به نام خدا
قابیل فرزندِ که بود؟
چکیده
در این مقاله میکوشم به پرسشی کهن پاسخ دهم: قائن (قابیل) نخستین فرزندِ حوّا، از که زاده شد؟ پاسخِ رایج و ساده این است که او پسرِ آدم و حوّاست؛ اما در لایههای زیرینِ متنِ کتابِ مقدّس و در ترجمهها و تفاسیرِ باستانی، نشانههایی هست که خوانشی دیگر را دستِکم «ممکن» میسازد؛ خوانشی که بر پایهی نظریهی بنیالوهیم / عبادِ مکرمون در این مجموعه قابل طرح است.
تذکّر روشی: آنچه در پی میآید یک فرضیهی تفسیری برچسبخورده است، نه ادّعای قطعیت. هر شاهد را با منبع نقل میکنم و در پایانِ هر بخش، «محدودیتها» و نقاطِ واگرایی را صادقانه مینویسم تا تطبیقِ موضوعی با اثباتِ هویت اشتباه نشود.
بهطورِ خلاصه، استدلالِ این مقاله بر چند شاهدِ پیدرپی استوار است که همگراییِ آنها این فرضیه را — در سطحِ یک گمانهیِ تفسیری — نیرومند میسازد. سیرِ مقاله، مرحلهبهمرحله، چنین است:
- ۱. متنِ عبریِ ماسورتی (پیدایش ۴:۱): حوّاء میگوید «مردی از یهوه بهدست آوردم»؛ اما در همان باب، تولّدِ شیث به الوهیم پیوند میخورد — تناوبی واژگانی که بسترِ پرسش را فراهم میکند.
- ۲. نسخههای باستانی (سبعینه و ولگات): ترجمهیِ یونانی (διὰ τοῦ θεοῦ) و لاتین (per Deum) — و از دلِ آنها Douay‑Rheims و Wycliffe — بهجایِ نامِ خاصِّ «یهوه»، واژهیِ عامِ «خدا» را میآورند؛ واگراییای که احتمالِ حضورِ «الوهیم» را در سنّتِ متنیِ کهنتر میگشاید.
- ۳. طومارهای بحرِ المیّت: کهنترین شاهدِ عبریِ دردسترس، در این فراز ساکت است؛ نه مؤیّدِ قطعی و نه ردّکننده.
- ۴. تارگومهای آرامی: روشنترین شاهد؛ آن «خدا/واسطه» را به یک فرشتهیِ مشخص (سَمائیل) تفسیر میکنند و قابیل را فرزندِ او میدانند.
- ۵. سنّتِ یهودی: زوهار، پیرکی دِ‑ربّی الیعزر و افسانههای یهود همان روایت را بازتاب میدهند — اما در سطحِ «سنّتِ تفسیری»، نه «نصِّ کتاب».
- ۶. پیدایش ۶ و بنیالوهیم: چون زمانِ آغازِ پیوندِ «پسرانِ خدا» با «دخترانِ آدمیان» روشن نیست، این احتمال باز میماند که قابیل نخستین حاصلِ این پیوند بوده باشد.
- ۷. همسرِ قابیل (پیدایش ۴:۱۶–۱۷): تورات همسرِ او را بینام و بیمعرفی، در «سرزمینِ نود» و بیرون از خاندانِ آدم به صحنه میآورد — نشانهای دیگر بر حضورِ انسانها یا موجوداتی بیرون از نسلِ بیواسطهیِ آدم.
- ۸. ذریهیِ زن و ذریهیِ مار: پیدایش ۳:۱۵ دشمنیِ دائمیِ میانِ «ذریهیِ زن» و «ذریهیِ مار» را اعلام میکند؛ اگر مار همان سَمائیل باشد، قابیل نخستین «ذریهیِ مار» است — دوگانهای که در عهدِ جدید نیز پژواک دارد، آنجا که عیسی مخالفانش را «فرزندانِ ابلیس» و «افعیزادگان» میخواند.
- ۹. قرآن: «ابن» نه «ولد»: قرآن این دو پسر را «ابنَی آدم» میخواند؛ با واژهیِ انتسابیِ «ابن»، نه «ولدِ» زایشی — تمایزی که با منطقِ «اب/والد» در پدر ابراهیم همخوان است و کلیدِ فهمِ «ابنالله» نبودنِ عیسی نیز به شمار میرود.
- ۱۰. روایاتِ اسلامی: این روایات ازدواجِ خواهر و برادر را رد میکنند و ادامهیِ نسل را از راهِ پیوند با حوری یا جنّ میدانند — همخانواده با آنچه سنّتِ یهودی دربارهیِ قابیل میگوید.
نتیجهیِ کلی: همگراییِ نسخههای باستانی، تارگومها، سنّتِ یهودی و روایاتِ اسلامی این فرضیه را نیرومند میسازد که «واسطهیِ الهی» در پیدایش ۴:۱ یک موجودِ الهی (فرشته/بنیالوهیم) بوده و قابیل میتواند نخستین فرزندِ پیوندِ انسان با چنین موجودی باشد. اما این، همچنان یک خوانشِ تفسیری است نه ادّعای قطعیت؛ زیرا نصِّ تحتاللفظیِ تورات چنین چیزی را صریح نمیگوید و طومارهای بحرِ المیّت نیز در این فراز خاموشاند.
