موضع قرآن مجید درباره متون مقدس پیشین
عبدالرحیم سلیمانی
چکیده
قرآن مجید به تاریخ و اندیشههای دو دین همخانواده از ادیان ابراهیمی، یعنی یهودیت و مسیحیت ، پرداخته و بارها به متون مقدس آنان اشاره کرده، درباره آنها به صورتهای مختلف موضع گرفته است. در آیات متعددی از قرآن مجید متون مقدس یهودی-مسیحی تصدیق و تایید شده است. این در حالی است که از برخی از آیات قرآن برداشت شده است که این متون تحریف شدهاند. اما قبل از پرداختن به اینکه موضع قرآن مجید در اینباره چیست و به عنوان مقدمه آن باید این روشن شود که قرآن درباره چه متنی سخن میگوید و آیا مطابق قرآن مجید متونی که در آن زمان بودهاند آسمانی و خالص بودهاند؟ آیا متونی که در زمان ظهور اسلام در دست بود، همین متون فعلی بودهاند؟ اگر اینگونه بوده چگونه قرآن مجید آنها را تصدیق و تایید کرده، در حالی که در موارد متعددی با قرآن مجید ناسازگارند؟ این نوشتار به پاسخ به این پرسشها میپردازد.
کلیدواژهها: قرآن مجید، متون مقدس پیشین، تصدیق، تحریف.
مقدمه
قرآن مجید، که به تاریخ و اندیشه¬های دو دین یهودیت و مسیحیت به صورتی نسبتا تفصیلی پرداخته، متون مقدس این دو دین را نیز به گونه¬ای مطرح کرده، درباره آنها داوری کرده است. این کتاب به متون مقدس یهودی–مسیحی، که همراه با اسلام ادیان ابراهیمی خوانده می¬شوند، با عناوین کلی «کتاب»، «صُحُف» اشاره کرده و علاوه بر این برای اشاره به این متون از سه نام «تَورات» و «انجیل» و «زبور» استفاده کرده است. اما متونی که امروز برای یهودیان و مسیحیان قانونی و مقدس است به ظاهر اندکی با تعابیر قرآنی تفاوت دارد. متن مقدس اصلی یهودیان، که مسیحیان نیز به عنوان بخشی از متون مقدس خود آن را قبول دارند و یهودیان با عنوان «تَنَک» یا «تَنَخ» (برگرفته از حروف اول سه بخش این مجموعه یعنی تورات، نبییم یا انبیا و کتوبیم یا مکتوبات) یا «کتاب مقدس عبری» و مسیحیان با عنوان «عهد قدیم» به آن اشاره می¬کنند، مشتمل بر 39 کتاب است که پنج کتاب اول آن «تورات» خوانده می¬شود. علاوه بر این یهودیان متن مقدس دیگری دارند، که به تعبیری شرح و توضیح متن اول است، و «تَلمود» خوانده می¬شود. مسیحیان علاوه بر «عهد قدیم»، مجموعه دیگری مشتمل بر 27 کتاب و نوشته را معتبر و مقدس می¬شمارند و آن را «عهد جدید» می¬خوانند. چهار کتاب اول «عهد جدید» چهار انجیل (متی، مَرقُس، لوقا و یوحنا) خوانده می¬شوند. بنابراین در قرآن مجید تعابیر «عهد قدیم»، «عهد جدید»، «تلمود» و «اناجیل» به کار نرفته است. همچنین در قرآن مجید «زبور» به حضرت داود (ع) نسبت داده شده که در مجموعه عهد قدیم کتابی به نام «مزامیر» به آن حضرت منسوب است. حال یک پرسش این است که آیا همین متون با همین عناوین در زمان نزول قرآن مجید بوده، و اگر چنین بوده چه ربط و نسبتی بین تعابیر به کار رفته در قرآن مجید و عناوین موجود در سنت یهودی–مسیحی وجود دارد؟ نکته دیگر اینکه قرآن مجید در آیات متعددی به کتابی که بر حضرت موسی (ع) نازل شده یا به او داده شده یا فرو فرستادن تورات و نیز به کتابی که به حضرت عیسی (ع) نازل شده یا به او داده شده یا «انجیل» که به او نازل شده یا به او داده شده، اشاره کرده است. پرسش مهم این است که ماهیت این کتاب¬ها، یا «تورات» و «انجیل» چه بوده و چه ربط و نسبتی با کتاب¬های موجود در زمان نزول قرآن و کتاب¬های موجود در زمان ما داشته¬اند. بحث دیگر این است که در آیات متعددی از قرآن مجید، متون انبیای پیشین یا کتاب¬های موجود نزد یهودیان و مسیحیان یا تورات و انجیل به صورت¬های مختلف تصدیق و تأیید شده¬اند. این در حالی است که مطالبی در متون فعلی موجود است که با قرآن مجید سازگاری ندارند. از سوی دیگر در برخی از آیات قرآنی سخن از «تحریف» به میان آمده است. پرسش مهم دیگر این است که قرآن کدام کتاب را تصدیق کرده و اگر متون تحریف شده¬اند، چگونه مورد تصدیق واقع شده¬اند؟ اینها پرسش¬هایی است که در این نوشتار در پی پاسخ به آنها هستیم.
الف) ربط و نسبت عناوین قرآنی با عناوین متون فعلی یهودی_مسیحی
واژه «تَورات» که تلفظ عبری آن «تُورا» است در لغت عبری به معنای «آموزش» است. در گذشته¬ها گمان بر این بوده که این واژه به معنای «قانون» است و این اشتباه از برگرداندن واژه به زبان یونانی در نسخه یونانی (سبعینیه) ناشی شده است .(HBD, p. 1083; ER.ME, V. 7, p. 826) اما به لحاظ مصداقی در ادبیات یهودی قبل از اسلام، این واژه حداقل چهار مصداق داشته که سه عدد از آنها اشاره به کتاب یا مجموعه کتاب¬ها بوده است. گاهی مقصود از کلمه تورات پنج سِفر [=کتاب] اول مجموعه عهد قدیم یعنی اسفار پیدایش، خروج، لاویان، عداد و تثنیه، بوده است. این خاص¬ترین معنای تورات است. معنای دوم واژه تورات، اعم از معنای اول بوده و کل عهد قدیم را در بر می¬گرفته است. گاهی به کل این مجموعه تورات کتبی گفته می¬شده که در برابر تورات شفاهی قرار داشته است. از دو فرقه اصلی قدیمی یهودی، یعنی فریسیان و صدوقیان، فرقه اول، که بزرگ¬تر بود، قائل به این بود که حضرت موسی دو تورات باقی گذاشته یکی کتبی که همان مجموعه عهد قدیم است و دیگری شفاهی که قرار بوده است که مکتوب نگردد تا یهودیان را از دین دیگری که بعدا به وجود می¬آید و عهد قدیم را می¬پذیرد، یعنی مسیحیت، جدا سازد. اما بعد از جدا شدن مسیحیت این فلسفه از بین رفت و به گفته یهودیان در فاصله زمانی اواسط قرن دوم میلادی تا حدود سال 500 میلادی مجموعه¬ای به تدریج نوشته شد که تورات شفاهی یا «تلمود» خوانده می¬شود. در واقع اصطلاح سوم «تورات» اعم از تورات کتبی و شفاهی است و کل ادبیات وحیانی یا الهامی (به اعتقاد یهودیان)، یعنی عهد قدیم و تلمود را در بر می¬گیرد. مصداق و اصطلاح چهارم واژه تورات کتاب و نوشته نیست، بلکه «حکم» است و به جای اینکه گفته شود «حکم» فلان چیز چیست گفته می¬شده است که « تورات» آن چیست (EJC, PP. 630-631) حال سخن این است که در قرآن مجید یا روایات اسلامی گاهی این تعبیر به کار رفته است که «کتاب بر موسی (ع) نازل شد» یا «تورات نازل شد» یا تعابیری مانند آن، و گاهی سخن از این است که «کتاب توراتی که نزد شماست» برای مثال آمده است که در توراتی که نزد شماست فلان موضوع یا فلان حکم است. درباره تعبیر اول و فرق آن با تعبیر دوم، در قسمت بعدی این فصل بحث خواهیم کرد. اما در اینجا سخن این است که وقتی تعبیر دوم در متون اسلامی به کار رفته است می¬تواند مقصود عام¬ترین اصطلاح تورات، یعنی اعم از تورات کتبی و شفاهی مقصود باشد، چرا که این کاربرد در تلمود، که مربوط به قبل از اسلام است، رایج بوده است. واژه دیگر «انجیل» است که اصل آن لغتی یونانی به معنای «مژده» یا «بشارت» است. در کاربرد رایج در میان مسیحیان، انجیل در یک اصطلاح روح پیام حضرت عیسی (ع) بوده است. اما در اصطلاح دیگر چهار کتاب اول مجموعه عهد جدید، که در واقع چهار زندگی¬نامه و سخنان و اعمال حضرت عیسی هستند، چهار انجیل خوانده می-شوند (هینلز، 1386، ص76). اما در کاربرد سومی کل مجموعه عهد جدید نیز انجیل خوانده می¬شده است و برای مثال در زبان فارسی عنوان مجموعه عهد جدید که مجزا چاپ شده است، (انتشارات انجمن کتاب مقدس) «انجیل شریف» است. و باز سخن این است که یک بار در قرآن یا روایات اسلامی سخن از انجیل یا کتابی که به حضرت عیسی عطا شده یا نازل شده، رفته است و یک بار سخن از کتابی که نزد مسیحیان است. تعبیر دوم می¬تواند مقصود از آن کل عهد جدید باشد. واژه دیگر کلمه «زبور» است که در دو آیه از قرآن آمده است که «ما به داود زبور را دادیم» (نساء/163؛ اسراء/ 55) و در یک آیه سخن از این است که خداوند مطلبی را در زبور نوشته است (انبیاء/ 105). گفته می¬شود کلمه زبور به معنای مکتوب و نوشته شده است (الطریحی، 1985، ج3، ص314؛ طباطبایی، 1363 ه.ق.، ج5، ص141). در مجموعه عهد قدیم کتابی به حضرت داود منسوب است که مزامیر (جمع مزمور به معنای سرود) خوانده می¬شود. این کتاب در نسخه عبری 150 مزمور و در نسخه یونانی 151 مزمور دارد. محتوای این کتاب حکمت و مناجات و تسبیح است و کم¬تر مشتمل بر حکم است. صاحب کتاب مجمع البحرین نقل می¬کند که زبور داود مشتمل بر 150 سوره است که ظاهرا باید اشاره به همان مزامیر مطابق نسخه عبری باشد. محتوای کتاب مزامیر موجود، که اصل آن به زبان شعر است، به گونه¬ای است که مطالب آن با قرآن مجید و متون اسلامی ناسازگاری آشکاری ندارد. اما به هر حال محققان جدید برآنند که حدود نیمی از این سرودها می¬تواند از آن داود باشد و بقیه مربوط به زمانهای بعد است.
ب) ماهیت متون پیشین در قرآن
در قرآن مجید سخن از الواحی رفته است که خداوند بر آن دستوراتی را نوشته و به موسی (ع) داده تا به قوم اسرائیل برساند تا به آن عمل کنند: ﴿وَ كَتَبْنٰا لَهُ فِي اَلْأَلْوٰاحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِيلاً لِكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْهٰا بِقُوَّةٍ وَ أْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهٰا﴾ ؛ و در الواح برای او در هر موردی پندی، و برای هر چیزی تفصیلی نگاشتیم، پس [فرمودیم] آن را به جد و جهد بگیر و به قوم خود دستور بده که بهترین آن را فرا گیرند» ﴿الأعراف، 145:7). و نیز درباره ویژگیهای این الواح آمده است: ﴿وَ لَمّٰا سَكَتَ عَنْ مُوسَى اَلْغَضَبُ أَخَذَ اَلْأَلْوٰاحَ وَ فِي نُسْخَتِهٰا هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ﴾ ؛ و چون خشم موسی فرو نشست، الواح را بر گرفت؛ و در رونویس آن، برای کسانی که از پرودگارشان بیمناک بودند، هدایت و رحمتی بود» ﴿الأعراف، 154:7). از سوی دیگر در آیاتی سخن از کتابی است که همین ویژگی¬ها را دارد و به موسی (ع) داده شده یا به او نازل شده است: ﴿ثُمَّ آتَيْنٰا مُوسَى اَلْكِتٰابَ تَمٰاماً عَلَى اَلَّذِي أَحْسَنَ وَ تَفْصِيلاً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لَعَلَّهُمْ بِلِقٰاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ. وَ هٰذٰا كِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اِتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ﴾ آنگاه به موسی کتاب دادیم، برای اینکه [نعمت را] بر کسی که نیکی کرده است تمام کنیم، و برای اینکه هر چیزی را بیان نماییم، و هدایت و رحمتی باشد، امید که به لقای پروردگارشان ایمان بیاورند. و این خجسته کتابی است که ما آن را نازل کردیم؛ پس از آن پیروی کنید و پرهیزگاری نمایید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید» ﴿الأنعام، 6: 154-155). و نیز آمده است: ﴿قُلْ مَنْ أَنْزَلَ اَلْكِتٰابَ اَلَّذِي جٰاءَ بِهِ مُوسىٰ نُوراً وَ هُدىً لِلنّٰاسِ﴾ بگو: «چه کسانی آن کتابی را که موسی آورده است نازل کرده؟ [همان کتابی که] برای مردم روشنایی و رهنمود است» ﴿الأنعام،91:6). و آمده است: ﴿وَ آتَيْنٰا مُوسَى اَلْكِتٰابَ وَ جَعَلْنٰاهُ هُدىً لِبَنِي إِسْرٰائِيلَ﴾؛ و کتاب را به موسی دادیم و آن را برای فرزندان اسرائیل رهنمودی گردانیدیم» ﴿الإسراء، 2:17). و آمده است: ﴿وَ إِذْ آتَيْنٰا مُوسَى اَلْكِتٰابَ وَ اَلْفُرْقٰانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ﴾؛ و آنگاه که موسی را کتاب و فرقان [جداکننده حق از باطل] دادیم، شاید هدایت یابید» ﴿البقرة،53:2) در آیات دیگری نیز سخن از این رفته است که ما به موسی کتاب دادیم (بقره؛ 2: 87؛ مؤمنون، 23: 49؛ سجده، 32: 23؛ فصلت، 41: 45 و…). تا اینجا سخن از نام کتابی که بر موسی (ع) نازل شده نیست و البته در هیچ آیه¬ای از قرآن مجید کتابی با نام به آن حضرت نسبت داده نشده است. اما در آیاتی از قرآن سخن از این است که خداوند کتاب تورات را نازل کرده است: ﴿إِنّٰا أَنْزَلْنَا اَلتَّوْرٰاةَ فِيهٰا هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا اَلنَّبِيُّونَ اَلَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هٰادُوا﴾ ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود نازل کردیم. پیامبرانی که تسلیم [فرمان خدا] بودند به وسیله آن برای یهودیان داوری می¬کردند» ﴿المائدة،44:5). و در آیه¬ای دیگر آمده است: ﴿يٰا أَهْلَ اَلْكِتٰابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرٰاهِيمَ وَ مٰا أُنْزِلَتِ اَلتَّوْرٰاةُ وَ اَلْإِنْجِيلُ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ﴾ ای اهل کتاب، چرا درباره ابراهیم محاجه می¬کنید با آنکه تورات و انجیل بعد از او نازل شده است؟ آیا تعقل نمی¬کنید؟ ﴿آلعمران،65:3). در آیات دیگری نیز سخن از نزول تورات رفته است (برای نمونه آل¬عمران، 3: 93). از مجموع ویژگی¬هایی که در این سه دسته از آیات آمده به روشنی بر می¬آید که این سه عنوان اشاره به یک چیز است. درست همان ویژگی¬هایی که برای الواح ذکر شده برای کتاب نازل شده بر موسی هم ذکر شده است. و نیز یک کتاب به نام تورات نازل شده که همه انبیای بنی اسرائیل موظف بوده¬اند که بر طبق آن برای یهودیان حکم کنند و همان طور که کتاب نازل شده به موسی نور و هدایت است، تورات نیز همین ویژگیها را دارد، پس این دو یکی هستند. پس باید به تبع تمام مفسران اسلامی نام کتابی که به موسی نازل شده است، تورات بنامیم که ظاهرا، همان طور که بسیاری از مفسران اشاره کرده¬اند، همان الواح است. این در رابطه با کتاب موسی (ع) بود. همچنین ظاهر آیاتی از قرآن مجید نشان می¬دهد که خداوند کتابی به نام «انجیل» نازل کرده یا به حضرت عیسی داده است: ﴿نَزَّلَ عَلَيْكَ اَلْكِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَيْنَ يَدَيْهِ وَ أَنْزَلَ اَلتَّوْرٰاةَ وَ اَلْإِنْجِيلَ مِنْ قَبْلُ هُدىً لِلنّٰاسِ وَ أَنْزَلَ اَلْفُرْقٰانَ﴾؛ این کتاب را در حالی که مؤید آنچه نزد اوست می¬باشد، به حق بر تو نازل کرد و تورات و انجیل را پیش از آن برای هدایت مردم نازل کرد و فرقان را نازل کرد» ﴿آلعمران،3:3-4﴾. از این سیاق ظاهر این است که تورات و انجیل و قرآن از یک سنخ هستند و هر سه به یک صورت نازل شدهاند. در آیه¬¬¬ای دیگر سخن از نزول انجیل در کنار تورات است: ﴿يٰا أَهْلَ اَلْكِتٰابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرٰاهِيمَ وَ مٰا أُنْزِلَتِ اَلتَّوْرٰاةُ وَ اَلْإِنْجِيلُ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِهِ﴾ ای اهل کتاب چرا درباره ابراهیم محاجه می¬کنید با آنکه تورات و انجیل بعد از او نازل شده است» ﴿آلعمران،65:3). در آیه¬ای دیگر سخن از این است که انجیل به حضرت عیسی (ع) داده شده است، اما تعابیری که به کار می¬رود و ویژگی¬هایی که از آن برشمرده می¬شود دقیقا شبیه تعابیری است که برای تورات و قرآن به کار رفته است: ﴿وَ قَفَّيْنٰا عَلىٰ آثٰارِهِمْ بِعِيسَى اِبْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقاً لِمٰا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ اَلتَّوْرٰاةِ وَ آتَيْنٰاهُ اَلْإِنْجِيلَ فِيهِ هُدىً وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقاً لِمٰا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ اَلتَّوْرٰاةِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ﴾ و عیسی پسر مریم را به دنبال آنان [=پیامبران دیگر] درآوردیم، در حالی که تورات را که نزد او بود تصدیق می¬کرد، و به او انجیل را عطا کردیم که در آن هدایت و نور بود و توراتی را که نزدش بود تصدیق می¬کرد و برای پرهیزگاران هدایت و اندرز بود» ﴿المائدة،46:5). در مجموع از این آیات و برخی از آیات دیگر (مانند سوره مریم آیه 30 که در آن سخن از اعطای کتاب است) عموم مفسران قرآن و نیز دیگر عالمان مسلمان برداشت کرده¬اند که خداوند کتابی به نام «انجیل» بر حضرت عیسی نازل کرده که مانند قرآن مجید مشتمل بر تعالیم دین بوده است. اما برخی از قرآن پژوهان معاصر با این نظر مخالفت کرده و قائل شده¬اند که «انجیل» حضرت عیسی (ع) در قرآن اشاره به کتاب نیست بلکه مقصود تعالیمی است که آن حضرت آورده است. حضرت عیسی کتابی نیاورده و حواریان آن حضرت برخی از تعالیم او را در اناجیل حفظ کرده¬اند (معرفت، 1396 ه.ق.، ج8، ص129). ایشان در مصاحبه¬ای می¬گوید: «این را هم باید توجه داشته باشیم که حضرت عیسی کتابی به نام انجیل نداشته است. انجیل کلمه¬ای یونانی و به معنای بشارت است، یعنی بشارت¬های حضرت عیسی (ع) و تعالیمی که مردم را از حالت یأس بیرون می¬آورد چون یهودی¬ها مردم را مأیوس می¬کردند، حضرت مسیح آمد تا به مردم نوید دهد و آنها را نسبت به آینده خوشبین کند و به زندگی آنها نشاط بدهد. آن تعالیم را شاگردها نوشتند، نه اینکه آن حضرت کتابی آورده باشد. در آیۀ ﴿و ءاتانی الکتاب)، کتاب به معنای شریعت است…» (هفت آسمان، 1381، ص23). ظاهرا ایشان دلیلی برای این مدعای خود اقامه نمی¬کند. به هر حال ظاهر قوی چندین آیه از قرآن این است که حضرت عیسی کتابی به نام انجیل داشته است و سنت اسلامی این ظاهر قوی را پشتیبانی می¬کند. برداشت عموم مفسران نیز همین بوده است. برای مخالفت با این امر باید دلیل محکمی ارائه کرد. یا باید کسی با یک مشکل عقلی جدی روبرو باشد که مجبور باشد از ظواهر دست بردارد. شاید بتوان به سود ایشان دلیلی اقامه کرد و آن اینکه در سنت مسیحی نه تنها سخنی از کتاب عیسی نیست، بلکه در هیچ اثری اشاره¬ای به آن نشده است. حتی هیچ فرقهای از فرقههای مسیحیت اشاره به کتاب عیسی نکردهاند و برای مثال «ابیونی¬ها» که ظاهرا پیرو پطرس بوده¬اند و پولس را کافر می¬خوانده¬اند، در آنچه از آنان نقل شده است، به کتاب نازل شده به عیسی (ع) اعتقاد نداشته¬اند (گریدی، 1377، ص43). به هر حال این یک مشکل جدی است که کتابی بر حضرت عیسی (ع) نازل شده باشد و نه تنها هیچ اثری از آن باقی نمانده