بقیه اسرائیل (عبری שְׁאֵרִית יִשְׂרָאֵל)، اصطلاحی است که به این باوری  اشاره می کند که آینده اسرائیل توسط باقیمانده وفادار زنده مانده از بلاهایی که در نتیجه خروج از فرمان خدا بر سر مردم می آید، تضمین می شود. پیامبران از یک سو تبعید و نابودی اسرائیل را پیش‌گویی می‌کردند و از سوی دیگر امید و نوید بقا و جاودانگی آن را داشتند. دکترین بقیه این تناقض را حل کرد. این عقیده مورد اشاره اکثر انبیا است. بنابراین میکاه (2: 12) می گوید: “‌ای یعقوب، من البته تمامی اهل تو را جمع خواهم نمود و بقیه اسرائیل را فراهم آورده …”. ارمیا (23:3) “و من باقیمانده گله خود را از تمام کشورهایی که آنها را رانده کرده ام جمع خواهم کرد و آنها را به گله های خود باز خواهم آورد و آنها بارور و زیاد خواهند شد.” یوئل وعده می‌دهد: «زیرا در کوه صهیون و اورشلیم کسانی خواهند بود که می‌گرند و در میان باقی‌مانده کسانی که خداوند آنها را خواهد خواند» (3: 5)،

با این حال، در اشعیا است که این دکترین در پیشرفته ترین شکل آن یافت می شود که بر افکار اسرائیل در مورد آینده تأثیر زیادی گذاشت. او نام نمادین شِئر جاشوب را برای پسرش می‌گذارد («بازمانده‌ای بازخواهد گشت»، 7: 3) و در 10:22 این عبارت به‌عنوان بیانیه واقعیت تکرار می‌شود: «بقایایی بازخواهد گشت، حتی بقایای یعقوب». جزئی ترین شرح این آموزه در 6:13 ظاهر می شود. زمین به کلی ویران خواهد شد، بنی اسرائیل “از دور حذف خواهند شد”، تنها یک دهم باقی خواهد ماند - حتی آن دهم “دوباره خورده خواهد شد” اما “ذرات مقدس” باقی خواهد ماند. تصور اشعیا از بقیه ممکن است شامل اقلیت وفادار و کسانی باشد که پیام خدا را تحت تأثیر فاجعه آتی می پذیرند.

در نمازهای یومیه دعای “ای نگهبان اسرائیل، بقیه اسرائیل را حفظ کن و نگذار اسرائیل هلاک شود” وجود دارد.

(Guardian of Israel, Guard the Remnant of Israel, and suffer not Israel to perish)

Shomer Yisrael.
Shimor Shearit Yisrael.
V’al Yovad Yisrael.
Haomrim Shma Yisrael.
שומר ישראל.
שמור שארית ישראל.
ואל יאבד ישראל.
האומרים “שמע ישראל”.

Translation:

O Guardian of Israel, guard the remnant of Israel, and suffer not Israel to perish, who say, Hear, O Israel.
Trans​​​lat​ion from The Standard Prayer book by Simeon Singer (1915) (public domain).

https://www.youtube.com/watch?v=GbMtverCmjM&t=87s

پس از جنگ جهانی دوم، عبارت «بقیه ای که زنده می‌ماند» (she’erit ha-peletah) برای بازماندگان هولوکاست به کار رفت.

لاویان 26

و بقیه شما در زمین دشمنان خود در گناهان خود فانی خواهند شد، و درگناهان پدران خود نیز فانی خواهند شد. 40 پس به گناهان خود و به گناهان پدران خود در خیانتی که به من ورزیده، و سلوکی که به خلاف من نموده‌اند، اعتراف خواهند کرد. 41 از این سبب من نیز به خلاف ایشان رفتار نمودم، و ایشان را به زمین دشمنان ایشان آوردم. پس اگر دل نامختون ایشان متواضع شود و سزای گناهان خود رابپذیرند، 42 آنگاه عهد خود را با یعقوب بیادخواهم آورد، و عهد خود را با اسحاق نیز و عهدخود را با ابراهیم نیز بیاد خواهم آورد، و آن زمین را بیاد خواهم آورد

پیدایش  45: 7:

و خدا مرا(یوسف) پیش روی شما فرستاد تا برای شما بقیتی در زمین نگاه دارد، وشما را به نجاتی عظیم احیا کند.

