سهم یهود از نیل تا فرات
نویسنده: سپهر محمدی
نگارش نخست: شهریور ۱۳۹۱ | آخرین ویرایش: ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
باسمه تعالی
مقدمه
غالبا چنین گمان می شود که وعده نیل تا فرات در تورات به یهودیان داده شده است و مسلمانان چنین مدعی می شوند که از آنجا که یهود در کتاب دست برده است، چنین وعده ای در آن ثبت است. و این موضوع خود یکی از نشانه های تحریف عهد عتیق قلمداد می گردد. حتی بسیاری از روشنفکران مسلمان هم چنین نظری دارند.
نگارنده، اما در طی این مقاله در صدد است، تا بر اساس اصلی ترین مستند یهودیان، یعنی همین تورات موجود و آیات آن، که اجمالا مورد تایید قرآن نیز هست به کنکاش در این مورد بپردازد و پس از آن اقدام به محاسبه سهم قوم یهود از نیل تا فرات کند، همچنین بعضا از دیگر نصوص یهودی نیز استفاده شده است.
در نهایت نویسنده چنین نتیجه می گیرد که اگر یهودیان را به معنی نسل یهودا(فرزند یعقوب) بدانیم، سهم آنها از نیل تا فرات چیزی در حدود 0.5% است. و سهم آنها از سرزمین مقدس، کنعان (تقریبا فلسطین اشغالی کنونی) چیزی در حدود 8% است.
و اگر یهودیان را به معنی کیش و آیین موسی بدانیم، آنها هیچ سهمی از نیل تا فرات ندارند! مگر آنکه پیروان ابراهیم را هم جزء مخاطبین وعده قبول کنیم، که در اینصورت پیروان همه ادیان ابراهیمی می توانند مدعی نیل تا فرات گردند!
برای شفافیت بهتر موضوع قدم به قدم و کاملا مستند به تشریح جزئیات قضیه می پردازیم.
دقت کنید که آیات عهد عتیق همه از ترجمه فارسی قدیم عهد عتیق نقل شده است.
نصوص در عهد عتیق
کلا در سه جا در عهد عتیق مرزهای سرزمینی که به نسل ابراهیم و بنی اسرائیل وعده داده شده است تشریح شده است.
این سه جا از قرار زیر است:
1- وعده نیل تا فرات به بنی ابراهیم
پیدایش 15: 18 در آن روز، خداوند با ابرام عهد بست و گفت: «اين زمين را از نهر مصر تا به نهر عظيم، يعني نهر فرات، به نسل تو بخشيدهام، 19 يعني قينيان و قَنِّزيان و قَدْمونيان و حِتّيان و فَرِزيان و رَفائِيان، 20 و اَمُوريان و كنعانيان و جرجاشيان و يَبوسيان را.»
نقشه ای که معمولا بر اساس آیات فوق برای نیل تا فرات که گاهی آن را اسرائیل بزرگ هم خوانده اند، ارائه می گردد از قرار زیر است:
( منبع تصویر:http://en.wikipedia.org/wiki/Image:Greater_Israel_map.jpg)
2- حدود وعده خدا به بنی اسرائیل(در دو دسته آیه):
اعداد 34: و خداوند موسي را خطاب كرده، گفت:2 «بنياسرائيل را امر فرموده، به ايشان بگو: چون شما به زمين كنعان داخل شويد، اين است زميني كه به شما به ملكيت خواهد رسيد، يعني زمين كنعان با حدودش. 3 آنگاه حد جنوبي شما از بيابان سين بر جانب….(و به تشریح حدود کنعان می پردازد)
حزقیال 47: 13
خداوند يهوه چنين ميگويد: «اين است حدودي كه زمين را براي دوازده سبط اسرائيل به آنها تقسيم خواهيد نمود. براي يوسف دو قسمت. 14 و شما هر كس مثل ديگري آن را به تصرّف خواهيد آورد زيرا كه من دست خود را برافراشتم كه آن را به پدران شما بدهم پس اين زمين به قرعه به شما به ملكيّت داده خواهد شد. 15 و حدود زمين اين است. بطرف شمال از درياي بزرگ …. (و به تشریح حدود کنعان می پردازد)
معمولا برای حدود مشروحه در اعداد 34 و حزقیال 47 از نام کنعان یاد می شود که خدا وعده آن را بنی اسرائیل داده است و نقشه زیر سرزمین مربوطه را بر اساس هر دو روایت مرزبندی کرده است:
(منبع تصویر: http://en.wikipedia.org/wiki/File:Map_Land_of_Israel.jpg)
جمع بندی آیات بند 1 و 2:
همانطور که به وضوح در آیات فوق دیده می شود، وعده نیل تا فرات به نسل ابراهیم و نه صرفا خود ابراهیم، داده شده است و سرزمین کنعان که قسمت کوچکی از آن است در برهه ای از تاریخ به بنی اسرائیل اختصاص یافته است. و ضمنا توجه کنید که نام پیروان هیچ دینی، مثلا دین یهود یا دین موسی یا غیر آن، در آیات فوق ذکر نشده است.