باشد بلکه هیچ اشاره¬ای به آن نشده باشد. اما این یک استعباد است. خیلی عجیب است که نامی و اثری از کتاب موسی باقی نمانده باشد. و البته امور عجیب در تاریخ زیاد رخ داده است و با بعید یا عجیب دانستن نمی¬توان از ظاهر قوی قرآن دست برداشت. اما باید این را اضافه کنیم که اگر تاریخ سه قرن اول مسیحی را مطالعه کنیم قدری از این عجیب و بعید بودن نیز کاسته می¬شود. ما همه آنچه درباره سه قرن اول مسیحی می¬دانیم با استفاده از آثاری است که از فیلتر قرن چهارم گذشته است. در این قرن عجیب هیچ کتاب و اثری که با اندیشه پذیرفته شده توسط حکومت سازگار نباشد باقی نمانده است. حتی کسی که کتابی را نگه می¬داشته است با مجازات اعدام روبرو می¬شده است. ما اگر اطلاعی برای مثال از فرقه ابیونی¬ها داریم، نه از آثار خود آنان، بلکه از اشاره¬هایی که مخالفان آن کرده¬اند دریافت می¬کنیم. پس باید بگوییم واقعیت سه قرن اول و حتی چگونگی پیدایش همین اناجیل موجود بسیار تیره و تار است، به گونه¬ای که محققان جدید درباره چگونگی پیدایش و نویسندگان و منابع اناجیل نظریات متعدد و ضد و نقیضی ارائه کرده¬اند. و باز این را نیز باید اضافه کنیم که اگر مشکل صرف استبعاد باشد، یک استبعاد دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه عجیب است که یک پیامبر اولوالعزم اصلا کتابی نداشته باشد، با اینکه مطابق قرآن حتی برخی از پیامبران مبلغ مانند حضرت داود، کتاب داشته¬اند. به هر حال باید بپذیریم که مطابق ظاهر قوی قرآن مجید و نیز سنت اسلامی، حضرت عیسی (ع) کتابی مانند تورات و قرآن آورده است و اینکه خود کتاب باقی نمانده، از تورات واقعی هم چیزی باقی نمانده است و تنها بخش¬هایی از محتوای آن در تورات موجود باقی مانده کما اینکه بخش¬هایی از انجیل عیسی در اناجیل موجود باقی مانده است. بنابراین مطابق ظاهر آیات متعدد قرآنی، خداوند به حضرت موسی (ع) کتابی به نام «تورات» و به حضرت عیسی (ع) کتابی به نام «انجیل» عطا کرده است. اما پرسش مهم این است که آیا همین کتاب¬ها در زمان نزول قرآن بوده¬اند؟ قبل از یافتن پاسخ قرآن به این پرسش لازم است به این امر به صورت بیرونی نگاهی بیندازیم. مجموعه عهد قدیم و عهد جدید از قرن¬ها قبل از اسلام به همین صورت امروزی بوده است و در واقع متونی که در زمان ظهور اسلام نزد یهودیان و مسیحیان بوده، همین متون فعلی بوده است. اساسا تصور اینکه در زمان ظهور اسلام و یا پس از آن متون دیگری نزد یهودیان و مسیحیان بوده، و آن را تغییر داده یا مخفی کرده¬اند، تصوری دور از واقعیت است. در زمان ظهور اسلام مرکز یهودیان و مسیحیان منطقه حجاز نبوده و بلکه در جاهای دیگر مانند امپراتوری روم حوزه¬ها و مراکز درسی و کتابخانه¬های مفصل وجود داشته است. پس تصور اینکه مثلا در منطقه دور افتاده¬ای مثل حجاز چند یهودی یا مسیحی کتاب خود را تغییر دهند و در همه مراکز علمی معتبر همه کتاب¬ها تغییر کند مثل این است که امروزه چند مسلمان در سوئیس یا سوئد قرآن مجید را تغییر دهند و در حوزه¬های قم و نجف و عربستان و مصر و … همه قرآن¬ها تغییر کند. از این گذشته، و مهم¬تر از آن، اینکه نسخه¬های خطی متعددی از کتاب مقدس (عهد قدیم و عهد جدید) در موزه¬ها وجود دارد که مربوط به قرن سوم و چهارم میلادی، یعنی چند قرن قبل از اسلام، هستند و این نسخه¬ها نشان می-دهند که از قبل از اسلام متون مقدس یهودی–مسیحی به همین صورت فعلی بوده است (ر.ک. میلر، 1981، ص77؛ الدر، 1335، ص116). و باز کتاب¬های عالمان یهودی و مسیحی که مربوط به قبل از اسلام هستند و به متون مقدس ارجاع داده¬اند نشان می¬دهند که این متون به شکل کنونی بوده¬اند. در یکی دو قرن اخیر طومارهایی مربوط به قرن دوم و سوم میلادی در دو منطقه قُمران و نجع حمادی پیدا شده که باز از آنها برمی¬آید که در آن زمان متون به صورت فعلی بوده است (گریدی، 1377، فصل دوم). صاحب تفسیر المیزان درباره تورات موجود می¬گوید: «این تورات همان کتابی است که عزرا به اذن کورش پادشاه ایران بعد از فتح بابل و آزادی یهودیان از اسارت بابلی … برای یهودیان گردآوری کرد، و همین تورات که امروز در دست یهود است در زمان پیامبر (ص) هم در اختیارشان بود» (طباطبایی، 1363 ه.ق.، ج5، ص342، ذیل آیه 43 از سوره آلعمران). به هر حال شواهد تاریخی به روشنی نشان می¬دهد که متونی که در زمان نزول قرآن نزد یهودیان و مسیحیان بوده همین متون فعلی بوده است. حال اگر به پرسش قبلی برگردیم، قرآن مجید نیز هر چند نام کلی کتاب یا نام خاص تورات و انجیل را هم برای کتاب¬های نازل شده و هم کتاب¬هایی که در آن زمان بوده است، به کار برده، اما در آیات متعددی برای اشاره به دومی قرینه به کار برده است. برای نمونه اشاره کرده است به تورات و انجیلی که نزد شماست: ﴿اَلَّذِينَ يَتَّبِعُونَ اَلرَّسُولَ اَلنَّبِيَّ اَلْأُمِّيَّ اَلَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي اَلتَّوْرٰاةِ وَ اَلْإِنْجِيلِ﴾؛ همانان که از این پیامبر درس نخوانده که او را نزد خود در تورات و انجیل، نوشته می¬یابند» ﴿الأعراف، 157:7). در آیات دیگر گاهی خطاب به اهل کتاب آمده است: «کتابی که نزد شماست» (بقره/ 41؛ آل¬عمران/ 81؛ نساء/ 47). یا به صورت غایب آمده است: «کتابی که نزد آنان است» (بقره/ 89 و 91 و 101). و یا سخن از کتابی رفته است که «نزد قرآن یا پیامبر (ص) است» (بقره/ 97؛ آل¬عمران/ 3؛ مائده/ 48، یونس/ 37؛ یوسف/ 111 و …) و همین تعبیر در مورد حضرت عیسی نیز به کار رفته و آن حضرت توراتی را که نزد او بوده تأیید کرده است (آل-عمران/ 50؛ مائده/ 46؛ صف/ 6). و البته باید اشاره کنیم که تورات فعلی پنج قرن قبل از میلاد مسیح نوشته شده و در زمان او نیز به همین شکل کنونی بوده است. البته آیاتی به روشنی نشان می¬دهد که تورات نازل شده با آنچه بعدا دست بنی اسرائیل بوده متفاوت است: ﴿إِنّٰا أَنْزَلْنَا اَلتَّوْرٰاةَ فِيهٰا هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا اَلنَّبِيُّونَ اَلَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هٰادُوا وَ اَلرَّبّٰانِيُّونَ وَ اَلْأَحْبٰارُ بِمَا اُسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتٰابِ اَللّٰهِ …﴾ ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود نازل کردیم. پیامبرانی که تسلیم [فرمان خدا] بودند به وسیله آن برای یهودیان داوری می¬کردند و الاهیون و دانشمندان به وسیله آنچه از کتاب که به آنان سپرده شده بود داوری می¬کردند» ﴿المائدة،44:5). پس مطابق این آیه انبیاء با تورات نازل شده حکم و قضاوت می¬کرده¬اند اما دانشمندان در دوره بعد با قدری از تورات نازل شده که برای آنها باقی مانده بود و در کتاب موجود آنان بوده حکم و قضاوت می¬کرده¬اند. در سه آیه از قرآن مجید پس از اینکه درباره اهل کتاب سخن می¬گوید سخن از این به میان می¬آورد که به آنان بهره¬ای از کتاب داده شده است: ﴿أَ لَمْ تَرَ إِلَى اَلَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ اَلْكِتٰابِ يُدْعَوْنَ إِلىٰ كِتٰابِ اَللّٰهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلّٰى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ﴾؛ آیا کسانی را که بهره¬ای از کتاب به آنان داده شده است ندیده¬ای که چون به سوی کتاب خدا فرا خوانده می¬شوند تا میانشان حکم کند، آنگاه گروهی از آنان به حال اعراض، روی برمی¬گردانند ﴿آلعمران،23:3). ﴿ ﴾؛ آیا به کسانی که بهره¬ای از کتاب یافته¬اند ننگریستی؟ گمراهی را می¬خرند و می¬خواهند شما نیز گمراه شوید (نساء، 44:4). ﴿أَ لَمْ تَرَ إِلَى اَلَّذِينَ أوتُوا نَصِيباً مِنَ اَلْكِتٰابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ اَلطّٰاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هٰؤُلاٰءِ أَهْدىٰ مِنَ اَلَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلاً﴾؛ آیا کسانی را که بهره¬ای از کتاب به آنان داده شده است ندیده¬ای که به «جبت» و «طاغوت» ایمان دارند و درباره کسانی که کفر ورزیده¬اند می¬گویند: اینان از کسانی که ایمان آورده¬اند راه یافته¬ترند ﴿النساء، 51:4).
توجه داشته باشیم که قرآن درباره کتاب نازل شده فرمود که آن نور و هدایت است و در آن تفصیل هر چیز آمده است. در آیه¬ای دیگر، که در دو جای قرآن مجید آمده، سخن از اختلافی است که درباره تورات واقع شده است: ﴿وَ لَقَدْ آتَيْنٰا مُوسَى اَلْكِتٰابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَ لَوْ لاٰ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ﴾ به راستی موسی را کتاب دادیم، پس در آن اختلاف واقع شد، و اگر از جانب پروردگارت فرمان [مهلت] پیشی نگرفته بود قطعا میانشان داوری شده بود و در حقیقت آنان درباره آن به شکی سخت دچارند» ﴿هود،110:11؛ فصلت، 45:41). البته در آیه¬ای از قرآن سخن به گونه¬ای رفته که ممکن است کسی از آن برداشت کند که به حضرت موسی تعلیم داده شده و بعدا به صورت کتاب درآمده است: ﴿وَ لَقَدْ آتَيْنٰا مُوسَى اَلْهُدىٰ وَ أَوْرَثْنٰا بَنِي إِسْرٰائِيلَ اَلْكِتٰابَ﴾ و قطعا موسی را هدایت دادیم و برای فرزندان اسرائیل کتاب را به میراث گذاشتیم» ﴿غافر،53:40). اما در دو آیه دیگر سخن به عکس است: ﴿وَ آتَيْنٰا مُوسَى اَلْكِتٰابَ وَ جَعَلْنٰاهُ هُدىً لِبَنِي إِسْرٰائِيلَ﴾؛ و کتاب را به موسی دادیم و آن را برای فرزندان اسرائیل رهنمودی گردانیدیم» ﴿الإسراء، 175:2). ﴿وَ لَقَدْ آتَيْنٰا مُوسَى اَلْكِتٰابَ … و جَعَلْنٰاهُ هُدىً لِبَنِي إِسْرٰائِيلَ﴾ ﴿السجده، 23:32). بنابراین، این بخش را باید اینگونه جمع¬بندی کنیم که مطابق ظاهر آیات قرآنی کتابی به نام تورات به حضرت موسی و کتابی به نام انجیل به حضرت عیسی نازل شده که مانند قرآن مجید در بردارنده تعالیم بوده است. اما آن کتاب¬های ناپدید شده کتاب¬هایی به همین نام¬ها در زمان نزول قرآن نزد یهودیان و مسیحیان بوده که با اینکه حقایقی از متون اصلی در آنها بوده، اما هرگز عین آنها نبوده¬اند.
ج) تصدیق متون پیشین
در قرآن مجید در چهارده آیه با لفظ «تصدیق» متون پیشین تأیید شده و البته در همه این موارد یا سخن از تصدیق کتابی است که نزد قرآن یا پیامبر است که تعبیر به «بین یدیه» یا «بین یدی» شده است (بقره/ 97؛ آل¬عمران/ 3؛ مائده/48؛ فاطر/ 31؛ یونس/ 37؛ یوسف/ 111؛ احقاف/ 30). و یا سخن از تصدیق متونی است که نزد اهل کتاب است که این یا به صورت مخاطب به کار رفته ﴿مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَكُمْ)یا به صورت غایب( مُصَدِّق لِمٰا مَعَهُمْ) (بقره/ 41و 89 و 91 و 101؛ آل¬عمران/ 81؛ نساء/ 47). ظاهر این تعابیر این است که قرآن مجید همان متونی را که در زمان نزول قرآن نزد اهل کتاب بوده است تصدیق و تأیید کرده است. و البته قبلا بیان شد که متون زمان نزول قرآن مجید همین متونی است که امروزه در دست یهودیان و مسیحیان است. پس قرآن مجید همین متون را تصدیق و تأیید کرده است. در آیات دیگری قرآن مجید متونی را که در آن زمان در دست اهل کتاب بوده با غیر لفظ تصدیق، تأیید کرده است: ﴿وَ كَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَ عِنْدَهُمُ اَلتَّوْرٰاةُ فِيهٰا حُكْمُ اَللّهٰ…﴾ و چگونه تو را داور قرار میدهند، با آنکه تورات نزد انان است که در آن حکم خدا آمده است»﴿المائدة،43:5). و یا درباره انجیل آمده است: ﴿وَ لْيَحْكُمْ أَهْلُ اَلْإِنْجِيلِ بِمٰا أَنْزَلَ اَللّٰهُ فِيهِ وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اَللّٰهُ فَأُولٰئِكَ هُمُ اَلْفٰاسِقُونَ﴾ و اهل انجیل باید به آنچه خدا در آن نازل کرده داوری کنند، و کسانی که به آنچه خدا نازل کرده حکم نکنند، آنان خود نافرمانند» ﴿المائدة،47:5). قبلا گذشت که متونی که در آن زمان نزد مسیحیان بوده همین متون امروزی بوده است و