۱. متنِ عبریِ ماسورتی: پیدایش ۴:۱
متنِ عبری (ماسورتی) آیه را چنین میخواند:
וְהָאָדָם יָدַע אֶת־חַוָּה אִשְׁתּוֹ; וַתַּהַר וַתֵּלֶד אֶת־קַיִן, וַתֹּאמֶר קָנִיתִי אִیشׁ אֶת־יְהוָה «و آدم با حوّایِ زنِ خود معرفت یافت، و او حامله شد و قائن را زایید، و گفت: مردی از یهوه بهدست آوردم.»
منبع: پیدایش ۴، متنِ عبری ـ mechon-mamre
ترجمهی فارسیِ قدیم نیز بر همین پایه است؛ حوّاء میگوید «فرزندی (مردی) از یهوه حاصل نمودم» و این سخن را با نامِ «قائن» گره میزند. واژهی عبریِ «קָנִיתִי ـ قانیتی» (بهدست آوردم / حاصل کردم) ریشهی نامِ «קַיִן ـ قائن» دانسته شده است؛ گویی حوّاء با این جمله، زادِ خود را به «یهوه» نسبت میدهد.
نکتهی درونمتنیِ جالب: در همان باب، آیهی ۲۵ هنگامِ تولّدِ «شیث» واژهی دیگری را به کار میبرد: «כִּי שָׁת־לִי אֱלֹהִים זֶרַע אַחֵר» («زیرا خدا [الوهیم] برایم نسلِ دیگری مقرّر داشت»). یعنی در متنِ ماسورتی، تولّدِ قابیل به «یهوه» و تولّدِ شیث به «الوهیم» پیوند خورده است. این تناوبِ واژگانی، بسترِ پرسشهای تفسیریِ بعدی را فراهم میکند.
محدودیت: خودِ متنِ عبریِ ماسورتی در این آیه «یهوه» دارد، نه «الوهیم». بنابراین اگر تنها به همین نسخه بسنده کنیم، جمله یک شکرگزاریِ ساده از خداوند است. استدلالِ اصلیِ ما بر واگراییِ نسخههای باستانی از همین متن استوار است.
۲. نسخههای باستانی: سبعینه و ولگات
۲‑۱. سبعینه (ترجمهی هفتادیِ یونانی)
مترجمانِ یهودیِ سبعینه (حدودِ قرنِ ۳ پیش از میلاد) این آیه را چنین برگرداندهاند:
καὶ εἶπεν· Ἐκτησάμην ἄνθρωπον διὰ τοῦ θεοῦ «و گفت: مردی را بهواسطهیِ خدا (θεοῦ) بهدست آوردم.»
منبع: پیدایش ۴، نصِّ یونانیِ سبعینه
چرا این واگرایی مهم است؟ در سبعینه، نامِ خاصِّ «یهوه» معمولاً به «κύριος ـ کوریوس (خداوند)» برگردانده میشود؛ اما در اینجا بهجایِ آن، واژهی عامِ «θεός ـ خدا» آمده است. این انتخابِ واژگانی دو پیامدِ تفسیری دارد:
- «یهوه» یک نامِ خاص است و جمله را به شکرگزاریِ مستقیم از خداوند محدود میکند؛
- «θεός / خدا» عامتر است و این گمانه را میگشاید که «واسطه» یا «عاملِ» این تولّد، میتواند یک موجودِ واسطِ الهی (مانندِ یکی از بنیالوهیم / فرشتگان) بوده باشد، نه لزوماً خودِ خداوند بهطورِ بیواسطه.
۲‑۲. ولگات (ترجمهی لاتین)
ولگاتِ رایج (کلمانتین) نیز همین مسیر را میرود:
Possedi hominem per Deum «مردی را بهواسطهیِ خدا (Deum) دارا شدم.»
بر پایهی همین «per Deum»، ترجمههای انگلیسیِ برخاسته از ولگات نیز چنین آمدهاند: در Douay‑Rheims «I have gotten a man through God» و در Wycliffe «Y haue getun a man bi God».
محدودیت و صداقتِ علمی: باید توجه داشت که در پارهای از شاهدانِ ولگات، بهجایِ «per Deum»، خوانشِ «per Dominum» (بهواسطهیِ خداوند) نیز دیده میشود؛ یعنی سنّتِ لاتین یکدست نیست. افزون بر این، نمیتوان از صرفِ «θεός / Deum» در ترجمهها بهطورِ قطعی نتیجه گرفت که متنِ عبریِ پیشرویِ مترجمان «الوهیم» بوده است؛ چهبسا ترجمهای آزاد یا تفسیری در کار باشد. بااینهمه، همسوییِ سبعینه و ولگات بر واژهی «خدا» — آنهم در آیهای که متنِ ماسورتی «یهوه» دارد — یک نکتهی فنیِ قابلِ تأمّل است و این احتمال را تقویت میکند که در سنّتِ متنیِ کهنتر، واژهی «الوهیم» در این فراز نشسته بوده باشد.
