesis 15:7 ואמר ליה אנה ייי דאפקת יתך מן אתון נורהון דכשׁדאי למיתן לך ית ארעא הדא 1 למירת 2 למירות יתה׃

 ترجمه انگلیسی از کتاب The Bible as it was, James L. kugel :

4-    ترجمه سعدیه به عربی

ترجمه سعدیه احتمالا قدیمی ترین ترجمه عربی تورات متعلق به سعدیه گائون در قرن دهم میلادی است این ترجمه به زبان عربی اما به خط عبری نگاشته شد. متاسفانه مسلمانان به این ترجمه اهتمام کمی داشته اند و نگارنده هیچ نویسه گردانی از این ترجمه به خط عربی نیافته است، در این ترجمه چنین آمده است:

پیدایش 11: 28

نویسه گردانی به خط عربی:

و مات هرن بحضره تارح ابیه فی بلد مولده فی آتون الکسدانیین

پیدایش 11: 31

نویسه گردانی به خط عربی:

فاخذ تارح ابرام و لوط ابن هرن ابن ابنه، و سارای کنته. زوجه ابرام ابنه. و خرجو معهم من آتون الکسدانیین.

پیدایش 15: 7

نویسه گردانی به خط عربی:

و قال له انا الله الذی اخرجتک من آتون الکسدانیین. لاعطیک هذا البلد لتحوزه

منبع:

http://www.temanim.org/nosachteiman/tort_amt/1/2.pdf

http://www.temanim.org/nosachteiman/tort_amt/1/3.pdf

همچنین در میان ترجمه های عربی یهودیان، مراجعه به ترجمه عربی تورات سامری نیز جالب است، مترجم در آنجا “اور کشدیم” را “بیاض خراسان” ترجمه کرده است!

5-    داستان در آتش افکنده شدن در تلمود

این داستان عینا در تلمود هم آمده است:

هنگامی که نمرود ستمکار پدرمان ابراهیم را به کوره آتشین افکند، جبئیل به خداوند متعال گفت: “پروردگار یگانه، بگذار پایین بروم، آن را سرد کنم و مرد درستکار را از کوره آتشین خارج سازم.” خداوند فرمود: “من در جهان یگانه هستم و او نیز یکتاست. شایسته است آن که یگانه است، کسی را که یگانه است نجات دهد.” اما از آنجا که خداوند متعال پاداش هیچ مخلوقی را مضایقه نمی کند. به او فرمود:“تو باید این امتیاز را بیابی که سه نفر از او را نجات دهی.” وقتی این سخن گفته شد، جبرئیل گفت:“و حقیقت خداوند تا ابد پایدار و جاوید است”

(پساحیم، 118 الف)

و ابراهیم یک نفر بود و آتش بر او اثر نکرد، چرا؟

-: زیرا با اوظلمی نبود، به همین خاطر آتش قدرت نداشت او را بسوزاند.(سنهدرین 93 الف)

کسی بود که نامش نمرود بود و چرا او امرافل نامیده شد؟

-          زیرا او فرمان داد پدرمان به کوره آتشین افکنده شود.

-          اما عده ای می گویند:“نام او امرافل است” و چرا نمرود نامیده شد؟

-          زیرا در زمان حکومتش کاری کرد که تمام دنیا علیه اش طغیان کند.(عروبین 53 الف)

متن تلمود نقل قول شده از کتاب داستان پیامبران در تورات، تلمود، انجیل و قرآن، نوشته حمید یزدان پرست، انتشارات روزنامه اطلاعات 

6-    **داستان در میدراش ربی

**

این داستان باز عینا در میدراش ربی آمده است:

Nimrod suggested to Abraham that, since he had refused to worship his father’s idols because of their want of power, he should worship fire, which is very powerful. Abraham pointed out that water has power over fire. “Well,” said Nimrod, “let us declare water god.” “But,” replied Abraham, “the clouds absorb the water; and even they are dispersed by the wind.” “Then let us declare the wind our god.” “Bear in mind,” continued Abraham, “that man is stronger than wind, and can resist it and stand against it.”