قطعا خدا از مسیحیان نمی¬خواهد که بر اساس کتابی که در دستشان نیست حکم کنند. در برخی از آیات دیگر نیز از اهل¬ کتاب خواسته شده است که به تورات و انجیل عمل کنند: ﴿وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقٰامُوا اَلتَّوْرٰاةَ وَ اَلْإِنْجِيلَ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ سٰاءَ مٰا يَعْمَلُونَ﴾ و اگر آنان به تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارش به سویشان نازل شده است، عمل می¬کردند، قطعا از بالای سرشان [برکات آسمانی] و از زیر پاهایشان [برکات زمینی] برخوردار می¬شدند. از میان آنان گروهی میانه¬رو هستند، و بسیاری از ایشان بدرفتاری می¬کنند» ﴿المائدة، 66:5). ﴿قُلْ يٰا أَهْلَ اَلْكِتٰابِ لَسْتُمْ عَلىٰ شَيْءٍ حَتّٰى تُقِيمُوا اَلتَّوْرٰاةَ وَ اَلْإِنْجِيلَ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ …﴾ ای اهل کتاب، تا هنگامی که به تورات و انجیل و آنچه از پروردگارتان به سوی شما نازل شده عمل نکرده¬اید بر هیچ [آیین حقی] نیستید» ﴿المائدة، 68:5). به هر حال آیات فوق نشان می¬دهد که یهودیان و مسیحیان مطالب حقی که از جانب خدا نازل شده، در دستشان بوده و اگر چنین نبوده دستور خدا به آن بی¬معنا می¬شود. صاحب تفسیر المیزان در تفسیر آیه 43 از سوره مائده ﴿وَ كَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَ عِنْدَهُمُ اَلتَّوْرٰاةُ فِيهٰا حُكْمُ اَللّٰهِ ﴾ می¬گوید: «و در این آیه به گونه¬ای تصدیق و تأیید توراتی است که امروزه نزد یهود است … و همین کتاب، کتابی است که در زمان پیامبر(ص) در دست یهودیان بود … پس قرآن تصدیق می¬کند که در آن حکم خدا است … از همه مطالب فوق نتیجه گرفته می¬شود که در توراتی که امروزه بین یهودیان رواج دارد قدری از تورات اصلی که بر موسی (ع) نازل شده وجود دارد و اموری وجود دارد که تحریف شده و تغییر کرده … و این نظر قرآن درباره تورات است». ایشان همچنین در تفسیر آیه 48 از سوره آل¬عمران ﴿وَ يُعَلِّمُهُ اَلْكِتٰابَ وَ اَلْحِكْمَةَ وَ اَلتَّوْرٰاةَ وَ اَلْإِنْجِيلَ﴾ می¬گوید: «قرآن تصدیق می¬کند که توراتی که در زمان پیامبر (ص) در دست یهود بود با تورات اصلی به طور کامل مخالف نبود، اگرچه تحریف در آن رخ داده است و دلالت آیات قرآن بر این امر واضح است». صاحب تفسیر جلالین در تفسیر آیه 41 از سوره بقره ﴿مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَكُمْ﴾ می¬گوید از این جهت تصدیق می¬کند که با آن در توحید و نبوت موافقت دارد. و صاحب تفسیر روح البیان در تفسیر آیه 89 از سوره بقره ﴿مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُم) می¬گوید از این جهت تصدیق می¬کند که در توحید و برخی از احکام با آن موافق است. صاحب تفسیر روح البیان در تفسیر آیه 48 از سوره مائده ﴿مُصَدِّقاً لِمٰا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ اَلْكِتٰابِ﴾ می¬گوید که مقصود این است که با آنها در توحید و عدل و اصول شرایع موافق است. اما در آیه¬ای از قرآن مجید در کنار تصدیق واژه دیگری آمده که رابطه قرآن مجید را با متون پیشین مشخص می¬کند: ﴿وَ أَنْزَلْنٰا إِلَيْكَ اَلْكِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ اَلْكِتٰابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اَللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَكَ مِنَ اَلْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنٰا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهٰاجاً …﴾ و ما این کتاب [قرآن] را به حق به سوی تو فرو فرستادیم، در حالی که تصدیق کننده کتابهایی که نزدش است، است و حاکم بر آنهاست. پس میان آنان بر وفق آنچه خدا نازل کرده حکم کن، و از هواهایشان [با دور شدن] از حقی که به سوی تو آمده، پیروی مکن. برای هر یک از شما [امتها] شریعت و راه روشنی قرار دادیم …»﴿المائدة،48:5). صاحب تفسیر المیزان می¬گوید: «هیمنه چیزی بر چیز دیگر -مطابق آنچه از محصل معنای آن به دست می¬آید- به آن است که بر آن چیز در حفظ و مراقبت و انواع تصرف در آن سلطه داشته باشد. و این حال قرآن، که خداوند آن را به بیان کننده همه چیز وصف کرده، نسبت به کتاب¬های آسمانی است که نزد او بوده است: اصول ثابت آن را حفظ می¬کند و فروعی که ممکن است تغییر و تبدل بر آنها عارض شود نسخ می¬کند تا مناسب حال انسان که به مرور زمان در حال ترقی و تکامل است، گردد … پس جمله ﴿مُهَيْمِناً عَلَيْهِ﴾ متمم این گفته است که ﴿مُصَدِّقاً لِمٰا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ اَلْكِتٰابِ﴾ و آن را توضیح می¬دهد، چون اگر این متمم نبود امکان این توهم وجود داشت که قرآن شرایع و احکام تورات و انجیل را به این صورت تصدیق می¬کند که بدون تغییر و تبدیل باقی هستند، اما با توصیف قرآن به وصف «هیمنه» بیان می¬کند که تصدیق قرآن بدین معناست که آنها معارف و شرایع حق از طرف خدا هستند ولی خدا می¬تواند در آنها با نسخ و تکمیل تصرف کند» (طباطبایی، 1363 ه.ق.، ج5، ص 348-349). فخر رازی در تفسیر این آیه می¬گوید: در معنای ﴿مُهَيْمِناً عَلَيْهِ﴾ دو قول است یکی شاهد و حافظ بر آن و دیگری امین بر آن و اینکه قرآن مهیمن بر آن کتابهاست به این معناست که قرآن منسوخ نمی¬شود و تبدیل و تحریف در آن رخ نمی¬دهد» (فخر رازی، 1405 ه.ق.، ذیل آیه فوق). صاحب تفسیر جلالین می¬گوید مهیمن بر آن است یعنی شاهد بر آن است و همین را صاحب تفسیر روح المعانی از ابن عباس و حسن و مجاهد و قتاده نقل می¬کند و از قول اینان می¬گوید که عطفت مهیمنا بر مصدقا برای تأکید است. صاحب تفسیر روح البیان می¬گوید مهیمن بر آنهاست یعنی مراقبت و محافظ آنها از تغییرات و شهادت به صدق و صحت و ثبات آنها می¬دهد و اصول شرایع آنها و فروع جاودانه آنها را تأیید می¬کند و احکام منسوخ آنها را که وقت عمل به آنها گذشته، بیان می¬کند.