اشکال عمده یهودیان آن است که مدعی می شوند که این سرزمینها تنها به آنها به ارث رسیده است! یعنی همه سرزمین وعده داده شده به بنی ابراهیم به اسحاق و به یعقوب به ارث رسیده است و همه سرزمین وعده داده شده به بنی اسرائیل تنها به بنی یهودا(یهودیان) به ارث رسیده است! در حالیکه این ادعای کاملا باطلی است و هیچ آیه تورات دال بر چنین چیزی نیست! اگر فرض یهودیان را صحیح بگیریم، یعقوب هم با برکت دادن یوسف همه سهم خود را بنی افرایم بخشید و لذا باز یهودیان هیچ سهمی از نیل تا فرات نخواهند داشت!
3- فرزندان ابراهیم:
چنین که مرسوم است که عمدتا اسماعیل و اسحاق را دو فرزند ابراهیم می دانند و جنجال بر سر ذبیح بودن آنان و نسل پیامبران بنی اسرائیل که از اسحاق بود و پیامبر اسلام که از اسماعیل بود هم این دو را در کانون توجه قرار داده است. ولی چنان که از تورات بر می آید، حضرت ابراهیم حداقل 8 فرزند پسر داشت. یعنی اسماعیل و اسحاق و 6 فرزند از همسر سوم خود که پس از مرگ ساره با او ازدواج کرد، به نام قطوره:
پیدایش 25 :
و ابراهيم، ديگر بار، زني گرفت كه قطوره نام داشت. 2 و او زمران و يُقشان و مَدان و مِديان و يِشباق و شوحا را براي او زاييد_._
ممکن است کسی بگوید این فرزندان پسر نبوده اند و بنا بر سنت آن زمان نباید ارث می بردند ولی این که این فرزندان پسر بوده اند، در راهنمای کتاب مقدس در ذیل باب فوق چنین آمده است:
راهنمای کتاب مقدس پیدایش باب 25 :
قطوره 6 پسر براي ابراهيم بدنيا آورد كه مديانيها از آنها بوجود آمدند.
و معمولا نام فرزندان دختر تقریبا اهمیت اساسی نداشته است که ذکر گردد، علاوه بر اینکه قاعدتا از نام عبری آنان که مانند عربی مونث و مذکر متفاوت است فهمیده می شود.
بر طبق روایات تورات حضرت ابراهیم هدایایی به اسماعیل و برادرانش داد ولی کل دارایی خود را برای اسحاق به ارث گذاشت:
پیدایش 25 :
5 و ابراهيم تمام مايملك خود را به اسحاق بخشيد. 6 اما به پسران كنيزاني كه ابراهيم داشت، ابراهيم عطايا داد، و ايشان را در حين حيات خود، از نزد پسر خويش اسحاق، به جانب مشرق، به زمين شرقي فرستاد_._
بر فرض که چنین چیزی درست باشد، وعده نیل تا فرات، جزء مایملک ابراهیم نبوده است که به ارث، تنها به یکی از فرزندان وی برسد! بلکه وعده به کل نسل ابراهیم بوده است و تاکید اضافه ای هم شده است این حقیقت مهمی است که اسماعیل جزء نسل ابراهیم است:
پیدایش 21
12 خدا به ابراهيم گفت: «دربارة پسر خود و كنيزت، بنظرت سخت نيايد، بلكه هر آنچه ساره به تو گفته است، سخن او را بشنو، زيرا كه ذريت تو از اسحاق خوانده خواهد شد. 13 و از پسر كنيز نيز اُمّتي بوجود آورم، زيرا كه او(اسماعیل) نسل توست.»
در آیات فوق ظرافتی وجود دارد که به گمان نگارنده جدا جالب است. در این آیات درست به همان چیزی که مورد ادعای این مقاله است تاکید شده است! در این آیات گفته شده است که نسل ابراهیم از اسحاق خوانده خواهد شد ولی اسماعیل هم جزء نسل ابراهیم است. همانطور که در حال حاضر مدعیان کتاب مقدس، نسل ابراهیم را از اسحاق می دانند ولی واقعیت اینست که اسماعیل هم جزء نسل ابراهیم است.