Nimrod, becoming weary of arguing with Abraham, decided to cast him before his god—fire—and challenged Abraham’s deliverance by the God of Abraham, but God saved him out of the fiery furnace. Haran, too, was challenged to declare his god, but halted between two opinions,

and delayed his answer until he saw the result of Abraham’s fate. When he saw the latter saved he declared himself on the side of Abraham’s God, thinking that he too, having now become an adherent of that God, would be saved by the same miracle. But since his faith was not real, but depended on a miracle, he perished in the fire, into which, like Abraham, he was cast by Nimrod. This is hinted in the words (Gen. xi. 28): “And Haran died before his father Terah in the land of his nativity, in Ur of the Chaldees.”

منبع:
http://www.sacred-texts.com/jud/mhl/mhl05.htm

7-    داستان مشابه در آتش افکنده شدن سه نفر از بنی اسرائیل در کتاب دانیال به زبان آرامی(آتون نورا)

چنانکه در داستان تلمود مشاهده کردید تلمود اشاره به این می کند که خدا به جبرئیل وعده داد که او اجازه دارد سه نفر دیگر از نسل ابراهیم را نجات دهد. ظاهرا این سه نفر کسانی هستند که در فصل سوم کتاب دانیال داستان آنها آمده است:

دانیال 3، ترجمه فارسی قدیم:

نبوکدنصر پادشاه تمثالی از طلا که ارتفاعش شصت ذراع و عرضش شش ذراع بود ساخت و آن را در همواری دورا درولایت بابل نصب کرد. 2 و نبوکدنصر پادشاه فرستاد که امرا و روسا و والیان و داوران وخزانه‌داران و مشیران و وکیلان و جمیع سروران ولایتها را جمع کنند تا به جهت تبرک تمثالی که نبوکدنصر پادشاه نصب نموده بود بیایند. 3 پس امرا و روسا و والیان و داوران و خزانه‌داران ومشیران و وکیلان و جمیع سروران ولایتها به جهت تبرک تمثالی که نبوکدنصر پادشاه نصب نموده بود جمع شده، پیش تمثالی که نبوکدنصرنصب کرده بود ایستادند. 4 و منادی به آواز بلندندا کرده، می‌گفت: «ای قومها و امت‌ها و زبانهابرای شما حکم است؛ 5 که چون آواز کرنا و سرناو عود و بربط و سنتور و کمانچه و هر قسم آلات موسیقی را بشنوید، آنگاه به رو افتاده، تمثال طلارا که نبوکدنصر پادشاه نصب کرده است سجده نمایید. 6 و هر‌که به رو نیفتد و سجده ننماید درهمان ساعت در میان تون آتش(اتون  نورا ) ملتهب افکنده خواهد شد.»

 7 لهذا چون همه قومها آواز کرنا و سرنا و عودو بربط و سنتور و هر قسم آلات موسیقی راشنیدند، همه قومها و امت‌ها و زبانها به رو افتاده، تمثال طلا را که نبوکدنصر پادشاه نصب کرده بودسجده نمودند. 8 اما در آنوقت بعضی کلدانیان نزدیک آمده، بر یهودیان شکایت آوردند، 9 و به نبوکدنصر پادشاه عرض کرده، گفتند: «ای پادشاه تا به ابد زنده باش! 10 تو‌ای پادشاه فرمانی صادرنمودی که هر‌که آواز کرنا و سرنا و عود و بربط وسنتور و کمانچه و هر قسم آلات موسیقی رابشنود به رو افتاده، تمثال طلا را سجده نماید. 11 و هر‌که به رو نیفتد و سجده ننماید در میان تون آتش ملتهب(اتون  نورا ) افکنده شود. 12 پس چند نفر یهودکه ایشان را بر کارهای ولایت بابل گماشته‌ای هستند، یعنی شدرک و میشک و عبدنغو. این اشخاص‌ای پادشاه، تو را احترام نمی نمایند وخدایان تو را عبادت نمی کنند و تمثال طلا را که نصب نموده‌ای سجده نمی نمایند.»

 13 آنگاه نبوکدنصر با خشم و غضب فرمود تاشدرک و میشک و عبدنغو را حاضر کنند. پس این اشخاص را در حضور پادشاه آوردند. 14 پس نبوکدنصر ایشان را خطاب کرده، گفت: «ای شدرک و میشک و عبدنغو! آیا شما عمد خدایان مرا نمی پرستید وتمثال طلا را که نصب نموده‌ام سجده نمی کنید؟ 15 الان اگر مستعد بشوید که چون آواز کرنا و سرنا و عود و بربط و سنتور وکمانچه و هر قسم آلات موسیقی را بشنوید به روافتاده، تمثالی را که ساخته‌ام سجده نمایید، (فبها) و اما اگر سجده ننمایید، در همان ساعت در میان تون آتش ملتهب(اتون  نورا) انداخته خواهید شد وکدام خدایی است که شما را از دست من رهایی دهد.»