د) تحریف کتب پیشین
بین مسلمانان معروف است که کتاب¬های پیشین و به ویژه تورات و انجیل تحریف شده¬اند و این باور معمولا به قرآن مجید مستند می¬شود. واژه تحریف در ارتباط با اهل کتاب در چهار آیه قرآن به کار رفته است: ﴿مِنَ اَلَّذِينَ هٰادُوا يُحَرِّفُونَ اَلْكَلِمَ عَنْ مَوٰاضِعِهِ وَ يَقُولُونَ سَمِعْنٰا وَ عَصَيْنٰا وَ اِسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَ رٰاعِنٰا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِي اَلدِّينِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ قٰالُوا سَمِعْنٰا وَ أَطَعْنٰا وَ اِسْمَعْ وَ اُنْظُرْنٰا لَكٰانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَقْوَم … ﴾ برخی از آنان که یهودی¬اند، کلمات را از جای خود برمی¬گردانند و با پیچاندن زبان خود و به قصد طعنه زدن در دین [اسلام با درآمیختن عبری به عربی] می¬گویند: شنیدیم و نافرمانی کردیم و بشنو [که کاش] ناشنوا گردی، [نیز از روی استهزا می¬گویند] راعنا [که در عربی یعنی؛ به ما التفات کن و در عبری یعنی: خبیث ما] و اگر می¬گفتند: شنیدیم و فرمان بردیم و بشنو و به ما بنگر، قطعا برای آنان بهتر و درست¬تر بود» ﴿النساء،46:4). ﴿فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِيثٰاقَهُمْ لَعَنّٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰا قُلُوبَهُمْ قٰاسِيَةً يُحَرِّفُونَ اَلْكَلِمَ عَنْ مَوٰاضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمّٰا ذُكِّرُوا بِهِ وَ لاٰ تَزٰالُ تَطَّلِعُ عَلىٰ خٰائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاّٰ قَلِيلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اِصْفَحْ إِنَّ اَللّٰهَ يُحِبُّ اَلْمُحْسِنِينَ﴾ پس به [سزای] پیمان شکستنشان لعنتشان کردیم و دلهایشان را سخت گردانیدیم. [به طوری که] کلمات را از جایگاه خود تحریف می¬کنند و بخشی از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند به فراموشی سپردند. و تو همواره بر خیانتی از آنان آگاه می¬شوی، مگر شماری اندک از آنان، پس از آنان در گذر و چشم پوشی کن که خدا نیکوکاران را دوست دارد» ﴿المائدة،13:5). ﴿… مِنَ اَلَّذِينَ هٰادُوا سَمّٰاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمّٰاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ اَلْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوٰاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هٰذٰا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا﴾ و از یهودیان: [آنان] که [به سخنان تو] گوش میسپارند [تا بهانه¬ای] برای تکذیب [تو] بیابند، و برای گروهی دیگر که [خود] نزد تو نیامده¬اند، خبرچینی میکنند، کلمات را از جایگاه خود منحرف می¬سازند [و] می¬گویند: اگر این حکم به شما داده شده آن را بپذیرید و اگر آن به شما داده نشده پس دوری کنید … ﴿المائدة،41:5). ﴿أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَ قَدْ كٰانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلاٰمَ اَللّٰهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مٰا عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ﴾؛ آیا طمع دارید که اینان به شما ایمان آورند؟ با آنکه گروهی از آنان سخنان خدا را می¬شنیدند سپس آن را بعد از فهمیدنش تحریف می¬کردند، و خودشان می¬دانستند» ﴿البقرة،75:2). برخی از قرآن پژوهان بر آن رفته¬اند که از قرآن مجید هرگز بر نمی¬آید که اهل کتاب متون خود را تحریف لفظی کرده¬اند و آن را کم و زیاد کرده¬اند، بلکه مقصود از آیاتی مثل ﴿يُحَرِّفُونَ اَلْكَلِمَ عَنْ مَوٰاضِعِهِ﴾ این است که آن را تأویل می¬کرده¬اند. ایشان همین مضمون را از حدیثی از امام باقر (ع) نقل می¬کند (کافی، ج 8، ص 53) و نیز همین قول را از شیخ طوسی در تبیان نقل می¬کند (التبیان، ج 3، ص 470). البته ایشان می¬گوید که قرآن مجید تصریح می¬کند که تورات و انجیل و سایر کتب نازل شده نزد اهل کتاب محفوظ بوده است و می¬گوید اگر آنها را پیاده کنند به زندگی خوشی می¬رسند: «و اگر آنان به تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارش به سوی آنها نازل شده است، عمل می¬کردند، قطعا از بالای سرشان و از زیر پاهایشان از برکات برخودار می¬شدند از میان آنان گروهی میانه¬رو هستند و بسیاری از ایشان بدرفتار می¬کنند» (مائده، 5: 66) (معرفت، 1396 ه.ق.، ج8، ص108). اینکه ایشان می¬گوید که مقصود از عبارتی مانند ﴿يُحَرِّفُونَ اَلْكَلِمَ عَنْ مَوٰاضِعِهِ﴾ تحریف معنوی است نه لفظی سخن آشکار و درستی است. منحرف کردن کلمه از جایگاه خودش به این معناست که نقش آن در جمله عوض شود و مثلا فاعل مفعول خوانده شود و بالعکس و … و این با تحریف معنوی سازگار است. به ویژه آن که چهار آیه ای که در آن سخن از تحریف رفته هیچکدام سخنی از «کتاب» به میان نیاورده¬اند و درباره تحریف کلمه از جایگاهش سخن گفته اند. اما ظاهر سخن ایشان و استناد ایشان به آیه 66 سوره مائده، این است که تورات و انجیل اصلی در زمان نزول قرآن در دست اهل کتاب بوده است. این سخن، هم با تاریخ ناسازگار است و هم با آیات قرآن مجید. پیش¬تر بیان کردیم که مطابق آیات قرآن کتابی به نام تورات و کتابی به نام انجیل بر حضرت موسی و حضرت عیسی (ع) نازل شده که شبیه قرآن بوده و مشتمل بر تعالیم بوده است. اما کتابی که به نام تورات امروز موجود است، که در زمان نزول قرآن نیز همین موجود بوده، زندگی نامه و سخنان موسی(ع) یا به تعبیری تاریخ قوم اسرائیل است. همچنین چهار انجیل موجود چهار زندگی نامه حضرت عیسی هستند و همین مجموعه عهد جدید در زمان نزول قرآن در دست مسیحیان بوده است. به هرحال مفسران در تفسیر این آیات، هم احتمال تحریف معنوی را دادهاند و هم احتمال تحریف لفظی را. و البته فخر رازی در تفسیر آیه 13 از سوره مائده می¬گوید هرچند هر دو احتمال وجود دارد اما احتمال اول اولی است چون تغییر لفظی در یک متن متواتر ممکن نیست. صاحب تفسیر المیزان در تفسیر آیه 46 از سوره نساء می¬گوید هم احتمال تحریف معنوی وجود دارد و هم لفظی و هم این احتمال دارد که مقصود تحریف تورات نباشد بلکه تحریف کلماتی که بعد از آن آمده است یعنی کلمات خدا و پیامبر. صاحب تفسیر شریف لاهیجی تنها همین وجه سوم را آورده است. به هرحال واقعیت تاریخی این است که تورات موجود حدود پنج قرن قبل از میلاد مسیح به همین شکل فعلی نوشته شده و بعد از آن تغییری نکرده است. البته اینکه چه بر سر توراتی که قرآن می¬فرمایدکه بر موسی نازل شده، آمده است، معلوم نیست. پس خداوند کتابی بر موسی (ع) نازل کرده که ناپدید شده و بعدا به گفته همه محققان جدید غربی که با ادله قاطع و روشن بیان کرده¬اند، تورات فعلی در قرن پنجم پیش از میلاد یعنی حدود هشتصد سال بعد از حضرت موسی، با استفاده از منابعی که در اختیار بوده، تالیف شده است. و البته بعد از تألیف تا زمان کنونی تغییری نکرده است (ر.