۳. طومارهای بحرِ المیّت: یک گزارشِ صادقانه
پس از نسخههای باستانی، سزاوار است که به کهنترین شاهدِ عبریِ دردسترس، یعنی طومارهای بحرِ المیّت (قُمران) نیز رجوع کنیم و ببینیم آیا در این فراز مؤیّدِ نظریهاند یا خیر. نتیجهیِ بررسی را بیپرده مینویسم:
- کتابِ پیدایش در غارهای قُمران بهشکلی پراکنده و قطعهقطعه یافت شده است (مانندِ 4QGen‑a تا 4QGen‑k)؛ برای نمونه 4QGen‑j تنها پیدایش ۴۱–۴۳ را در بر دارد.
- تا آنجا که بررسی کردم، هیچ قطعهی بحرِ المیّتی بهطورِ قطعی آیهی پیدایش ۴:۱ را چنان محفوظ ندارد که بتواند میانِ «یهوه» و «الوهیم» در این آیه داوری کند.
منبع: فهرستِ دستنوشتههای غارِ ۴ قمران
نتیجه: طومارهای بحرِ المیّت در این فرازِ خاص، نه مؤیّدِ قطعیِ نظریهاند و نه ردّکنندهیِ آن؛ سکوت میکنند. ازاینرو وزنِ استدلالِ این مقاله بر دوشِ نسخههای باستانی (سبعینه/ولگات) و تارگومهای آرامی است، نه بر بحرِ المیّت. این تصریح را از آن رو میآورم که بر پایهی سنّتِ این مجموعه، هیچ شاهدی بدونِ پشتوانه نباید بهعنوانِ دلیلِ قطعی جا زده شود.
۴. ترجمهها و تفاسیرِ آرامی (تارگومها): روشنترین شاهد
آنچه نظریهی «فرشتهبنیاد» بودنِ تولّدِ قابیل را بهوضوح تقویت میکند، ترجمهها و تفسیرهای آرامیِ کتابِ مقدّس، یعنی تارگومها هستند. این متون، آیهی پیدایش ۴:۱ را از یک شکرگزاریِ ساده به گزارشی از مداخلهیِ یک موجودِ الهی دگرگون کردهاند.
۴‑۱. تارگومِ یوناتان
«و آدم با حوّایِ زنِ خود معرفت یافت، که آرزویِ فرشته کرده بود؛ و او حامله شد و قائن را زایید؛ و گفت: مردی، یعنی فرشتهیِ خداوند، را بهدست آوردم.»
منبع: تارگومِ یوناتان بر پیدایش ۴ ـ Sefaria
۴‑۲. تارگومِ شِبهِیوناتان (Pseudo‑Jonathan)
در این تارگوم، نامِ آن موجودِ الهی نیز صریح آمده است:
«آدم با زنِ خود حوّاء معرفت یافت، که از سَمائیل، فرشتهیِ خداوند، حامله شده بود، و قائن را زایید…»
منبع: تارگومِ شِبهِیوناتان، کتابِ مقدّسِ آرامی
تحلیل: تارگومها دقیقاً همان «شکافِ تفسیری» را پُر کردهاند که واژهی عامِ «θεός / خدا» در سبعینه و «Deum» در ولگات گشوده بود. یعنی همانجا که متنِ ماسورتی «یهوه» دارد و ترجمههای باستانی «خدا»، تارگومها آن «خدا/واسطه» را به یک فرشتهیِ مشخص (سَمائیل) تفسیر کردهاند. بدینسان، قابیل در سنّتِ آرامی، نخستین فرزندی است که از پیوندِ حوّاء با یکی از بنیالوهیم / فرشتگان پدید آمده است.
۵. سنّتِ یهودی: زوهار، پیرکی دِ‑ربّی الیعزر و افسانههای یهود
این تفسیر در متونِ تفسیری و عرفانیِ یهود نیز بازتابِ گستردهای دارد (بهاختصار):
- پیرکی دِ‑ربّی الیعزر (میدراشی، حدودِ قرنِ هشتمِ میلادی): فرشتهیِ سقوطکرده «سَمائیل» که در قالبِ مار در باغِ عدن پدیدار شد، حوّاء را فریفت و حوّاء از او حامله شد و قابیل را زایید؛ ازاینرو قابیل دارایِ «بذری بد» و منشئی فرشتهای معرفی میشود.
- زوهار (بخشِ بِرِشیت): «چون سَمائیل آلودگیِ خود را در حوّاء ریخت، او حامله شد و قائن را زایید؛ و ازاینرو ظاهرِ او مانندِ دیگر انسانها نبود، زیرا از راهِ یک فرشته حامله شده بود.»
- افسانههای یهود (Legends of the Jews): هنگامِ تولّدِ قابیل، حوّاء گفت «مردی را از راهِ فرشتهیِ خداوند بهدست آوردم» و آدم در زمانِ بارداریِ حوّاء از او جدا بود.
محدودیت: باید صریح گفت که این باور در متنِ تحتاللفظیِ تورات (اسفارِ خمسه) نیامده است؛ بلکه در تارگومها و ادبیاتِ تفسیری‑عرفانیِ یهود ثبت شده است. بنابراین این بخش، «سنّتِ تفسیری» است نه «نصِّ کتاب».
۶. پیدایش ۶ و بنیالوهیم: آغازِ پیوندِ آسمانیان با آدمیان
پرسشِ کلیدیِ دیگر این است که ماجرایِ «پسرانِ خدا» (بنیالوهیم) و «دخترانِ آدمیان» در پیدایش ۶ از چه زمانی آغاز شده است:
«و واقع شد چون آدمیان شروع کردند به زیاد شدن بر روی زمین… پسرانِ خدا دخترانِ آدمیان را دیدند که نیکومنظرند، و از هر کدام که خواستند، زنان برای خویشتن میگرفتند… در آن ایام مردانِ تنومند در زمین بودند؛ و بعد از هنگامی که پسرانِ خدا به دخترانِ آدمیان درآمدند و آنان برای ایشان اولاد زاییدند، ایشان جبارانی بودند…» (پیدایش ۶:۱–۴)
متن، زمانِ آغازِ این پیوندها را روشن نمیکند. همین ابهام، این گمانه را میگشاید که ماجرا لزوماً از عصرِ «نوح» شروع نشده باشد؛ بلکه میتواند ریشههای کهنتری داشته باشد. اگر تارگومها و سنّتِ یهودی را بپذیریم، قابیل نخستین حاصلِ پیوندِ یک موجودِ آسمانی (بنیالوهیم / فرشته) با یک انسان (حوّاء) خواهد بود؛ یعنی نقطهیِ آغازِ این آمیزش، نه در پیدایش ۶، بلکه درست در پیدایش ۴:۱.
این خوانش با نظریهی این مجموعه دربارهیِ بنیالوهیم / عبادِ مکرمون همخوان است؛ موجوداتی که در آغازِ آفرینش در میانِ آدمیان رفتوآمد داشتند و برخیِ آنان — بهسببِ شباهتِ فراوان به انسان — به دخترانِ آدمیان گرایش یافتند (همان مضمونِ پیدایش ۶، و نیز داستانِ ضیفِ ابراهیم و قومِ لوط در قرآن). نیز در فضل بنی اسرائیل و الوهیم به این پیوندها اشاره رفته است.
محدودیت: این یک استنتاجِ زمانیِ احتمالی است، نه گزارهای که متنِ پیدایش ۴ یا ۶ آن را صریح بیان کرده باشد. متنِ کتاب هیچگاه نمیگوید که قابیل فرزندِ یک فرشته است؛ این نتیجهای است که از همگراییِ نسخههای باستانی، تارگومها و سنّتِ یهودی بهدست میآید و باید در همان سطحِ «فرضیه» نگه داشته شود.
۷. همسرِ قابیل از کجا آمد؟ (پیدایش ۴:۱۶–۱۷)
یک نکتهیِ متنیِ مهم که معمولاً از نظر دور میماند، پرسشِ «همسرِ قابیل» است. تورات پس از گزارشِ قتلِ هابیل و راندهشدنِ قابیل، بدونِ هیچ معرفیِ پیشینی، از همسرِ او سخن میگوید:
וַיֵּצֵא קַיִן מִלִּפְנֵי יְהוָה וַיֵּשֶׁב בְּאֶרֶץ נוֹד קִדְמַת עֵדֶן. וַיֵּדַע קַיִן אֶת־אִשְׁתּוֹ וַתַּהַר וַתֵּלֶד אֶת־חֲנוֹךְ «و قائن از حضورِ خداوند بیرون رفت و در سرزمینِ نود، در خاورِ عدن، ساکن شد. و قائن با همسرِ خود معرفت یافت و او حامله شد و خَنوک را زایید.» (پیدایش ۴:۱۶–۱۷)
منبع: پیدایش ۴، متنِ عبری ـ mechon-mamre
دقت در همین دو آیه چند پرسش را برمیانگیزد:
- همسرِ قابیل هرگز معرفی نمیشود. متن ناگهان و بدونِ هیچ سابقهیِ پیشین میگوید «אִשְׁתּוֹ» (همسرِ او)؛ گویی این زن از پیش وجود داشته است. در هیچجا گفته نمیشود که او دخترِ آدم و حوّاست یا از کدام نسل است.
- مکان، بیرون از عدن است. قابیل از حضورِ خداوند بیرون میرود و در «سرزمینِ نود» (به معنایِ «سرگردانی/آوارگی»)، در خاورِ عدن ساکن میشود؛ و آنجاست که با همسرش آشنا میشود. یعنی این زن در آن سرزمین حضور داشته است، نه لزوماً در خاندانِ آدم.
- تنها فرزندانِ شناختهشدهیِ آدم تا آن لحظه، همین دو پسر و سپس شیثاند. اگر همسرِ قابیل دخترِ آدم بود، انتظار میرفت متن — که در معرفیِ نسلها چنان دقیق است — دستِکم اشارهای به او میکرد؛ اما سکوت میکند.
