صهیونیسم، جنازه‌ای بر تخت

از ابشالوم تا نتانیاهو: غاصبان تخت وعده‌شده

نویسنده: سپهر محمدی / نگارش نخست: مهر ۱۴۰۵


چکیده

این مقاله نشان می‌دهد که چگونه الگوی کتاب‌مقدسی «جسد بر تخت» — پیکری بی‌روح که بر جایگاه مشروع الهی تکیه زده — در سه سنت دینی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) بازتولید شده است. از ابشالوم که تخت داود را غصب کرد تا صهیونیسم مسیحی و یهودی که حکومت وعده‌شدهٔ خدا را پیش از ظهور مسیح/ماشیح با زور ایجاد کردند، و از برخی مسلمانان عجول که نام مهدی را پیش از ظهورش بر تخت نشاندند تا همهٔ حاکمانی که با ادعای دینی، قتل و غارت و فساد، حکومت الهی را تقلید می‌کنند — همه یک الگو هستند: جنازه‌ای بر تخت.


۱- مقدمه: جسدی بر کرسی

در سورهٔ صاد، خداوند از آزمون سلیمان سخن می‌گوید:

وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَىٰ كُرْسِيِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ (۳۴)

«و به تحقیق سلیمان را آزمودیم و بر کرسی‌اش جسدی افکندیم، سپس [سلیمان] بازگشت [به سوی خدا].»

این آیه، یکی از مبهم‌ترین آیات قرآن است. «جسد» چیست؟ چه کسی آن را بر تخت افکند؟ چرا؟

در پژوهشی تطبیقی (ر.ک. داستان سلیمان در سوره صاد)، نشان داده شد که نزدیک‌ترین الگوی کتاب‌مقدسی برای این «جسد بر تخت»، داستان ابشالوم است — برادر ناتنی سلیمان که تخت داود را غصب کرد، خود را «مسح» کرد، بی‌آبرویی و فساد به بار آورد، و سرانجام پیکرش در گودالی افکنده شد.

اما این مقاله فراتر می‌رود: ابشالوم تنها یک شخص تاریخی نبود؛ او یک الگو بود. الگویی برای هر حاکمی که بدون اذن الهی، بر تخت وعده‌شدهٔ خدا می‌نشیند و با ادعای مسیحایی، جنازه‌ای بی‌روح را به جای پادشاهی مشروع الهی می‌نشاند.


۲- ابشالوم: مسیح دروغین، تخت غصبی

۲-۱- غاصب تخت

ابشالوم، پسر داود، برادر ناتنی سلیمان بود. کتاب مقدس از زیبایی خیره‌کنندهٔ او سخن می‌گوید: «در همهٔ اسرائیل کسی به زیبایی ابشالوم ستوده نبود و از کف پا تا فرق سر هیچ عیبی در او نبود» (دوم سموئیل ۱۴: ۲۵). و از موی پرپشتش چنین می‌گوید: «و چون سر خود را هر ساله می‌تراشید — زیرا بر او سنگینی می‌کرد و هر ساله موی سرش را می‌تراشید — موی سرش را وزن می‌کرد و وزنش دویست مثقال به سنجهٔ شاهانه بود» (۱۴: ۲۶). همین زیبایی ظاهری و موی پرپشت بود که دل قوم را ربود و او را جسور ساخت — همان مویی که سرانجام در شاخهٔ بلوط گیر کرد و دامِ افتادنش شد (۱۸: ۹).

ابشالوم عوام فریبی می کرد، در دروازهٔ شهر می نشست تا داوری کند و جانشین داود شود (۱۵: ۱-۶)، و سرانجام در حبرون خود را پادشاه خواند (۱۵: ۱۰). اوج بی‌آبرویی آنجاست که به اشارهٔ اخیتوفل، در بام خانه و «در برابر دیدگان همهٔ اسرائیل»، با کنیزان پدر همبستر شد (۱۶: ۲۰-۲۲) — کاری که خود ناتان پیش‌تر آن را وعدهٔ تأدیب الهی برای خانهٔ داود خوانده بود: «اینک شمشیر تا ابد از خانهٔ تو دور نخواهد شد» (۱۲: ۱۰-۱۱).

