سلام به همگی،

به نظرم سوره ص در ادامه سوره یس و صافات است. ادامه بحث ملکوت و ملا اعلی ما در این سوره از مخاصمه ای که در ملا اعلی اتفاق افتاده بوده است خبر دار می شویم.(آیه 69) واژه مخاصمه در این سوره خیلی با دقت به کار رفته است. ما در میابیم که مخاصمه کار اهل دوزخ است!(آیه 64) اگر دقت کنیم کسانی که با هم مناقشه دارند و به داود مراجعه می کنند هم خصم هستند(آیه 22 و 21) و ما از آیات دیگر قرآن می دانیم که خداوند مخاصمه در پیشگاه خودش را نمی پسندد.(ق 28)

به هر حال می فهمیم که ملا اعلی که صافات هستند و در سوره قبل اینهمه از بزرگ بودن مقام و جایگاهشان صحبت کرد و اینکه آنها توانایی یا مسئولیت خلق و نزول وحی و نزول عذاب دارند، در این سوره در می یابیم که آنها دچار مخاصمه شده اند در پیشگاه الهی!!!

و مخاصمه، برتری جویی ابلیس بر انسان بود(آیه 76) و وعده اینکه همه انسانها را جز مخلصین را گمراه خواهد کرد(آیه 82 و 83) ابلیس از خدا تا روز قیامت وقت می خواهد ولی خدا تا روز وقت معلوم که قاعدتا روزی پیش از قیامت است به او وقت می دهد(آیه 81) در سوره اسراء می فهمیم که ابلیس مدعی است اگر خدا به او تا روز قیامت وعده داده بود جز اندکی همه انسانها را گمراه می کرد!!!(اسراء 62) و این لطف الهی به انسانها است که مهلت ابلیس را محدود کرده است.

اما وقتی نکته جالب می شود که توجه می کنیم که دو نفر از افرادی که در این سوره از آنها نام برده شده است یعنی داود و سلیمان خلیفه جعلی الهی هستند.(آیه 26)(به تعبیر تورات اینها مسیح بودند یعنی پادشاه منصوب خداوند) آنها بر باد(ریح) و حیوانات(طیر) و جمادات(حدید و جبال) و شیاطین(جن) تسلط دارند.

و همان شیاطینی از جن(یا ذریه آنها) که به آدم حسد بردند امروز در زمین کارگر او شده اند(آیه 37 و 38) و در وضعیت عذاب مهین از او فرمان بری می کنند!(سبا 14)

نکته ای که جلب توجه می کند اساسا انگار در این آیات مناقشه بین ذریه ها با ذریه هاست! یعنی ظاهرا قضیه این است که ابلیس با آدم درگیر می شود اما می بینیم که این مناقشه بین ذریه ابلیس با ذریه آدم ادامه دارد.

همچنین ما در آیه 35 و تطبیق آن با تورات در میابیم که پادشاهی الهی(مسیحایی) تا ابد در ذریه سلیمان قرار داده شده است. دعاش در قرآن آمده است و پاسخ دعا در تورات(دوم سموئیل فصل 7 آیه 13 تا 16)

همچنین در میابیم که بزرگترین خصوصیت این بندگان مخلص الهی که خلیفه الله و فصل الخطاب بودند(داود و سلیمان) این است که اواب و بازگشت کننده به سوی خدا بودند!

جریان اوریای حتی کم اتفاقی نیست که در تورات یاد شده است و قرآن هم مثال 99 گوسفندو یک گوسفند را در این سوره آورده است. اما به محض اینکه داود متوجه این خطای خود می شود استغفار می کند و خدا او را می بخشد و خدا از همان زن سلیمان را به او عطا می کند.