نتیجهیِ احتمالی: بعید به نظر میرسد همسرِ قابیل از فرزندانِ بیواسطهیِ آدم بوده باشد. این سکوتِ متن، با تصویرِ کلیِ بخشهای پیش — حضورِ بنیالوهیم و موجوداتی دیگر بر زمین و پیوندهایشان با آدمیان (پیدایش ۶) — سازگار است و این احتمال را تقویت میکند که در آن دوران، انسانها یا موجوداتی بیرون از نسلِ مستقیمِ آدم بر زمین بودهاند که قابیل همسرِ خود را از میانِ آنان یافته است. این نیز با فرضیهیِ اصلیِ مقاله همخوان است که قابیل خود نیز از نظرِ زایش، فرزندِ بیواسطهیِ آدم نبوده است.
محدودیت: باید توجه داشت که متنِ تورات صریحاً نمیگوید همسرِ قابیل که بوده است؛ این یک استنتاج از سکوتِ متن است، نه گزارهیِ خودِ متن. سنّتِ تفسیریِ رایج — چه یهودی و چه مسیحی — معمولاً او را خواهر یا خواهرزادهیِ قابیل از نسلِ آدم میداند. بنابراین این شاهد نیز باید در سطحِ «تقویتکنندهیِ احتمالی» نگه داشته شود، نه دلیلِ قطعی.
۸. ذریهیِ زن و ذریهیِ مار: از پیدایش ۳:۱۵ تا عهدِ جدید
۸‑۱. اعلانِ جنگ در باغِ عدن (پیدایش ۳:۱۵)
در نگاهی کلی، باید به سرآغازِ این دوگانه بازگشت. خداوند درست پس از سقوط و هنوز در باغِ عدن، رو به مار، جنگی فراگیر و کهن را میانِ دو «ذریه» اعلام میکند — آنچه در سنّتِ مسیحی «پیشانگاریِ موعود» (پروتِوانگِلیون) خوانده میشود:
וְאֵיבָה אָשִׁית בֵּינְךָ וּבֵין הָאִשָּׁה וּבֵין זַרְעֲךָ וּבֵין זַרְעָהּ הוּא יְשׁוּפְךָ רֹאשׁ וְאַתָּה תְּשׁוּפֶנּוּ עָקֵב «و دشمنی خواهم نهاد میانِ تو و این زن، و میانِ نسلِ (ذریهیِ) تو و نسلِ (ذریهیِ) او؛ او سرِ تو را خواهد کوفت و تو پاشنهیِ او را خواهی گرفت.»
منبع: پیدایش ۳، متنِ عبری ـ mechon-mamre
واژهیِ عبریِ «זַרַע ـ ذریه/نسل» هم به نسلِ جمعی و هم به یک فردِ مشخص میتواند اشاره کند. آنچه در این آیه رخ میدهد، اعلانِ دشمنیِ دائمی میانِ «ذریهیِ زن» (زَرعاها) و «ذریهیِ مار» (زَرعَخا) است.
پیوند با بحثِ ما: اگر — چنانکه تارگومها و سنّتِ یهودی (بخشهای ۴ و ۵) میگویند — مارِ باغِ عدن همان «سَمائیل» باشد و حوّاء از او حامله شده باشد، آنگاه قابیل نخستین مصداقِ «ذریهیِ مار» خواهد بود و در برابرش نسلِ حوّاء از راهِ آدم، یعنی «ذریهیِ زن». بدینسان، آن دشمنیِ اعلامشده در پیدایش ۳:۱۵ نه یک استعارهیِ انتزاعی، بلکه در همان نسلِ نخست — در ماجرایِ قابیل و هابیل — به عینیت درمیآید: نخستین خونِ ریختهشده بر زمین، نخستین رویاروییِ این دو «ذریه» است.
۸‑۲. پژواکِ همان دوگانه در عهدِ جدید
این «دو ذریه» در عهدِ جدید نیز بازتاب مییابد؛ با این تفاوت که عیسی آن را دربارهیِ مخالفانش به کار میبرد. او آنان را فرزندانِ واقعیِ ابراهیم نمیداند، بلکه آنان را از آنِ پدری دیگر میشمارد:
«شما از پدرِ خودِ ابلیس هستید و خواهشهایِ پدرِ خود را میخواهید به عمل آرید؛ او از اول قاتل بود…» (یوحنا ۸:۴۴) و در همان گفتوگو: «اگر فرزندانِ ابراهیم بودید، اعمالِ ابراهیم را میکردید» (یوحنا ۸:۳۹)
و آنان را «افعیزادگان» (بریدگانِ مار) میخواند:
«ای ماران و افعیزادگان، چگونه از عذابِ دوزخ خواهمید گریخت؟» (متی ۲۳:۳۳؛ نیز متی ۱۲:۳۴ و ۳:۷ از زبانِ یحیی)
نگاهِ محتاطانه: معمولاً این فرازها را تمثیلی و اخلاقی میگیرند؛ یعنی مراد آن است که مخالفانِ عیسی در رفتار و سرشتِ دروغوقتل به ابلیس و مار میمانند، نه اینکه از نظرِ نَسَب و جسم از آنان زاده شده باشند. اما با توجّه به آنچه در بخشهای پیش گذشت — سنّتِ یهودی دربارهیِ «ذریهیِ سَمائیل»، دوگانهیِ پیدایش ۳:۱۵، و نیز تفکیکی که در بخشِ بعد میانِ «ابن» (انتسابی) و «ولد» (زایشی) میآید — این احتمال نیز باز میماند که این تعبیرها دستِکم در برخی موارد معنایی واقعی و جسمانی/نسبی داشته باشند، نه صرفاً استعاری؛ یعنی اشاره به همان «ذریهیِ مار» که در طولِ تاریخ تداوم یافته است.