۲-۲- مسح دروغین در برابر مسح مشروع

کلید پیوند ابشالوم با مفهوم «بدل مسیحایی» در واژهٔ «مسح» نهفته است. «مسیح» از ریشهٔ عبری משח (هم‌ریشه با «مسح» عربی) به معنای «مسح‌شده» است؛ و همین ریشه در دو سوی روایت به کار می‌رود.

دربارهٔ ابشالوم می‌خوانیم:

«וְאַבְשָׁלוֹם אֲשֶׁר מָשַׁחְנוּ עָלֵינוּ מֵת בַּמִּלְחָמָה» «ابسالوم که ما او را بر خود مسح کردیم، در جنگ مرد.» (دوم سموئیل ۱۹: ۱۰)

این «مسح»، مسحی خود خوانده و فاقد مشروعیت الهی است: کاهنان وفادار (صادوق و ابیاتار) با داود ماندند (۱۵: ۲۴-۳۶) و هیچ نبی یا کاهن معتبری ابشالوم را تأیید نکرد.

در برابر، سلیمان به دستور داود و به دست صادوق کاهن و ناتان نبی با «شاخ روغن» مسح می‌شود:

«وַיִּמְشַׁח אֶת-שְׁלֹמֹה … יְחִי הַמֶּלֶךְ שְׁלֹמֹה» «و سلیمان را مسح کرد … زنده باد سلیمان پادشاه.» (اول پادشاهان ۱: ۳۹)

بدین‌سان، در یک شبکهٔ روایی، «مسح مشروع» (داود ← سلیمان، به دست کاهن و نبی) و «مسح بدَل و غیر الهی» (ابشالوم) در برابر هم می‌ایستند.

۲-۳- پیکری افکنده‌شده

اما سلطنت ابشالوم دوام نیاورد. در نبرد «جنگل افرایم»، همان موی پرپشت و سنگینی که روزگاری مایهٔ زیبایی و مباهاتش بود — «در همهٔ اسرائیل کسی به زیبایی ابشالوم ستوده نبود و از کف پا تا فرق سر هیچ عیبی در او نبود» (۱۴: ۲۵) — به شاخهٔ بلوطی گیر کرد و او را میان زمین و آسمان معلق نگه داشت (۱۸: ۹). یوآب — فرماندهٔ سپاه داود — او را از پای درآورد (۱۸: ۱۱-۱۵) و پیکرش سپس در گودالی با توده‌ای سنگ افکنده گردید (۱۸: ۱۷).

بدین‌سان، بدل تخت در پایان کار خود به «جسد» بدل شد؛ غاصبی که بر تخت شایستهٔ سلیمان نشست و چون زود فروافتاد، چون پیکری بی‌جان از آن جایگاه به زیر افکنده شد.

قرینگی واژگانی «افکندن جسد»: قرآن می‌گوید «وَأَلْقَيْنَا عَلَىٰ كُرْسِيِّهِ جَسَدًا» — «جسدی بر کرسی‌اش افکندیم». کنش محوری، «افکندن یک بدن» است؛ و همین کنش در گزارش ابشالوم تکرار می‌شود: «וַיַּשְׁלִכוּ אֹתוֹ» — «او را افکندند» (۱۸: ۱۷، از ریشهٔ عبری שׁלך). در هر دو متن، بدنی «افکنده» می‌شود.

۲-۴- مسیح دروغین، تهی از روح

ابشالوم را می‌توان «مسیح دروغین» نامید: کسی که ادعای مسیحایی داشت، اما روح اذن الهی را نداشت. او تختی را غصب کرد که سلیمان شایستهٔ آن بود — تختی که خداوند به داود وعده داده بود و در نسل سلیمان تثبیت می‌شد.