ک. اسپینوزا، 1378، ص89-103؛ ER.ME, V.14, pp. 557-558). درباره اناجیل و عهد جدید موجود نیز همین سخن مطرح می¬شود. همان طور که گذشت طبق ظاهر آیات قرآن، خداوند کتابی بر حضرت عیسی به نام انجیل نازل کرده، اما فعلا و از قبل از اسلام اثری از آن کتاب نبوده است. اناجیل موجود، که زندگی نامه حضرت عیسی هستند، از چند دهه بعد از حیات زمینی حضرت عیسی تا پایان قرن اول به تدریج نوشته شده¬¬اند و البته از آن زمان تا کنون تغییری نکرده اند (ر.ک. تنی، 1362، فصول پنجم تا دهم). بنابراین واژه تحریف در رابطه با تورات و انجیل سخنی بی معناست. آنچه واقع شده این است که کتاب¬های موجود «تألیف» شده اند و البته در آنها حقایقی از متون اصلی وجود دارد. در رابطه با چهار آیه¬ای که در آنها کلمه تحریف آمده، همان طور که اشاره شد، این واژه بیشتر تحریف معنوی را می-رساند، یعنی اهل کتاب یا یهودیان تفسیر نادرست از متون می¬کرده¬اند. از این گذشته تأمل در هر چهار آیه جای این احتمال را باز می¬گذارد که یهودیان کلمات پیامبر (ص) را تحریف می¬کرده¬اند. این امر در مورد آیه اول یعنی آیه 46 از سوره نساء آشکار است. اما در هر چهار آیه سخن از کارهای نادرست اهل کتاب و تکذیب آنان و ایمان نیاوردن آنان و خیانت آنان و جاسوسی آنان است. یکی از اعمال ناروای آنان هم این است که سخن پیامبر (ص) را تحریف می¬کنند. شاید بتوان آیه¬ای از قرآن مجید را بیشتر بر وضع متون موجود منطبق کرد؛ ﴿فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ اَلْكِتٰابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هٰذٰا مِنْ عِنْدِ اَللّٰهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمّٰا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمّٰا يَكْسِبُونَ﴾ پس وای بر کسانی که با دست خود کتاب می¬نویسند، سپس می¬گویند: این از جانب خداست، با بدان بهای ناچیزی بدست آرند، پس وای بر ایشان از آنچه دستهایشان نوشته و وای بر ایشان از آنچه از این راه به دست می¬آورند ﴿البقرة،79:2).
ه) جمعبندی و نتیجهگیری
قرآن مجید دو گونه به متون پیشین اشاره میکند. گاهی سخن از کتابهای نازل شده از سوی خداوند است که در آنها هدایت و نور است و آنها بیان کننده همه چیز هستند. در آیات، اینگونه تعابیری که درباره تورات و انجیل به کار رفته شبیه تعابیری است که درباره قرآن مجید به کار رفته است. اما در آیات متعدد دیگر قرآن مجید اشاره به کتابهایی شده که با نام تورات و انجیل در زمان ظهور اسلام وجود داشته است. در این دسته از آیات قرینه وجود دارد که مقصود کتابی است که همان زمان بوده است. آن کتابها همین متون فعلی بوده اند و البته قرآن مجید متون موجود در آن زمان، یعنی متون فعلی را تصدیق کرده است، اما این تصدیق فیالجمله است و نه بالجمله؛ اساس کتاب و تعالیم اساسی مورد تایید و تصدیق قرار گرفته است. و البته برخی از مطالب آنها مستقیم یا غیر مستقیم مورد نقد قرار گرفته است. در این متون سخنانی درباره برخی از پیامبران و شخصیتهای بزرگ آمده است که عجیب به نظر میرسد. قرآن مجید در بسیاری از موارد سخن درست درباره این شخصیتها را نقل کرده و در آیهای به این امر اشاره میکند: (إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ( بی گمان، این قرآن بر فرزندان اسرائیل بیشتر آنچه را که آنان دربارهاش اختلاف دارند حکایت میکند (نمل، 76:27). برخی از آیات قرآن این دو مرحله بودن کتاب را بیان میکنند و به این اشاره میکنند که برای مثال متنی که بر موسی(ع) نازل شده و دست پیامبران بعدی بوده با آنچه بعدا دست عالمان یهود بوده، متفاوت بوده است (مائده، 44:5). پس مطابق قرآن مجید متونی که تحت عنوان تورات و انجیل در زمان ظهور اسلام نزد یهودیان و مسیحیان بوده، غیر از کتابهایی بوده که به همین نامها بر حضرت موسی و حضرت عیسی(ع) نازل شده است. با این حال قرآن مجید همین متون را به خاطر مطالب حق و اساسیای که در بردارند، تایید و تصدیق میکند. اما آیات دیگری که از آنها تحریف متون پیشین برداشت شده، اولا هرگز دلالت بر تحریف لفظی ندارند و میتوانند به معنای تفسیر معنوی باشند؛ و ثانیا در آنها اشاره به تحریف کتاب نیست و میتوانند به معنای تحریف سخن پیامبر اسلام(ص) باشند. نکته پایانی اینکه، آنچه درباره موضع قرآن مجید درباره متون پیشین گفته شد، با یافتههای نقادان قدیم و جدید متون مقدس در غرب کاملا همخوان است و آنان نیز بر این نکته تاکید میکنند که این متون نمیتوانند توسط موسی و عیسی(ع) آورده شده باشند.
منابع
- سیوطی، جلالالدین، تفسیر جلالین، کراچی، 1368.
- بروسی، الشیخ اسماعیل حقی، تفسیر روح البیان، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1405 ه.ق.
- هینلز، جان آر.، فرهنگ ادیان جهان، ترجمه گروه مترجمان، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، 1386.
- گریدی، جُوان اُ.، مسیحیت و بدعتها، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی، قم، طه، 1377.
- اسپینوزا، باروخ، «مصنف واقعی اسفار پنجگانه»، ترجمه علیرضا آلبویه، در هفت آسمان، ش1، 1378.
- تنی، مریل سی.، معرفی عهد جدید، ج1، ترجمه ط.میکائلیان، تهران، حیات ابدی، 1362.
- الطریحی، مجمع البحرین، بیروت، مکتبة الهلال، 1985.
- طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، 1363 ه.ق.
- معرفت، محمد هادی، التمهید فی علوم القرآن، قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، 1396 ه.ق.
- میلر و.ک، تاریخ کلیسای قدیم، ترجمه علی نخستین، حیات ابدی، 1981.
- الدر، جان، باستانشناسی کتاب مقدس، ترجمه سهیل آذری، انتشارات نور جهان، 1335.
- فخر رازی، محمد، التفسیر الکبیر و مفاتیح الغیب، بیروت، دارالفکر، 1405 ه.ق.
- معرفت، محمد هادی، «ادیان در قرآن» در هفت آسمان، ش 12 و 13، 1381.
- HBD, Achtemerier, Paul J. :Harpers’s Bible Dictionary, (Harper San Francisco, 1985.
- ER.ME, Eliade, Mircea: The Encyclopedia Of Religion, (Macmilan Publishing Company, New York, 1987), V. 2,7,9,14.
- EJC, Birnbaum, Philip, Encyclopedia Of Jewish concepts, Hebrew Publishing Company, New York, 1995.