پیدایش 37: 28

و چون تجار مدیانی در گذر بودند، یوسف را از چاه کشیده، برآوردند، و یوسف را به اسماعیلیان به بیست پاره نقره فروختند. پس یوسف را به مصر بردند

مزامیر 118: 22

سنگی راکه معماران رد کردند، همان سر زاویه شده است.

مکاشفات یوحنا فصل 12:
و علامتی عظیم در آسمان ظاهر شد: زنی که آفتاب را دربر دارد و ماه زیرپایهایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است، 2 و آبستن بوده، از درد زه و عذاب زاییدن فریاد برمی آورد. 3

. 5 پس پسر نرینه‌ای را زایید که همه امت های زمین را به عصای آهنین حکمرانی خواهد کرد؛ و فرزندش به نزد خدا وتخت او ربوده شد

17 و اژدها بر زن غضب نموده، رفت تا باباقی ماندگان ذریت او که احکام خدا را حفظمی کنند و شهادت عیسی را نگاه می‌دارند، جنگ کند.

1-   از میان مال و فرزندان، باقیات صالحاتی وجود دارند که موجب امیدواری و پاداش الهی است.

الْمالُ وَ الْبَنُونَ زينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ‏ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلاً (کهف 46)

مال و فرزندان، زيور زندگى دنياست و آثار شايسته و پاينده، نزد پروردگارت از نظر پاداش و اميدوارى نيكوتر است.(طاهری)

2-      اگر کسی به هدایت بگراید امید هست که خداوند هدایت او را بیشتر کند و از بقیه صالح شود.

وَ يَزيدُ اللَّهُ الَّذينَ اهْتَدَوْا هُدىً وَ الْباقِياتُ‏ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ مَرَدًّا (مریم 76)

كسانى كه در راه هدايت گام نهادند، خداوند بر هدايتشان مى‏افزايد؛ و آثار شايسته‏اى كه (از انسان) باقى مى‏ماند، ثوابش در پيشگاه پروردگارت بهتر، و عاقبتش خوبتر است! (76)(مکارم)

3-      پذیرش و انتخاب باقی مانده مورد پسند الهی (چه از قبیل مال و چه از قبیل فرزندان) به نفع مومنین است.

بَقِيَّتُ‏ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفيظٍ (هود 86)

«اگر مؤمن بوده‏ايد، باقيمانده‏ى (حجت) خدا براى شما بهتر است، و من بر شما نگاهبان نيستم.» 86(صادقی تهرانی)

4-   در نسل های گذشته هم بقیه صالح نجات یافته و بقیه ناصالح از بین رفته اند.

فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُوا بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ قَليلاً مِمَّنْ أَنْجَيْنا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذينَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فيهِ وَ كانُوا مُجْرِمينَ (نحل 116)

چه شد كه در ميان نسلهاى قبل از شما، صاحبان [ارزشهاى‏] باقى نبودند كه [ديگران را] از تبهكارى در زمين بازدارند؟ مگر اندكى از آنها كه نجاتشان داديم؛ و ستمگران بزهكار در پى وسايل عياشى خود افتادند و بزهكار بودند.(طاهری)

5-   در تورات و زبور و قرآن درج است که (حکومت) زمین به (بقیه) صالح می رسد.

وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ (105)

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد. (105)(فولادوند)

6-   سنت الهی این است که آنچه باقی می ماند موجب نفع انسانها است.