پاسخ به یک اشکال: آیا عهد خدا تنها با اسحاق استوار شده است؟
ممکن است چنین اشکال شود که در پیدایش 17، خداوند ضمن بشارت ولادت اسحاق از ساره، بر استواری و ابدی بودن عهد خود با اسحاق و نسل او تصریح می کند و برای اسماعیل تنها برکت و تکثر و پیدایش امتی عظیم را نوید می دهد: «اما عهد خود را با اسحاق استوار خواهم ساخت» (پیدایش 17:19-21). و نیز در پیدایش 21:12-13 ذریت وعده داده شده صریحا از اسحاق خوانده می شود. پس گویا عهد الهی که در باب 15 به صورت عام به مطلق نسل ابراهیم داده شده بود، در ابواب بعد به اسحاق و نسل او تخصیص خورده است (چیزی همانند نسخ یا تخصیص).
در پاسخ باید گفت که اینجا در واقع با دو عهد متفاوت روبه رو هستیم، نه یک عهد:
-
عهد سرزمین (نیل تا فرات) که در پیدایش 15 به «نسل ابراهیم» به طور عام داده شد و هرگز به اسحاق تخصیص نخورده است؛ اسماعیل نیز همچنان جزء نسل ابراهیم است (پیدایش 21:13). نشانه این عهد، ختنه است که در پیدایش 17 بر همه اولاد ذکور ابراهیم، حتی زرخرید و خانه زادِ «از اولاد هر اجنبی که از ذریت تو نباشد»، مقرر شده است: «حتی ختنه شود تا عهد من در گوشت شما عهد جاودانی باشد». یعنی خود تورات گواهی می دهد که این عهد از اسحاق و یعقوب فراتر، شامل همه بنی ابراهیم بوده است.
-
عهد امامت که عهدی است با افراد و به تصریح متن، با اسحاق استوار شد و پس از او به یعقوب رسید؛ همان چیزی که قرآن نیز تایید می کند: «و وهبنا له اسحاق و یعقوب و جعلناهم أئمة» (انبیاء: 73). رسیدن عهد امامت به اسحاق، به معنای خروج اسماعیل از نسل ابراهیم یا از عهد عام سرزمینی نیست، بلکه صرفا یعنی امام پس از ابراهیم، اسحاق و سپس یعقوب است.
ضمنا این عهد امامت در بنی اسرائیل باقی نماند، بلکه زایل شد و انتقال یافت: زکریا نگران موالی بعد از خود بود و خدا یحیی را به او بخشید و او را کشتند! و عیسی را نیز به صلیب کشیدند. پس خدا عهد امامت را از بنی اسحاق خارج کرد و به بنی اسماعیل برد و پیامبر اسلام مبعوث شد. این موضوع در انجیل نیز آمده است:
متی 21: 42 عیسی بدیشان گفت: «مگر در کتب هرگز نخوانده اید این که سنگی را که معمارانش رد نمودند، همان سر زاویه شده است. این از جانب خداوند آمد و در نظر ما عجیب است. 43 از این جهت شما را می گویم که ملکوت خدا از شما گرفته شده، به امتی که میوه اش را بیاورند، عطا خواهد شد. 44 و هر که بر آن سنگ افتد، منکسر شود و اگر آن بر کسی افتد، نرمش سازد.»
سنگی که معماران رد کردند، هاجر و اسماعیل بودند، اما چنان شد که همان سنگ، سر زاویه گشت! و ملکوت خدا بر زمین از بنی اسرائیل گرفته شد و به بنی اسماعیل رسید.
ماهیت عهد و نشانه ختنه
اینکه ماهیت خود «عهد» دقیقا چه بوده است محل بحث است. آنچه روشن است آن است که عهدی با این همه تکرار و تاکید در سراسر پیدایش 17 را نباید ساده انگارانه به یک عمل بهداشتی در اولاد ذکور تقلیل داد؛ ختنه صرفا نشانه عهد است: «تا نشان آن عهدی باشد که در میان من و شماست» (پیدایش 17:11).
اما محتوای عهد به احتمال قوی همان هفت فرمان نوح، یعنی «طریق خداوند» است؛ چنانکه تورات می گوید خدا ابراهیم را برگزید تا فرزندان و اهل بیت خود را به حفظ طریق خداوند و بجا آوردن عدالت و انصاف امر کند:
پیدایش 18: 19 زیرا او را می شناسم که فرزندان و اهل خانه خود را بعد از خود امر خواهد فرمود تا طریق خداوند را حفظ نمایند، و عدالت و انصاف را بجا آورند، تا خداوند آنچه به ابراهیم گفته است، به وی برساند.