مسیح واقعی باید دارای روح باشد. در کتاب مقدس، مسح با روح‌القدس پیوند ناگسستنی دارد:

«روح خداوند بر من است، زیرا مرا مسح کرده است.» (لوقا ۴: ۱۸)

و در عهد عتیق، وقتی صادوق و ناتان سلیمان را مسح کردند، روح خدا بر او آمد:

«وַיִּמְشַׁח אֶת-שְׁלֹמֹה … וַיֵּשֶׁב שְׁלֹמֹה עַל-כִּסֵּא יְהוָה» «و سلیمان را مسح کرد … و سلیمان بر کرسی خداوند نشست.» (اول تواریخ ۲۹: ۲۲-۲۳)

اما ابشالوم؟ او تخت را گرفت، اما روح را نداشت. او جسدی بود بر تخت — پیکری بی‌روح که بر جایگاه الهی تکیه زده بود.


۳- انسان عجول: از شر به خیر، با فساد

در بهبوههٔ داستان دو وعدهٔ بنی‌اسرائیل در سورهٔ اسراء، خداوند آیه‌ای شگفت‌انگیز نازل می‌کند:

وَيَدْعُ ٱلْإِنسَٰنُ بِٱلشَّرِّ دُعَآءَهُۥ بِٱلْخَيْرِۖ وَكَانَ ٱلْإِنسَٰنُ عَجُولࣰا (۱۱) «و انسان (به جای درخواست) خواستهاش، با وسیلهٔ خیر، آن را با شر درخواست می‌کند. و انسان بس شتابان بوده است.»

این آیه در میانهٔ روایت دو وعدهٔ الهی (۱۷: ۴-۸) آمده است — دو وعده‌ای که با فساد بنی‌اسرائیل در زمین گره خورده‌اند. و در این میان، خداوند از «عجلهٔ انسان» سخن می‌گوید: انسانی که می‌خواهد با عمل زشت، به عمل نیک برسد؛ با فساد، حکومت الهی را بسازد؛ با قتل و غارت، وعدهٔ خدا را محقق کند.

این همان الگوی ابشالوم است. ابشالوم می‌خواست پادشاه شود، اما نه با اذن خدا، بلکه با شورش و خونریزی. او «با شر، خیر را طلبید» — با غصب تخت، با بی‌آبرویی، با فساد، خواست حکومت وعده‌شدهٔ داود را تصاحب کند.

و این کار در همهٔ ادیان در حال انجام است.


۴- صهیونیسم: سه چهرهٔ یک الگو

۴-۱- صهیونیسم یهودی: بازگشت پیش از ماشیح

در یهودیت، بازگشت به سرزمین موعود پیش از ظهور ماشیح، خلاف فرمان خداست.

چنانکه در مقالهٔ وعد الآخره در پرتو قرآن و عهدین نشان داده شد، پس از تخریب دوم (۷۰ م)، بنی‌اسرائیل پراکنده شدند و بازگشت به سرزمین مقدس بر آنان حرام شد (انبیاء ۲۱: ۹۵: «وَحَرَامٌ عَلَىٰ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لَا يَرْجِعُونَ»). این حکم تا زمان مقرر پابرجاست — تا گشوده‌شدن یأجوج و مأجوج (۲۱: ۹۶).

بسیاری از یهودیان ارتدوکس (حرِدی) نیز بر اساس تلمود و تفسیر سنتی تورات، ورود به سرزمین موعود و به‌ویژه بازسازی معبد را پیش از ظهور ماشیح حرام می‌دانند. این دیدگاه بر پایهٔ سه قسم تلمودی (شِوا شوُعوت) استوار است:

تلمود، کِتوبوت ۱۱۱a «سه قسم داده شد: نخست، اینکه اسرائیل مانند سه دیواری [با زور] به سرزمین [موعود] بازنگردند؛ دوم، اینکه خداوند به اسرائیل فرمان داد تا بر [دیگر] ملت‌ها شورش نکنند؛ سوم، اینکه خداوند به ملت‌ها فرمان داد تا اسرائیل را بیش از حد ستم نکنند.»