الرعد 17

أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَّابِيًا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ

ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﻲ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺩﺭّﻩ ﻭ ﺭﻭﺩﻱ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮔﻨﺠﺎﻳﺶ ﻭ ﻭﺳﻌﺘﺶ [ ﺳﻴﻠﺎﺑﻲ ] ﺟﺎﺭﻱ ﺷﺪ ، ﺳﭙﺲ ﺳﻴﻠﺎﺏ ، ﻛﻔﻲ ﭘُﻒ ﻛﺮﺩﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻭﻱ ﺧﻮﺩ ﺣﻤﻞ ﻛﺮﺩ ، ﻭ ﻧﻴﺰ ﺍﺯ ﻓﻠﺰﺍﺗﻲ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺯﻳﻨﺖ ﻭ ﺯﻳﻮﺭ ﻳﺎ ﻛﺎﻟﺎ ﻭ ﻣﺘﺎﻉ ، ﺁﺗﺶ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻣﻰ  ﺍﻓﺮﻭﺯﻧﺪ ، ﻛﻔﻲ ﭘُﻒ ﻛﺮﺩﻩ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﻴﻠﺎﺏ ﺑﺮ ﻣﻰ  ﺁﻳﺪ ; ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺧﺪﺍ ﺣﻖ ﻭ ﺑﺎﻃﻞ ﺭﺍ [ ﺑﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﻣﺤﺴﻮﺱ ] ﻣَﺜَﻞ ﻣﻰ  ﺯﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﺁﻥ ﻛﻒِ [ ﺭﻭﻱ ﺳﻴﻞ ﻭ ﺭﻭﻱ ﻓﻠﺰ ﮔﺪﺍﺧﺘﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻛﻨﺎﺭﻱ ﺭﻓﺘﻪ ] ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺘﻲ ﻣﺘﻠﺎﺷﻲ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﻰ  ﺭﻭﺩ ، ﻭ ﺍﻣﺎ ﺁﻧﭽﻪ [ ﭼﻮﻥ ﺁﺏ ﻭ ﻓﻠﺰ ﺧﺎﻟﺺ ] ﺑﻪ ﻣﺮﺩم ﺳﻮﺩ ﻣﻰ  ﺭﺳﺎﻧﺪ ، ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﻣﻰ  ﻣﺎﻧﺪ . ﺧﺪﺍ ﻣَﺜَﻞ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻰ  ﻛﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺮﺩم ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻃﻞ ﺑﺸﻨﺎﺳﻨﺪ . (فولادوند)

7-   تداوم بقیه صالح در ذریه ابراهیم جعل الهی شده است.

8-   بقیه صالح از ذریه ابراهیم الذین انعمت علیهم هستند.

وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً في‏ عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (زخرف 28)

خداى تعالى اين يكتاپرستى را در نسل او باقى گذاشت، شايد برگردند (28).(المیزان)

أُولئِكَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَ مِمَّنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ وَ مِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْراهيمَ وَ إِسْرائيلَ وَ مِمَّنْ هَدَيْنا وَ اجْتَبَيْنا إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِيًّا (مریم 58)(سه بار تکرار حملنا در قرآن)

آنان كسانى از پيامبران بودند كه خداوند بر ايشان نعمت ارزانى داشت: از فرزندان آدم بودند و از كسانى كه همراه نوح [بر كشتى‏] سوار كرديم؛ و از فرزندان ابراهيم و اسرائيل و از كسانى كه [آنان را] هدايت نموديم و برگزيديم؛ [و] هر گاه آيات [خداى‏] رحمان بر ايشان خوانده مى‏شد، سجده‏كنان و گريان به خاك مى‏افتادند. (58)(فولادوند)

داستان نوح:
وَ قَالَ نُوحٌ رَّبّ‏ لَا تَذَرْ عَلىَ الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا(نوح 26)

إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّواْ عِبَادَكَ وَ لَا يَلِدُواْ إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا(27)

و نوح گفت: «پروردگارا، هيچ كس از كافران را بر روى زمين مگذار، (26)