پس نگه داشتن طریق خداوند، که در آن زمان همان عهد نوح بوده است، وصیت ابراهیم به فرزندانش بوده است و قرآن کریم نیز ابراهیم را از شیعیان نوح می داند: «وَإِنَّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ» (صافات: 83).
۴- اسماعیلیان و عربها
واژه اسماعیلیان در خیلی قسمتها در تورات آمده است و عمدتا هم چنین گمان می شود که آنها فرزندان اسماعیل هستند ولی در تورات تعریف درستی از آن ارائه نشده است و مفسرین کتاب مقدس معتقدند گاهی اسماعیلیان و مدیانی ها(فرزندان برادر اسماعیل، مدین) به جای یکدیگر به کار رفته اند. در کتاب Jubilees که به فارسی پنجاهه ها خوانده می شود و از کتابهایی است که کلیسای اتیوپی جزء قانون خود می داند ولی دیگران آن را قبول ندارند و اخیرا در بحر المیت نسخه مربوط به 100 قبل میلاد آن به عبری (یعنی قدیمی تر از دست نوشته کتاب مقدس یونانی یا عبری موجود متعلق به قرن سوم و هفتم میلادی) کشف شده است چنین آمده است:
Book of Jubilees (20:13):
And Ishmael and his sons, and the sons of Keturah and their sons, went together and dwelt from Paran to the entering in of Babylon in
13 all the land which is towards the East facing the desert. And these mingled with each other, and their name was called Arabs, and Ishmaelites.
یعنی:
کتاب پنجاهه ها 20:13 :
و اسماعیل و پسرانش و پسران قطوره و پسرانشان با یکدیگر رفتند و از فاران تا دروازه بابل ساکن شدند، در تمام سرزمینی که به سمت مشرق با بیابان روبرو است. و اینها با یکدیگر آمیختند و نام آنها اعراب و اسماعیلیان خوانده شد.
در آیات فوق به روشنی اسماعیلیان، شامل فرزندان اسماعیل و فرزندان 6 برادر اسماعیل از قطوره معرفی شده و اصطلاح عربها نیز برای آنان به کار رفته است.
این موضوع از آن جهت مهم است که یهودیان غالبا هر گونه ارتباط اسماعیل و اسماعیلیان با عربها را کتمان می کنند و وقتی 6 پسر ابراهیم نیز همراه اسماعیل بوده باشند در واقع قسمت اعراب از سرزمین نیل تا فرات 7 برابر می شود! که برای مدعیان فعلی سرزمین موعود یک فاجعه است!
۵- بنی اسحاق و بنی اسرائیل
حضرت اسحاق 2 فرزند پسر داشت عیسو و یعقوب که دوقلو بودند و عیسو نخست زاده بود ، اما یعقوب حق نخست زادگی را در طی معامله ای از عیسو گرفت، به هر حال عیسو به ادوم رفت و یعقوب در همان کنعان ساکن ماند. اسحاق نیز همه مایملک خود را بر طبق پیدایش 27 به یعقوب می بخشد.
حضرت یعقوب یا همان اسرائیل، 12 فرزند داشت که نام آنها از قرار زیر در تورات آمده است:
پیدایش 35:
و بنييعقوب دوازده بودند: 23 پسران ليه: رؤبين نخستزادة يعقوب و شمعون و لاوي و يهودا و يساكار و زبولون. 24 و پسران راحيل: يوسف و بنيامين. 25 و پسران بلهه كنيز راحيل: دان و نفتالي. 26 و پسران زلفه، كنيز ليه: جاد و اشير. اينانند پسران يعقوب، كه در فدان ارام براي او متولد شدند.
یعقوب همچنین بر اساس پیدایش 48 از میان تمام فرزندان و نوه های خود، فرزندان یوسف، به خصوص فرزند کوچک تر، افرایم، را برکت داد. یعنی یعقوب همانطور که ابراهیم به اسحاق وصیت کرد و اسحاق به یعقوب، یعقوب به یوسف و فرزندان وی (افرایم و منسی) وصیت کرد.