با این حال، صهیونیسم سیاسی — از هرتزل تا نتانیاهو — همین کار را کرد: با زور، با خونریزی، با غارت، حکومتی ایجاد کرد که ادعای یهودی بودن داشت، اما بدون اذن الهی. و امروز نتانیاهو در غزه، همان ابشالوم است: با قتل کودکان بی‌گناه، با کشتار غیرنظامیان، با ویرانی خانه‌ها و بیمارستان‌ها، حکومت وعده‌شدهٔ خدا را می‌سازد — حکومتی که بر جنازه‌های بی‌شمار بنا شده است.

نتانیاهو ادعا می‌کند با یهودیت نسبت دارد. اما این مغالطه است.

۴-۲- صهیونیسم مسیحی: بازگشت پیش از مسیح

در مسیحیت، هر کس پیش از ظهور مجدد مسیح ادعای مسیحایی کند، دروغگو و ضد مسیح است.

عیسی مسیح خود هشدار داد:

متی ۲۴: ۲۳-۲۴ «آن‌گاه اگر کسی به شما بگوید: “اینک مسیح اینجاست” یا “آنجاست”، باور نکنید. زیرا مسیحان دروغین و پیامبران دروغین برخاسته، نشانه‌ها و عجایب بزرگ خواهند کرد، به‌طوری که اگر ممکن باشد، حتی برگزیدگان را نیز گمراه خواهند کرد.»

و مرقس نیز همین هشدار را تکرار می‌کند:

مرقس ۱۳: ۲۱-۲۲ «و اگر کسی به شما بگوید: “اینک مسیح اینجاست” یا “آنجاست”، باور نکنید. زیرا مسیحان دروغین و پیامبران دروغین برخاسته، نشانه‌ها و عجایب خواهند کرد تا اگر ممکن باشد، برگزیدگان را گمراه کنند.»

و یوحنا انجلی روشن‌تر می‌گوید:

اول یوحنا ۲: ۱۸ «ای کودکان، این آخرین ساعت است و همان‌طور که شنیده‌اید که ضد مسیح می‌آید، اکنون نیز ضد مسیحان بسیاری پدیدار شده‌اند. از این می‌دانیم که این آخرین ساعت است.»

با این حال، صهیونیسم مسیحی — از پیت هگست تا انجیلیون آمریکا — همین کار را می‌کند: با حمایت از دولت اسرائیل، با جنگ و خونریزی، می‌خواهد زمینهٔ بازگشت مسیح را فراهم کند. آنها «با شر، خیر را طلب می‌کنند» — با فساد، حکومت وعده‌شدهٔ خدا را می‌سازند.

پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، ادعا می‌کند با مسیحیت نسبت دارد. اما این نیز مغالطه است.

۴-۳- صهیونیسم اسلامی: حکومت پیش از مهدی

در اسلام شیعه، تشکیل حکومت اسلامی پیش از ظهور مهدی، طاغوت است و موجب پرستش غیر خدا.

حدیث مشهور «رایه» از امام باقر (ع) نقل شده است:

«کُلُّ رَایَةٍ تُرفَعُ قَبلَ قِیامِ القائِمِ فَصاحِبُها طاغوتٌ یُعبَدُ مِن دونِ الله» «هر پرچمی که پیش از قیام قائم برافراشته شود، صاحبش طاغوت است که به جای خدا پرستیده می‌شود.» (غیبة النعمانی: ۱۱۳)

این حدیث روشن می‌گوید: هر حکومتی پیش از مهدی، هر پرچمی که پیش از ظهور او برافراشته شود، طاغوت است — نه حکومت الهی، بلکه بتی که به جای خدا پرستیده می‌شود.

و در روایات دیگر، از امام صادق (ع) نقل شده است:

«مَن ادَّعی مَعرِفَتًنا قَبلَ قِیامِ القائِمِ فَهُوَ کَذّابٌ» «هر کس پیش از قیام قائم ادعای شناخت ما کند، دروغگو است.»