محدودیت: صریح باید گفت که متنِ اناجیل هیچگاه این تعبیرها را به نَسَبِ جسمانی تفسیر نکرده است و خوانشِ رایجِ کلیساها تمثیلی بودنِ آن است. خوانشِ «جسمانی/نسبی» یک فرضیهیِ تفسیریِ این مقاله است که تنها از همگراییِ سنّتِ یهودی، پیدایش ۳:۱۵ و تفکیکِ ابن/ولد پشتیبانی میگیرد و نباید قطعی شمرده شود.
۹. قرآن و نامگذاریِ دو پسرِ آدم: «ابن» نه «ولد»
قرآنِ کریم این دو پسر را بینام و با تعبیرِ «ابنَی آدم» (دو پسرِ آدم) یاد میکند:
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ (مائده ۵:۲۷) «و خبرِ دو پسرِ آدم را بهراستی برای آنان بازخوان.»
نکتهیِ ظریف آنجاست که قرآن برایِ این نسبت از واژهیِ «ابن» بهره برده است، نه «ولد»؛ و این دو در زبانِ قرآن یکسان نیستند:
- ولد از ریشهیِ «و ل د» (زادن / زاده شدن) میآید و بر فرزندِ بیولوژیک و زایشِ واقعی دلالت دارد. قرآن همین واژه را دربارهیِ خدا قاطعانه نفی میکند: «لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ» (اخلاص ۱۱۲:۳–۴) و «أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ» (انعام ۶:۱۰۱).
- ابن واژهایِ نسبتی و انتسابی است و دامنهیِ گستردهتری دارد؛ چنانکه در ترکیبهایی مانندِ «ابنالسبیل» (درگذر) به کار میرود و قرآن عیسی را پیوسته «عیسی ابنِ مریم» (با انتساب به مادر) میخواند. «ابن» بر نسبت و انتساب دلالت دارد و لزوماً زایشِ بیولوژیک را نمیرساند.
همین تمایز را در سطحِ «پدر»، در مقالهیِ پدر ابراهیم دیدهایم: قرآن میانِ «اب» (که میتواند عمو یا جدِّ پدری باشد؛ اصطلاحی گستردهتر و انتسابی) و «والد» (پدرِ بیولوژیک) تفاوت میگذارد؛ چنانکه «آزر» در قرآن «ابِ» ابراهیم خوانده میشود، اما «والدِ» بیولوژیکیِ او — که مؤمن بود — فردی دیگر است. به قرینهیِ همین منطقِ واژگانی، «ابن» نیز نسبت به «ولد» گستردهتر و انتسابی است.
نتیجه برایِ این مقاله: وقتی قرآن قابیل و هابیل را «ابنَی آدم» میخواند، از همان واژهیِ انتسابیِ «ابن» استفاده کرده است که لزوماً بر زایشِ بیولوژیک از آدم دلالت ندارد. این با فرضیهیِ این مقاله سازگار است که قابیل — هرچند در شمارِ «ابنَی آدم» قرار میگیرد — ممکن است از نظرِ زایش، «ولدِ» (فرزندِ بیولوژیکِ) یک موجودِ الهی (بنیالوهیم) بوده باشد، نه فرزندِ بیولوژیکِ آدم.
محدودیت: باید صریح گفت که «ابن» در کاربردِ معمولِ زبان، همان «پسر» است و خوانشِ رایجِ «ابنَی آدم» نیز همان دو پسرِ آدم است. تمایزِ ابن/ولد بهتنهایی اثبات نمیکند که قابیل فرزندِ بیولوژیکِ آدم نبوده؛ تنها نشان میدهد که واژهشناسیِ قرآن با این فرضیه ناسازگار نیست و ظرفیتِ آن را دارد. این شاهد را نیز باید در همان سطحِ «تقویتکنندهیِ احتمالی» نگه داشت، نه دلیلِ قطعی.