۶- یهودی کیست؟
اما یهودی کیست؟ در این زمینه اقوال مختلفی وجود دارد، ولی اگر به خود کتاب مقدس (عهد عتیق و عهد جدید) مراجعه کنیم، پاسخ روشن است: «یهودی» در کتاب مقدس هرگز یک اصطلاح صرفا دینی نیست، بلکه به ساکنان یهودیه گفته می شود که بدنه اصلی آنان را دو سبط یهودا و بنیامین (به همراه لاویان و بازماندگانی از سایر اسباط) تشکیل می دادند.
الف) شواهد عهد عتیق
واژه «یهودی» از «یهودا» (و سرزمین یهودیه) گرفته شده است و نخستین بار پس از جدایی پادشاهی شمالی (اسرائیل) از پادشاهی جنوبی (یهودا) در کتاب دوم پادشاهان به کار می رود:
دوم پادشاهان 16: 6 در آن زمان رصین، پادشاه اَرام، اَیلات را برای اَرام پس گرفت و یهودیان را از اَیلات بیرون کرد و اَرامیان به اَیلات درآمده، تا به امروز در آنجا ساکن هستند.
دقت کنید که در اینجا «یهودیان» دقیقا در برابر «اسرائیل» قرار گرفته اند، یعنی ساکنان پادشاهی جنوبی.
ترکیب این پادشاهی در کتاب دوم تواریخ به صراحت آمده است:
دوم تواریخ 11: 1 و چون رحبعام به اورشلیم رسید، بنياسرائيل را از يهودا و بنيامين جمع كرد… 12 و خدا یهودا و بنیامین را به رحبعام بخشید… 16 و از جمیع اسباط اسرائيل، هر كه دل خود را مصروف داشت به طلبیدن یهوه، خدای اسرائيل، به دنبال ایشان به اورشلیم آمدند.
یعنی پادشاهی یهودا بر دو سبط یهودا و بنیامین استوار بود و لاویان و هر کس از سایر اسباط که به یهودیه پیوست، جزو آنان به شمار می رفت.
پس از اسارت بابل نیز بازگشت کنندگان عینا با همین ترکیب توصیف شده اند:
عزرا 1: 5 آنگاه روسای آبای يهودا و بنيامين و كاهنان و لاويان، یعنی جمیع كسانی كه خدا روح ایشان را برانگیخته بود، برخاستند تا خانه یهوه را كه در اورشلیم است، بنا نمایند.
عزرا 4: 1 و چون دشمنان يهودا و بنيامين شنیدند كه اهل اسباب براي یهوه، خدای اسرائيل، هيكل میسازند، 2 نزد زُربابل و روسای آبای ایشان آمده، گفتند: «ما را با شما در بنای هيكل شریک سازید، زیرا ما مثل شما خدای شما را میطلبیم…»
کلیدی ترین شاهد اما کتاب استر است، که در آن مردخای با آنکه از سبط بنیامین است، «یهودی» خوانده می شود:
استر 2: 5 در شهر شوشن مردی يهودی بود از سبط بنيامين كه مردخاي بن يائير بن شَمعي بن قَيش، نام داشت.
این آیه نشان می دهد که «یهودی» بودن در کتاب مقدس به معنای صرف «فرزند یهودا» بودن نیست، بلکه به معنای تعلق به قوم و سرزمین یهودیه است که بنیامینیان نیز جزء آن بودند. همین معنا در نحمیا 1:2 نیز دیده می شود که «یهودیان بازمانده از اسارت» همان ساکنان استان یهودیه اند.
ب) شواهد عهد جدید
در عهد جدید نیز واژه یونانی «یودایوس» (Ἰουδαῖος) دقیقا همین معنا را دارد: اهل یهودیه.
- در لوقا 1:5 زکریا و الیزابت از کهنتهای «اهل یهودیه» معرفی می شوند.
- در متی 3:5 مردم اورشلیم و «تمام یهودیه» نزد یحیی می آیند و در یوحنا 1:19 همان مردم «یهودیان» خوانده می شوند.
- در یوحنا 4:9 زن سامری می گوید: «تو یهودی هستی و من سامری»، و در یوحنا 4:22 عیسی می فرماید: «ما آنچه را می دانیم می پرستیم، زیرا نجات از یهودیان است» — یعنی از یهودیه و میراث پادشاهی جنوبی.
- در اعمال 10:28 پطرس می گوید: «خودتان می دانید که برای یک مرد یهودی روا نیست که با بیگانه ای معاشرت کند» — تمایزی جغرافیایی-قومی میان یهودیه ای و غیریهود.
شاهد مهم دیگر، پولس رسول است که از سبط بنیامین بود (رومیان 11:1 و فیلیپیان 3:5: «عبرانی از عبرانیان») و با این حال در اعمال 21:39 و 22:3 خود را «مردی یهودی» می خواند. یعنی در عهد جدید، بنیامینی بودن با یهودی بودن هیچ منافاتی ندارد، زیرا هر دو سبط ساکن یهودیه بودند.