اما برخی مسلمانان عجول — که شاید بتوان آنها را «مسلمانان صهیونیست» نامید — همین کار را کردند که پیامبر خدا پیش‌بینی کرده بود. رسول اکرم (ص) فرمودند:

«لَتَتَّبِعُنَّ سَنَنَ مَن کانَ قَبلَکُم شِبرًا بِشِبرٍ وَذِراعًا بِذِراعٍ حَتَّى لَو سَلَکوا جُحرَ ضَبٍّ لَسَلَکتُموه» «به‌تحقیق راه کسانی را که پیش از شما بودند، وجب به وجب و ذرع به ذرع خواهید پیمود، تا آنجا که اگر در سوراخ موش‌صحرایی درآیند، شما نیز در خواهید آمد.»

گفتند: «ای پیامبر خدا، آیا منظور یهود و نصاری هستند؟» فرمودند: «پس چه کسی؟» (صحیح بخاری: ۳۴۵۶، صحیح مسلم: ۲۶۶۹؛ بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۳۴۵ و ج ۲۸، ص ۳۰)

این حدیث نبوی، که مشترک شیعه و سنی است، هشداری است که برخی مسلمانان — درست مانند یهودیان و مسیحیان پیش از خود — در سوراخ ضبّ درآمده‌اند: با عجله، با فساد، با ادعای الهی، حکومتی ساختند که پیش از ظهور مهدی برافراشته شد و به نظر می رسد یکی از مصادیق آن حدیث «کل رایة» است.

حکومت‌های مدعی اسلام ادعا می‌کنند با اسلام نسبت دارند. اما این نیز مغالطه است.


۵- مغالطهٔ نسبت: دینی بی‌روح

این حاکمان مدعی، دینی بی‌روح و جسدوار ارائه می‌دهند. این همان مغالطه‌ای است که نتانیاهو مرتکب می‌شود وقتی ادعا می‌کند با یهودیت نسبت دارد، و پیت هگست وقتی ادعا می‌کند با مسیحیت نسبت دارد.

توضیح مهم: منظور این مقاله، حکومت‌های عرفی نیستند که ادعای الهی بودن ندارند و صرفاً بر اساس منافع ملی یا ایدئولوژی‌های زمینی عمل می‌کنند. چنین حکومت‌هایی ممکن است ظالم باشند، اما دست‌کم ادعای نمایندگی خدا نمی‌کنند. منظور این مقاله، حکومت‌هایی هستند که ادعای الهی بودن دارند — حکومت‌هایی که نام دین را بر می‌دارند، خود را مجری فرمان خدا می‌نامند، و با تکیه بر همین ادعا، مشروعیت آسمانی برای خود می‌طلبند. اینان‌اند که چون روح اذن الهی را ندارند، جنازه‌ای بر تخت‌اند — نه حکومت‌های عرفی که صادقانه زمینی‌اند، بلکه حکومت‌های مقدس‌مآبی که آسمان را به غصب می‌ربایند.

صهیونیسم اسلامی، مسیحی یا یهودی — همه یک الگو هستند.

الگوی ابشالوم: تخت را می‌گیرند، اما روح را ندارند. ادعای مسیحایی می‌کنند، اما اذن الهی ندارند. نام دین را می‌برند، اما دینی بی‌روح و تهی از معنا دارند.

جنازه‌ای بر تخت.


۶- جمع‌بندی: از صاد تا امروز

سورهٔ صاد از آزمون سلیمان سخن می‌گوید و از جسدی که بر کرسی‌اش افکنده شد. این جسد، در نزدیک‌ترین خوانش کتاب‌مقدسی، ابشالوم بود — غاصب تخت، مسیح دروغین، پیکری بی‌روح که بر جایگاه الهی تکیه زد.

اما ابشالوم تنها یک شخص نبود. او یک الگو بود. الگویی که در طول تاریخ بازتولید شده است:

  • یهودیان صهیونیست منتظر ماشیح بودند بیاید و آنها را آزاد کند. نیامد. گفتند: «خودمان حکومت وعده‌شدهٔ خدا را ایجاد خواهیم کرد.» — بازگشت به سرزمین موعود پیش از ماشیح، با نقض سه قسم تلمودی.