 16 شدرک و میشک و عبدنغو در جواب پادشاه گفتند: «ای نبوکدنصر! درباره این امر ما راباکی نیست که تو را جواب دهیم. 17 اگر چنین است، خدای ما که او را می‌پرستیم قادر است که ما را از تون آتش ملتهب(اتون  نورا) برهاند و او ما را از دست تو‌ای پادشاه خواهد رهانید. 18 و اگر نه، ای پادشاه تو را معلوم باد که خدایان تو را عبادت نخواهیم کرد و تمثال طلا را که نصب نموده‌ای سجده نخواهیم نمود.»

 19 آنگاه نبوکدنصر از خشم مملو گردید وهیئت چهره‌اش بر شدرک و میشک و عبدنغومتغیر گشت و متکلم شده، فرمود تا تون را هفت چندان زیاده تر از عادتش بتابند. 20 و به قویترین شجاعان لشکر خود فرمود که شدرک و میشک وعبدنغو را ببندند و در تون آتش ملتهب بیندازند. 21 پس این اشخاص را در رداها و جبه‌ها وعمامه‌ها و سایر لباسهای ایشان بستند و در میان تون آتش ملتهب(اتون  نورا) افکندند. 22 و چونکه فرمان پادشاه سخت بود و تون بی‌نهایت تابیده شده، شعله آتش آن کسان را که شدرک و میشک وعبدنغو را برداشته بودند کشت. 23 و این سه مردیعنی شدرک و میشک و عبدنغو در میان تون آتش ملتهب(اتون  نورا) بسته افتادند.

 24 آنگاه نبوکدنصر پادشاه در حیرت افتاد وبزودی هر‌چه تمامتر برخاست و مشیران خود راخطاب کرده، گفت: «آیا سه شخص نبستیم و درمیان آتش نینداختیم؟» ایشان در جواب پادشاه عرض کردند که «صحیح است‌ای پادشاه!» 25 اودر جواب گفت: «اینک من چهار مرد می‌بینم که گشاده در میان آتش می‌خرامند و ضرری به ایشان نرسیده است و منظر چهارمین شبیه پسرخدا است.» 26 پس نبوکدنصر به دهنه تون آتش ملتهب(اتون  نورا) نزدیک آمد و خطاب کرده، گفت: «ای شدرک و میشک و عبدنغو! ای بندگان خدای تعالی بیرون شوید و بیایید.» پس شدرک و میشک و عبدنغو از میان آتش بیرون آمدند. 27 و امرا وروسا و والیان و مشیران پادشاه جمع شده، آن مردان را دیدند که آتش به بدنهای ایشان اثری نکرده و مویی از سر ایشان نسوخته و رنگ ردای ایشان تبدیل نشده، بلکه بوی آتش به ایشان نرسیده است.

 28 آنگاه نبوکدنصر متکلم شده، گفت: «متبارک باد خدای شدرک و میشک و عبدنغو که فرشته خود را فرستاد و بندگان خویش را که بر اوتوکل داشتند و به فرمان پادشاه مخالفت ورزیدندو بدنهای خود را تسلیم نمودند تا خدای دیگری سوای خدای خویش را عبادت و سجده ننمایند، رهایی داده است. 29 بنابراین فرمانی از من صادرشد که هر قوم و امت و زبان که حرف ناشایسته‌ای به ضد خدای شدرک و میشک و عبدنغو بگویند، پاره پاره شوند و خانه های ایشان به مزبله مبدل گردد، زیرا خدایی دیگر نیست که بدین منوال رهایی تواند داد.»

 30 آنگاه پادشاه (منصب)  شدرک و میشک و عبدنغو را در ولایت بابل برتری داد.

اهمیت این داستان در این است که اولا از همان معادل واژه اور در آرامی(نور) استفاده شده است ثانیا قطعات مختلف تورات و تلمود را به هم مرتبط می کند.

8-    مسئله در اتش افکنده شدن ابراهیم یکی از ده آزمایش مهم ابراهیم شمرده شده است.

علمای مختلف یهودی مسئله در آتش افکنده شدن ابراهیم را یکی از ده آزمایش مهم ابراهیم شمرده اند، راشی، Rabbeinu Yonah،  Rabbi Obadiah of Bertinoro. برخی از آنها هستند.