ضمنا یوسفوس، مورخ یهودی قرن اول میلادی، نیز در کتاب «علیه آپییون» تایید می کند که پس از بازگشت از اسارت بابل، ملت یهود از سه سبط یهودا، بنیامین و لاوی تشکیل شد و نام «یهودی» از یهودا (یهودیه) گرفته شده است.
ج) جمع بندی: یهودی، اصطلاحی جغرافیایی-نسبی
بنابراین در تمام کتاب مقدس، «یهودی» یک اصطلاح جغرافیایی-نسبی است: ساکنان یهودیه که عمدتا از نسل یهودا و بنیامین بودند. هیچگاه در کتاب مقدس «یهودی» به معنای «پیرو آیین موسی» یا «هر موحد» به کار نرفته است؛ این تعاریف گسترده، محصول قرون بعدی است. ده قبیله بنی اسرائیل (پادشاهی شمالی) در تاریخ گم شدند و خبری از آنها نیست!
لذا اگر تنها فرزندان یهودا را یهودی بدانیم، یک دوازدهم بنی اسرائیل یهودی هستند و اگر تعریف کتاب مقدسی یعنی ساکنان پادشاهی یهودا (یهودا و بنیامین) را مبنا قرار دهیم، یک ششم بنی اسرائیل یهودی هستند.
اما در قرون بعدی، مناقشه بزرگ یهودی کیست؟ پدید آمد! بزرگترین مناقشات در این زمینه وجود دارد! تلمود هر موحدی را یهودی می داند، برخی فرزند مادر یهودی را یهودی می دانند، برخی فرزند پدر یهودی را یهودی می دانند، برخی گروندگان به آئین موسی را یهودی می دانند، در حالیکه همانطور که دیدیم در عهد جدید، ساکنان یهودیه، یهودی دانسته شده بودند. از دید کشور اسرائیل، فرزندان و نوه های هر یهودی و هر گرونده به آیین یهودی، حق حضور در اسرائیل دارند. Law of Return, paragraph 4A ولی تا رسما به آیین یهود در نیایند، یهودی حساب نمی شوند.
اما نکته جالب آن است که اگر تعریف کتاب مقدسی را ملاک بگیریم، یهودیان حداکثر یک ششم بنی اسرائیل اند و در هر صورت، هر یک از این تعاریف را که تعریف یهودی بدانیم سهم زیادی از سرزمین نیل تا فرات به یهودیان نخواهد رسید!
همچنین نکته جالب آن است که اخیرا با شناسایی DNA حضرت هارون، امکان شناسایی بنی اسرائیل از غیر بنی اسرائیل به وجود آمده است و بزرگترین مشکلات را برای کشور اسرائیل به وجود آورده است! چرا که اکثر ساکنان کشور اسرائیل بر اساس DNA، بنی اسرائیل یعنی فرزندان حضرت یعقوب نیستند!!!
برای اطلاعات بیشتر در مورد مناقشه بزرگ یهودی کیست به این مقاله ویکی پدیا انگلیسی مراجعه کنید:
http://en.wikipedia.org/wiki/Who_is_a_Jew%3F
۷- اشکنازیان چه کسانی هستند؟
اما ساکنان امروز کشور اسرائیل عمدتا چه کسانی هستند؟ بخش بزرگی از یهودیان اسرائیل و موسسان این کشور، اشکنازی هستند، یعنی یهودیانی که از اروپای مرکزی و شرقی به فلسطین مهاجرت کردند و از دهه 1880 میلادی به بعد و خصوصا پس از تاسیس کشور اسرائیل در آنجا ساکن شدند.
از نظر آماری، بر اساس گزارش مرکز تحقیقات پیو (Pew) در سال 2016، حدود 45 درصد از یهودیان اسرائیل خود را اشکنازی می دانند و در برابر، حدود 48 درصد خود را سفاردی یا مزراحی (یهودیان آسیایی، آفریقایی و خاورمیانه ای از جمله یهودیان ایران) می دانند. اشکنازیان حدود 35 تا 36 درصد از کل جمعیت کشور اسرائیل (با احتساب اعراب) را تشکیل می دهند. ولی در مقیاس جهانی، برآوردها نشان می دهد که حدود 75 درصد از یهودیان جهان اشکنازی هستند.