پیوند با بحثِ «ابنالله» و عیسی: همین منطقِ واژگانی، کلیدِ فهمِ مناقشهیِ «ابنالله» بودنِ عیسی نیز هست. قرآن عیسی را پیوسته «عیسی ابنِ مریم» (با انتساب به مادر) میخواند و هرگز او را «ولدِ خدا» نمیداند، و فرزندخواندگیِ خدا را با همان واژهیِ «ولد» قاطعانه رد میکند (اخلاص ۱۱۲؛ انعام ۶:۱۰۱؛ و نیز نکوهشِ «اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا» در بقره ۲:۱۱۶ و کهف ۱۸:۴). در مجموعهیِ حاضر، این موضوع در یهوه خدای الوهیم (عیسی خود را «بنالوهیم» دانسته، نه فرزندِ بیولوژیکِ خدا)، نام مقدس در کتاب مقدس، چه شد که عیسی خداوند شد؟ و تحریف انجیل از نگاه قرآن (گزارشِ احتجاجِ نبوی که «ابنالله» هیچ اختصاص و ویژگیِ زایشی ندارد) پی گرفته شده است. بدینسان، تفکیکِ «ابن» (انتسابی) از «ولد» (زایشی)، رشتهیِ پیوندِ میانِ سه پرسشِ این مجموعه است: هویتِ پدرِ قابیل، نسبتِ «بنیالوهیم» با خدا، و معنایِ «ابنالله» در موردِ عیسی.
۱۰. گواهیِ روایاتِ اسلامی
در پایان، جالب آنکه سنّتِ اسلامی نیز — با ادبیاتی متفاوت — همین مضامین را بازتاب میدهد: ردِّ صریحِ ازدواجِ خواهر و برادر و ادامهیِ نسلِ آدم از راهِ پیوند با موجوداتِ بهشتی (حوری) یا جنّ.
- دربارهیِ قابیل و هابیل: در روایاتی آمده که خداوند برای هابیل حوریای بهشتی و برای قابیل زنی از جنّ (در برخی نقلها به نامِ «جَهانَه» که به صورتِ انسان درآمده بود) فرستاد و نسلِ آنان از این راه ادامه یافت.
- روایتِ امام صادق (ع) دربارهیِ شیث و یافث: امام، ازدواجِ خواهر و برادر را رد میکند و میفرماید خدا برای شیث حوریای به نامِ «نَزلَه» و برای یافث حوریای به نامِ «مَنزِله» فرستاد.
- روایتِ امام باقر (ع) دربارهیِ هبةالله (شیث): چون شیث بزرگ شد، خدا «حَوراء» از بهشت برای او فرستاد و او چهار پسر آورد؛ سپس برای پسرانِ او از جنّ زنانی آورده شد.
- روایتِ امام حسین (ع) از امام حسن (ع): در پاسخ به اینکه آیا آدم دخترش را به پسرش داد، فرمود «هرگز»؛ خدا برای شیث حوریِ بهشتی و برای عبدالله زنی از جنّیان فرستاد.
نمونه منابع: IslamQuest — استمرارِ نسلِ بشر · ویکیفقه — ازدواجِ فرزندانِ حضرت آدم · تفسیرِ عیّاشی
دو نکتهیِ مهم:
- نامگذاری: قرآنِ کریم این دو پسر را بینام و تنها «ابنَی آدم» (دو پسرِ آدم) میخواند (مائده ۵:۲۷: «وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ»)، و نامهایِ «قابیل» و «هابیل» از سنّتِ اسلامی و ریشههای کتابِ مقدّسی میآید.
- اختلافِ تفسیری: در میانِ مفسّران و محدّثان دو دیدگاه هست: برخی قدرِ مشترکِ همهیِ این روایات را تکذیبِ صریحِ ازدواجِ فرزندانِ آدم با یکدیگر میدانند و ادامهیِ نسل را از راهِ پیوند با حوری و جنّ برمیشمارند؛ و برخی دیگر با توجّه به ضرورتِ تکثیرِ نسل، احتمال دادهاند که ازدواجِ خواهر و برادر در آن طبقهیِ نخست بهطورِ موقّت حلال بوده و سپس در طبقاتِ بعدی حرام شده است. همچنین بر پایهیِ گروهی از همین روایات، نسلِ کنونیِ انسان نه از قابیل است و نه از هابیل، بلکه از شیث (فرزندِ دیگرِ آدم) ادامه یافته است.
پیوند با بحث: اگر روایاتِ اسلامی را کنارِ تارگومها و سنّتِ یهودی بنشانیم، یک مضنونِ مشترک پدیدار میشود: در آغازِ تاریخِ بشر، پیوندِ انسان با موجوداتی غیرانسانی (فرشته/جنّ/موجودِ بهشتی) در سنتهای هر دو سو پذیرفته شده است. آنچه سنّتِ یهودی دربارهیِ قابیل از «فرشته/سَمائیل» میگوید، با آنچه روایاتِ اسلامی دربارهیِ «جنّ» برای قابیل نقل میکنند، همخانواده است. جالبتر آنکه همانگونه که تورات هویتِ همسرِ قابیل را مسکوت میگذارد و او را از فرزندانِ آدم معرفی نمیکند (بخشِ ۷)، روایاتِ اسلامی نیز صریحاً همسرِ قابیل را خواهرِ او نمیدانند، بلکه او را زنی از جنّ میشمارند؛ یعنی هر دو سنّت بر این نقطه اشتراک دارند که همسرِ قابیل از نسلِ بیواسطهیِ آدم نبوده است.