چرا كه اگر تو آنان را باقى گذارى، بندگانت را گمراه مى‏كنند و جز پليدكارِ ناسپاس نزايند. (27)

وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقينَ‏ (صافات 77)

و [تنها] نسل او را باقى گذاشتيم. (77)(فولادوند)

ثُمَّ أَغْرَقْنا بَعْدُ الْباقينَ‏ (شعراء 120)

آن گاه باقى‏ماندگان را غرق كرديم. (120)(فولادوند)

داستان عاد:

وَ ثَمُودَ فَما أَبْقى‏ (نجم 51)

و ثمود را [نيز هلاك كرد] و [كسى را] باقى نگذاشت. (51)(فولادوند)

فَهَلْ تَرى‏ لَهُمْ مِنْ باقِيَةٍ (حاقه 8)

آيا از آنان كسى را بر جاى مى‏بينى؟ (8)(فولادوند)

موسی:
وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فيهِ سَكينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسى‏ وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ (بقره 248)

و پيامبرشان بديشان گفت: «در حقيقت، نشانه پادشاهى او اين است كه آن صندوقِ [عهد] كه در آن آرامش خاطرى از جانب پروردگارتان، و بازمانده‏اى از آنچه خاندان موسى و خاندان هارون [در آن‏] بر جاى نهاده‏اند- در حالى كه فرشتگان آن را حمل مى‏كنند- به سوى شما خواهد آمد. مسلما اگر مؤمن باشيد، براى شما در اين [رويداد] نشانه‏اى است.» (248)(فولادوند)

داستان یوسف:

1-      بقیه صالح برگزیده و دریافت کننده نعمت الهی است

2-      صاحب علم الهی است.

3-      نیاز هست که مردم باور داشته باشند که خدا او را برتری داده است.

وَ كَذَالِكَ يجَتَبِيكَ رَبُّكَ وَ يُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ وَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ عَلىَ ءَالِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلىَ أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسحْاقَ  إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ(یوسف 6)

و اين چنين، پروردگارت تو را برمى‏گزيند، و از تعبير خوابها به تو مى‏آموزد، و نعمتش را بر تو و بر خاندان يعقوب تمام مى‏كند، همان گونه كه قبلًا بر پدران تو، ابراهيم و اسحاق، تمام كرد. در حقيقت، پروردگار تو داناى حكيم است.» (6)(فولادوند)

إِذْ قَالُواْ لَيُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلىَ أَبِينَا مِنَّا وَ نحَنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِى ضَلَالٍ مُّبِينٍ(8)

هنگامى كه [برادران او] گفتند: «يوسف و برادرش نزد پدرمان از ما- كه جمعى نيرومند هستيم- دوست داشتنى‏ترند. قطعاً پدر ما در گمراهى آشكارى است.» (8)(فولادوند)

وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ ءَاتَيْنَاهُ حُكْمًا وَ عِلْمًا  وَ كَذَالِكَ نجَزِى الْمُحْسِنِينَ(22)

و چون به حد رشد رسيد، او را حكمت و دانش عطا كرديم، و نيكوكاران را چنين پاداش مى‏دهيم. (22)(فولادوند)

قَالُواْ أَ ءِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُ  قَالَ أَنَا يُوسُفُ وَ هَذَا أَخِى  قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا  إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَ يَصْبرِ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ(90)

قَالُواْ تَاللَّهِ لَقَدْ ءَاثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَ إِن كُنَّا لَخَطِينَ(91)

گفتند: «آيا تو خود، يوسفى؟» گفت: « [آرى،] من يوسفم و اين برادر من است. به راستى خدا بر ما منّت نهاده است. بى‏گمان، هر كه تقوا و صبر پيشه كند، خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمى‏كند.» (90)(فولادوند)

گفتند: «به خدا سوگند، كه واقعاً خدا تو را بر ما برترى داده است و ما خطاكار بوديم.» (91)(فولادوند)