منابع:
https://en.wikipedia.org/wiki/Ashkenazi_Jews_in_Israel
https://en.wikipedia.org/wiki/Ashkenazi_Jews
نکته بسیار جالب آن است که تمام نخست وزیران اسرائیل از بن گوریون (زاده لهستان) تا نتانیاهو (که پدرش در ورشو زاده شد)، بدون استثنا اشکنازی و اروپایی الاصل بوده اند و حتی یک نخست وزیر سفاردی یا مزراحی نیز در تاریخ اسرائیل وجود نداشته است! و این در حالی است که اساسا یهودیان اشکنازی، سایر یهودیان (مثلا یهودیان آسیایی و ایرانی) را یهودی درجه دو حساب می کنند و تاریخ رفتار آنان با یهودیان مزراحی (از جمله ماجرای کودکان یمن و اردوگاه های مهاجرت) گویای این تبعیض است.
نسب اشکناز در تورات
حال به تورات مراجعه می کنیم تا ببینیم نسب اشکناز در کتاب مقدس چگونه آمده است. در جدول الامم پیدایش باب 10، اشکناز پسر جومر و جومر پسر یافث بن نوح معرفی شده است:
پیدایش 10: 1 و این است مولودان پسران نوح، یعنی سام و حام و یافث… 2 و پسران یافث: جومر و ماجوج و ماداي و یاوان و توبال و ماشك و تیراس. 3 و پسران جومر: اشكناز و ریفات و توجرمه.
پس اشکناز بر اساس متن تورات، از نسل یافث بن نوح است، نه سام بن نوح! و حال آنکه وعده نیل تا فرات به نسل ابراهیم داده شده است و ابراهیم از نسل سام است (پیدایش 11:10-26 نسب ابراهیم را از طریق ارفخشذ به سام بن نوح می رساند). بنابراین اشکنازیان بر اساس همان متن توراتی که خود به آن استناد می کنند، اساسا نمی توانند طرف وعده باشند، زیرا وعده در نسل سام و ابراهیم است و آنان از نسل یافث اند!
ماجوج و جوج چه کسانی هستند؟
ماجوج، عموی اشکناز (پیدایش 10:2) نیز در کتاب مقدس سرنوشت جالبی دارد. دقت شود که ماجوج را نباید با جوج خلط کرد: «جوج» در کتاب اول تواریخ، باب 5 آیه 4، از نوادگان یوئیل و از نسل رئوبین بن اسرائیل معرفی شده است:
اول تواریخ 5: 3 پسران روبين نخستزاده اسرائيل… 4 و پسرانش: شَمْعَي و پسرش جوج و پسرش شَمْعَي.
و کتاب حزقیال (بابهای 38 و 39) حمله جوج و ماجوج به سرزمین اسرائیل را در آخر الزمان پیش بینی کرده است؛ سرزمینی که در آن همه امتها به امنیت ساکن هستند:
حزقیال 38: 8… در آخر زمان بر زمین من خواهی آمد… 11 و خواهی گفت: به زمین دهات بیحصور خواهم رفت و بر کسانی که آرام و به امنیت نشستهاند، همه در مسكنهای بیدیوار و بدون چوب خشك و دروازه ساكنند، هجوم خواهم برد.
حزقیال 38: 16 و ای جوج مثل ابری كه زمین را بپوشاند، به هجوم خواهی آمد… (و در ادامه، قتل عام جوج و لشکرش در کوههای اسرائیل پیشبینی شده است)
حزقیال 39: 17 و تو ای پسر آدم، خداوند یهوه چنین میگوید: هر نوع مرغ و همه حیوانات صحرا را ندا کن و بگو: گرد آیید و جمع شوید! و از هر طرف برای ذبح من که برای شما ذبح میکنم، یعنی ذبح عظیم در کوههای اسرائیل جمع شوید. 18 و گوشت جبایر را خواهید خورد و خون رؤسای زمین را خواهید نوشید… 19 و از ذبح من که برای شما کردهام، از چربی سیر خواهید شد و از خون مست.
پس بر اساس کتاب مقدس، اشکنازیان که از نسل یافث اند و نه سام، هیچ سهمی از وعده نیل تا فرات ندارند و از آن سو، یاجوج و ماجوج نیز که در آخر الزمان سرزمین اسرائیل را به زور و مثل ابر اشغال می کنند، سرنوشتی جز ذبح عظیم در کوههای اسرائیل ندارند! تنها طرف وعده، نسل ابراهیم از نسل سام است.