۱۱. جمعبندی
- متنِ ماسورتیِ پیدایش ۴:۱ «یهوه» دارد، اما سبعینه (διὰ τοῦ θεοῦ) و ولگات (per Deum) — و از دلِ آنها Douay‑Rheims و Wycliffe — واژهیِ عامِ «خدا» را به کار بردهاند؛ این واگرایی این احتمال را میگشاید که در سنّتِ متنیِ کهنتر «الوهیم» در این فراز بوده باشد.
- طومارهای بحرِ المیّت در این آیه ساکتاند و نه مؤیّدِ قطعیاند و نه ردّکننده.
- تارگومهای آرامی (یوناتان و شِبهِیوناتان) و سنّتِ یهودی (زوهار، پیرکی دِ‑ربّی الیعزر) آن «خدا/واسطه» را به یک فرشتهیِ مشخص (سَمائیل) تفسیر کردهاند و قابیل را فرزندِ او دانستهاند.
- پیدایش ۶ زمانِ آغازِ پیوندِ بنیالوهیم با آدمیان را روشن نمیکند؛ ازاینرو این احتمال باز میماند که قابیل نخستین حاصلِ این پیوند بوده باشد.
- همسرِ قابیل در تورات بینام و بیمعرفی ظاهر میشود: او در «سرزمینِ نود» و بدونِ آنکه از فرزندانِ آدم معرفی شود، به همسریِ قابیل درمیآید (پیدایش ۴:۱۶–۱۷). این نشانهیِ دیگری است بر اینکه در آن دوران، انسانها یا موجوداتی بیرون از نسلِ بیواسطهیِ آدم بر زمین بودهاند.
- پیدایش ۳:۱۵ جنگی کهن را میانِ «ذریهیِ زن» و «ذریهیِ مار» اعلام میکند؛ اگر مار همان سَمائیل باشد، قابیل نخستین «ذریهیِ مار» است. همین دوگانه در عهدِ جدید پژواک دارد، آنجا که عیسی مخالفانش را «فرزندانِ ابلیس» (یوحنا ۸:۴۴) و «افعیزادگان» (متی ۲۳:۳۳) میخواند — تعبیرهایی که معمولاً تمثیلی فهمیده میشوند، اما با این خوانش ممکن است معنایی واقعی و نسبی داشته باشند.
- قرآن این دو پسر را «ابنَی آدم» (با واژهیِ انتسابیِ «ابن»، نه «ولد») میخواند؛ تمایزی که با منطقِ «اب/والد» در پدر ابراهیم همخوان است و ظرفیتِ سازگاری با این فرضیه را دارد که قابیل از نظرِ زایش، فرزندِ بیولوژیکِ آدم نبوده است. همین منطق، کلیدِ فهمِ «ابنالله» نبودنِ عیسی نیز هست.
- روایاتِ اسلامی نیز — با واژگانِ «حوری» و «جنّ» — پیوندِ فرزندانِ آدم با موجوداتی غیرانسانی را بازتاب میدهند و ازدواجِ خواهر و برادر را (در دیدگاهِ غالب) رد میکنند.
نتیجهیِ محتاطانه: همگراییِ نسخههای باستانی، تارگومها، سنّتِ یهودی و روایاتِ اسلامی، این فرضیه را نیرومند میسازد که «واسطهیِ الهی» در پیدایش ۴:۱ یک موجودِ الهی (فرشته/بنیالوهیم) بوده و قابیل میتواند نخستین فرزندِ پیوندِ انسان با چنین موجودی باشد. امّا این، همچنان یک خوانشِ تفسیری است و نه ادّعای قطعیت؛ چراکه نصِّ تحتاللفظیِ تورات چنین چیزی را صریح نمیگوید و طومارهای بحرِ المیّت نیز در این فراز خاموشاند.
همچنین ببینید
- ضمیر متکلم مع الغیر قرآن و الوهیم
- الوهیم
- یهوه خدای الوهیم
- نام مقدس در کتاب مقدس
- فضل بنی اسرائیل
- پدر ابراهیم
- چه شد که عیسی خداوند شد؟
- تحریف انجیل از نگاه قرآن
منابع
- متنِ عبریِ پیدایش ۴ — mechon‑mamre
- نصِّ یونانیِ سبعینه، پیدایش ۴ — newadvent.org
- ولگات، پیدایش ۴ — vulgate.net
- تارگومِ یوناتان بر پیدایش ۴ — Sefaria
- تارگومِ شِبهِیوناتان (کتابِ مقدّسِ آرامی) — biblia.com
- فهرستِ دستنوشتههای غارِ ۴ قمران — ویکیپدیا
- IslamQuest، «استمرارِ نسلِ بشر» — islamquest.net
- ویکیفقه، «ازدواجِ فرزندانِ حضرت آدم» — fa.wikifeqh.ir
- متنِ عبریِ پیدایش ۳ — mechon‑mamre
- یوحنا ۸:۳۹–۴۴ (فرزندانِ ابلیس)؛ متی ۲۳:۳۳، ۱۲:۳۴ و ۳:۷ (افعیزادگان) — ترجمهیِ فارسیِ کتابِ مقدّس
سپهر محمدی
مهرماه ۱۴۰۵