  • مسیحیان صهیونیست منتظر بازگشت مجدد مسیح بودند بیاید و آنها را آزاد کند. نیامد. گفتند: «خودمان حکومت وعده‌شدهٔ خدا را ایجاد خواهیم کرد.» — حمایت از دولت اسرائیل پیش از بازگشت مسیح، با نقض هشدارهای متی و مرقس و یوحنا.

  • برخی مسلمانان عجول منتظر مهدی بودند بیاید و آنها را آزاد کند. نیامد. گفتند: «خودمان حکومت وعده‌شدهٔ خدا را ایجاد خواهیم کرد.» — تشکیل حکومت اسلامی پیش از مهدی، با نقض احادیث رایه.

صهیونیسم — چه یهودی، چه مسیحی، چه اسلامی — دینِ کسانی است که حوصله نداشتند. همه یک منطق دارند: عجله، فساد، غصب تخت. همه یک الگو دارند: جنازه‌ای بر تخت، تهی از روح.

همه یک آیه را محقق می‌کنند: ويَدْعُ ٱلْإِنسَٰنُ بِٱلشَّرِّ دُعَآءَهُۥ بِٱلْخَيْرِۖ وَكَانَ ٱلْإِنسَٰنُ عَجُولࣰا

و همه یک حدیث را تحقق می‌بخشند: «حتی لو سَلَکوا جُحرَ ضَبٍّ لَسَلَکتُموه» — تا آنجا که اگر در سوراخ موش‌صحرایی درآیند، شما نیز در خواهید آمد.

و همه یک حکم را می‌شنوند: طاغوت.


منابع

قرآن کریم

  • سورهٔ صاد (۳۸): آیات ۳۰-۴۰
  • سورهٔ الاسراء (۱۷): آیات ۴-۸، ۱۱
  • سورهٔ الانبیاء (۲۱): آیات ۹۵-۹۷

عهد عتیق

  • دوم سموئیل ۱۲-۱۹ (شورش ابشالوم، بی‌آبرویی، کشته‌شدن، افکنده‌شدن پیکر)
  • اول پادشاهان ۱ (مسح سلیمان به دست صادوق و ناتان)
  • اول تواریخ ۲۹: ۲۲-۲۳ (نشستن سلیمان بر کرسی خداوند)
  • تثنیه ۱۳: ۱۲-۱۶ (حکم حِرِم بر شهر بت‌پرست)
  • سرای سلیمان ۲: ۷، ۳: ۵، ۸: ۴ (ریشهٔ سه قسم تلمودی)

عهد جدید

  • متی ۲۴: ۲۳-۲۴ (هشدار دربارهٔ مسیحان دروغین و پیامبران دروغین)
  • مرقس ۱۳: ۲۱-۲۲ (هشدار مشابه دربارهٔ مسیحان دروغین)
  • لوقا ۴: ۱۸ (روح خداوند بر من است، زیرا مرا مسح کرده است)
  • اول یوحنا ۲: ۱۸ (ضد مسیح می‌آید، اکنون ضد مسیحان بسیاری پدیدار شده‌اند)
  • دوم تسالونیکیان ۲: ۳-۱۲ (مرد گناه‌آلود، پسر هلاکت، که در معبد خدا می‌نشیند و خود را خدا می‌نامد)

تلمود

  • کتوبوت ۱۱۱a (سه قسم: شوا شوُعوت)

احادیث اسلامی

  • صحیح بخاری: ۳۴۵۶؛ صحیح مسلم: ۲۶۶۹؛ بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۳۴۵ و ج ۲۸، ص ۳۰ (حدیث «سوراخ ضب»: پیروی وجب به وجب از یهود و نصاری)
  • غیبة النعمانی، ص ۱۱۳ (حدیث «کل رایة ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاغوت»)

مقالات مرتبط