۸- جمع بندی
تا اینجا آیات مربوط به نیل تا فرات که به بنی ابراهیم وعده داده شده است، مطرح شد، مشخص شد که این وعده به شخص خاصی نبوده است بلکه به همه بنی ابراهیم بوده است، مشخص شد ابراهیم 8 فرزند پسر داشت و یک فرزند او اسحاق بود و اسماعیل و 6 فرزندش از قطوره، اسماعیلیان و عربها را تشکیل دادند. همچنین در بخش 3 روشن شد که تخصیص عهد به اسحاق در پیدایش 17، مربوط به عهد امامت است و نه عهد سرزمینی نیل تا فرات که نشانه آن ختنه است و همه بنی ابراهیم را در بر می گیرد.
اسحاق دو فرزند داشت و یعقوب دوازده فرزند داشت، لذا اگر به فرض و بر اساس آیات خود تورات بخواهیم نیل تا فرات را به صورت مساوی بین فرزندان ابراهیم تفسیم کنیم، هفت قسمت از هشت قسمت آن به اعراب می رسد یعنی 87.5% آن!
اما از بقیه سهم نیل تا فرات، نصف آن یعنی 6.25% به همه بنی اسرائیل می رسد، و بنا بر تعاریف مختلف یهودی این سهم یهودیان از نیل تا فرات خواهد بود:
- اگر بر اساس تلمود، هر موحدی را یهودی بگیریم، یا هر گرونده به آئین موسی را یهودی بگیریم، یهودییان از بابت یهودی بودن خود نمی توانند هیچ سهمی از نیل تا فرات طلب کنند!
- اگر تنها فرزندان یهودا را یهودی بدانیم یک دوازدهم سهم بنی اسرائیل به ایشان می رسد، یعنی 0.5% از نیل تا فرات به یهودیان می رسد!
- اگر بر اساس عهد جدید، دو قبیله پادشاهی یهودا را یهودی بدانیم، نهایتا 1% از نیل تا فرات به یهودیان می رسد!
اگر فرض کنیم که وعده سرزمین کنعان به بنی اسرائیل قطعی و نهایی است، از سرزمین کنعان (کشور اسرائیل کنونی) این سهم ها به یهودیان می رسد:
- اگر بر اساس تلمود، هر موحدی را یهودی بگیریم، یا هر گرونده به آئین موسی را یهودی بگیریم، یهودییان از بابت یهودی بودن خود نمی توانند هیچ سهمی از اسرائیل کنونی طلب کنند!
- اگر تنها فرزندان یهودا را یهودی بدانیم، 8.3% از کشور اسرائیل کنونی به یهودیان می رسد.
- اگر دو قبیله پادشاهی یهودیه، را یهودی بدانیم، نهایتا 16.6% از کشور اسرائیل کنونی به یهودیان می رسد.
این البته در صورتیست که مدعیان یهودی بتوانند نسبت خود با یهودا و یعقوب را ثابت کنند! و همانطور که در بخش قبل دیدیم، مدعیان اصلی یعنی یهودیان اشکنازی، بر اساس نص خود تورات از نسل یافث بن نوح اند و نه سام، یعنی نسبتشان نه به یهودا و یعقوب، که حتی به ابراهیم نیز نمی رسد؛ و از آن سو، یاجوج و ماجوج نیز که طبق پیشگویی حزقیال در آخر الزمان سرزمین اسرائیل را مثل ابر اشغال می کنند، سرنوشتی جز ذبح عظیم در کوههای اسرائیل ندارند (حزقیال 39). پس نه اشکنازیان و نه یاجوج و ماجوج، هیچ سهمی از نیل تا فرات نخواهند داشت! در حالیکه همانطور که قبلا عرض کردم بر اساس تست DNA نیز اکثر ساکنان فعلی کشور اسرائیل، اصلا بنی اسرائیل و فرزند حضرت یعقوب نیستند!!! و نه تنها چنین است، بلکه بخش بزرگی از مردم ساکن ایران، کردستان عراق، شمال افغانستان و غرب هند، توسط تست DNA مشخص شده است که از بنی اسرائیل هستند!
برای اطلاعات بیشتر در مورد تست DNA به این مقاله ویکی پدیا مراجعه کنید:
http://en.wikipedia.org/wiki/Y-chromosomal_Aaron
اما واقعا فرزندان واقعی ابراهیم چه کسانی هستند؟ به دید من همان قول تلمود، که هر کس موحد باشد، یهودی و بر دین ابراهیم است، صحیح است، و این موحدین می توانند در تمام سرزمین نیل تا فرات در صلح و امنیت در کنار یکدیگر زندگی کنند، به امید آن روز!
با احترام
سپهر محمدی