منابع:

http://rabbilawrence.wordpress.com/2008/10/04/ten-trials-of-abraham/

http://www.torah.org/learning/pirkei-avos/chapter5-4.html

http://www.chabad.org/library/article_cdo/aid/1324268/jewish/What-Were-Abrahams-10-Tests.htm

http://www.hebrew4christians.com/Scripture/Parashah/Summaries/Lekh_Lekha/Ten_Tests/ten_tests.html

9-    نظر مفسران یهودی

مفسران مختلف یهودی این نظر را دارند که ابراهیم بنا بر همین ایات پیدایش در آتش افتاده است. راشی و ابن میمون دو نفر از بزرگترین مفسرین یهودی هستند که هر دو چنین نظری دارند.

راشی در ذیل آیه پیدایش 11: 28 چنین آورده است:

during the lifetime of Terah his father: lit. on the face of Terah his father. During his father’s lifetime (Tan. Acharei 7). And the Midrash Aggadah (Gen. Rabbah 38:13) tells us that he died on account of his father. For Terah complained about Abram his son before Nimrod for crushing his idols; so he [Nimrod] cast him [Abram] into a fiery furnace, and Haran sat and thought, “If Abram is victorious, I am on his side, and if Nimrod is victorious, I am on his side.” When Abram was saved, they said to Haran, “Whose side are you on?” Haran said to them, “I am on Abram’s side!” They cast him into the fiery furnace and he was burned. This is the meaning of אוּר כַּשְׂדִּים, the fire of the Chaldees. Menachem (Machbereth, p. 32), however, explains אוּר as a valley, and so (Isa. 24:15): “in the crevices (בָּאוּרִים) honor the Lord,” and so, (ibid. 11:8): “over the hole of (מְאוּרַת) an old snake.” Any hole or deep crevice is called אוּר.

منبع:

http://www.chabad.org/library/bible_cdo/aid/8175/showrashi/true

به نظر نگارنده ختم کلام در این جمله راشی آمده است:

” This is the meaning of אוּר כַּשְׂדִּים, the fire of the Chaldees.”

ترجمه: معنی אוּר כַּשְׂדִּים(اور کشدیم) این است ، “آتش کلدانیان”

این موضوع از آن جهت دارای اهمیت مضاعف است که یک عالم یهودی که قاعدتا وارد ترین افراد به زبان عبری کتاب مقدس است چنین اظهاری کرده است.

همچنین ابن میمون یهودی(rambam) چنین گفته است:

“Our fathers’ tradition in this respect is true, and I shall explain it. Our father Avraham was not born in the land of the Chaldeans… and we find in the Talmud (Bava Batra 91a) that Avraham was incarcerated in Kutha, and this city is not in the land of the Chaldeans… but a large city between Harran and Ashur, but it is included in ‘across the river’… Terach begat his first sons - Avraham and Nachor - across the river, land of his fathers, and went with his son Avraham to the land of the Chaldeans, and there his youngest son, Haran, was born.”

While in Ur of the Chaldeans, the regime harasses Avraham because of his beliefs, and he is thrown into a fiery furnace, as described by Chazal (Ur=fire). After his rescue, his father decides to flee with him to Harran. In the words of the Ramban, “the intention of Avraham and Terach his father, from the day that he was saved, was to go to the land of Canaan in order to distance themselves from the terror of the king, and Harran was too close…”

منبع:

http://www.netivot-shalom.org.il/parshaeng/lechlecha5764.php

ضمنا این داستان در Eliyahu Rabbah هم ظاهرا آمده است که نگارنده متن آن را نیافت.

منبع:

http://www.israelnationalnews.com/Articles/Article.aspx/12410#.UP4PQydQHqX

ج:بررسی منابع مسیحی

1-    در ترجمه لاتینی ولگات

ترجمه قرن چهارم سنت ژروم به لاتین که تاثیر گذار ترین ترجمه در تاریخ کلیسا است و بیش از هزار سال حاکم بلا منازع دنیای مسیحیت بود در ترجمه خود از آیه نحمیا 9: 7 چنین آورده است:

tu ipse Domine Deus qui elegisti Abram et eduxisti eum de igne Chaldeorum et posuisti nomen eius Abraham

که ترجمه آن در ترجمه انگلیسی Douay-Rheims چنین آمده است:

Thou, O Lord God, art he who chosest Abram, and broughtest him forth out of the fire of the Chaldeans, and gavest him the name of Abraham

2-    ترجمه انگلیسی Douay-Rheims به شرح فوق

3-    ترجمه Wycliffe 

در ترجمه انگلیسی Wycliffe  که تقریبا قدیمی ترجمه انگلیسی متعلق به 1395 می باشد نیز آیه نحمیاه چنین آمده است:

Thou thi silf art the Lord God, that chesidist Abram, and leddist hym out of the fier of Caldeis, and settidist his name Abraham;

4-    ترجمه عربی منتشر شده توسط Brian Walton در 1652

کتاب مقدس چندزبانه منتشر شده توسط والتون از آن جهت حائز اهمیت است که هم احتمالا قدیمی ترین ترجمه عربی تورات و انجیل در آن آمده است و هم قدیمی ترین ترجمه فارسی تورات و انجیل در کنار 8 ترجمه و متن دیگر کتاب مقدس.

در ترجمه عربی والتون در مورد ایات مورد بحث چنین امده است:

آیات فصل 11 پیدایش، 28 و 31

آیه پیدایش 15: 7

چنانکه ملاحظه می شود در هر دو آیه فوق هم که می توان اولین کتاب مقدس چاپ شده به زبان عربی دانست اور کلدانیان به “آتون الکسدانیین” به معنی “کوره آتش کلدانیان”  ترجمه شده است.

5-    تفسیر Wesley

John Wesley در تفسیر خود ذیل آیه پیدایش 15 آورده است:

15:7 I am the lord that brought thee out of Ur of the Chaldees - Out of the fire of the Chaldees, so some: that is, from their idolatries; for the Chaldeans worshipped the fire. Or, from their persecutions. The Jewish writers have a tradition, that Abram was cast into a fiery furnace for refusing to worship idols, and was miraculously delivered. It is rather a place of that name. Thence God brought him by an effectual call, brought him by a gracious violence; snatched him as a brand out of the burning. Observe how God speaks of it as that which he gloried in. I am the Lord that brought thee out - He glories in it as an act both of power and grace. To give thee this land to inherit it - Not only to possess it, but to possess it as an inheritance, which is the surest title. The providence of God hath secret, but gracious designs in all its various dispensations: we cannot conceive the projects of providence, ‘till the event shews what it was driving at.

6-    تفسیر Adam Clarke

آدام کلارک هم در تفسیر خود ذیل آیه پیدایش 15، به اینکه اور به معنی آتش است و در آن شهر آتش پرستی می کرده اند و احتمالا نام شهر از همین گرفته شده بوده است اشاره کرده است:

Ur appears to have been a city of some considerable consequence
at that time in Chaldea; but where situated is not well known. It
probably had its name Ur , which signifies fire, from the
worship practised there. The learned are almost unanimously of
opinion that the ancient inhabitants of this region were
ignicolists or worshippers of fire, and in that place this sort
of worship probably originated; and in honour of this element, the
symbol of the Supreme Being, the whole country, or a particular
city in it, might have had the name Ur.

لذا مسیحیان هم بعضا در آثار خود قرائتهایی مطابق آنچه یهودیان عمدتا آورده اند دارند.

جمع بندی

در یک جمع بندی نگارنده قصد ندارد که ثابت کند “اور کلدانیان” انحصارا به معنی “آتش کلدانیان” است.

بلکه قصد دارد به عمق این گزارش تاریخ پی ببرد، اینکه در این شهر کلدانیان، آتش پرستی باب بوده است، اینکه ابراهیم از پرستش آتش سرباز می زند، اینکه مناقشه ای بین ابراهیم و سران شهر از جمله پدرش در می گیرد و اینکه برادر او احتمالا در اینکه در مناقشه طرف کدام یک را بگیرد فرو می ماند و به آزمایش می پردازد. و اینکه در نهایت ابراهیم در آتش افکنده می شود اما از آتش جان سالم بدر می برد اما برادر او در آتش از بین می رود.

و می خواهم عرض کنم که اتفاقا داستانهای قرآن بسیار دقیق است و در عمق ادبیات مسیحی و یهودی که بسیاری از مسیحیان و یهودیان امروزی حتی ممکن است از آن بی خبر باشند جای دارد.

سپهر محمدی

3 بهمن 91

http://fa.sepehrmohamadi.com