گناه ساکنین کنعان چه بود؟
چکیده
۱. حکم حِرِم (חרם / herem) — که در زبان فارسی معمولاً به معنای «از شریعت بیرون کردن» یا «قدغن و ممنوع کردن» به کار میرود، و در تورات به معنای وقفِ کامل و نابودیِ چیزی یا کسی برای خداست — در تورات برای سه گروه آمده است: نخست، قبیله یا شهری از بنیاسرائیل که بتپرستی کند (تثنیه ۱۳: ۱۲-۱۸)؛ دوم، شش قوم ساکن کنعان که موضوع اصلی این نوشتارند (تثنیه ۲۰: ۱۶-۱۸): حتیان، اموریان، کنعانیان، فرزیان، حویان و یبوسیان؛ و سوم، عمالیق، که ساکن کنعان نبودند و نباید با اقوامِ دارای سرزمینِ وعدهدادهشده خلط شوند و دربارهٔ حکم حرمشان فعلاً پاسخی ارائه نشده است. (تورات در تثنیه ۷: ۱ این اقوام را «هفت قوم» میخواند و جرجاشیان را نیز بر این شش میافزاید، اما فهرستِ حکم حِرِم در تثنیه ۲۰ شش قوم است.)
۲. حکم حِرِمِ گروه نخست هیچوقت توسط بنیاسرائیل اجرا نشد و خدا خودش آن را از طریق اقوام دیگر دربارهٔ اورشلیم اجرا کرد، زیرا بارها در اورشلیم شرک ورزیده شد؛ لذا ورود به اورشلیم و هرگونه منفعت از آن برای بنیاسرائیل تا اطلاع ثانوی حرام است — همان که قرآن نیز میفرماید: «و حرامٌ علی قریةٍ اهلکناها انهم لایرجعون» (انبیاء: ۹۵).
۳. گناه اقوام کنعان دقیقاً ادامهٔ مشکل قوم نوح پس از طوفان بود، با وجود هفت فرمان نوح؛ یعنی هم با خدایان خود رابطه داشتند، هم با حیوانات و هم سایر موارد.
۴. بر اساس آیات لاویان (پایان فهرست ممنوعیتهای جنسی)، این اقوام همهٔ گناهان زیر را مرتکب میشدند، نه فقط یکی را: رابطهٔ جنسی با پدر و مادر، با خواهر و برادر، با حیوانات، رابطهٔ همجنس با همجنس، و رابطهٔ جنسی با شیاطین/خدایان (تثنیه ۲۰: ۱۸).
۵. واژهٔ «توعبه» (תועבה) در تثنیه ۲۰: ۱۸ به «رجاساتی» اشاره دارد که آن اقوام با خدایان خود انجام میدادند؛ واژهٔ «خدایان» در متن صریح است و تفسیرش آن است که این اعمال را با شیاطین میکردند — گزارش مشابهی که دربارهٔ هاروت و ماروت در احادیث اسلامی هست و قرآن هم به آن اشاره کرده است.
۶. دومین معنای «توعبه» رابطهٔ جنسی نامشروع است؛ اخلاق جنسی در کتاب مقدس فراتر از ترجیح فرهنگی، در نظم الهی ریشه دارد.
۷. برای فهم گناه کنعانیان، نخست باید گناه قوم نوح را فهمید: «پسران خدا» با دختران آدمیان رابطه برقرار کردند و فرزندانی دورگه (حاصل ارتباط بین دو گونهٔ الوهیم و آدم) پدید آمد که زمین را فاسد کردند؛ ایشان «جبارانی» بودند که در زمان سلف مردان نامور شدند.
۸. ترجمهٔ دقیقتر میگوید همهٔ جانداران روی زمین فاسد شده بودند، نه فقط مردم؛ گناهشان ارتباطات بین گونههای مختلف بود، در حالی که در پیدایش همیشه بنا بود هر گونه با اجناس خود رابطه داشته باشد.
۹. «نوح در نسل خود کامل بود» (תמים בדורותיו): نوح با گونههای دیگر ارتباط نداشت و صد در صد انسان بود؛ به همین دلیل خدا او را برگزید و نجات داد.
۱۰. قرآن اینجا راهگشاست: نوح دعا کرد که هیچ کافری بر زمین باقی نماند، «چون جز بدکار از آنان به وجود نمیآمد» (نوح: ۲۶-۲۷). پس نابودی کامل، مجازاتی بود که خود نوح خواست و خدا عمل کرد. خود کنعان نیز حاصل گناه بود: فرزند رابطهٔ پدرش (حام) با مادر پدرش (زن نوح)؛ و نفرین نوح هنوز بر کنعان جاری است.
۱۱. در قرآن، ساکنان آن سرزمین جبارند: «إِنَّ فِيهَا قَوْمࣰا جَبَّارِينَ» (مائده: ۲۲). پس قرآن هم تأیید میکند که شبیه همان قوم جبارِ حاصل از ارتباط بینگونهای (دورگههای قوم نوح) در کنعان هم بودند.
۱۲. گزارش جاسوسان در تورات نیز همان است: «زمینی است که ساکنان خود را میخورد… و در آنجا جباران بنی عناق را دیدیم که اولاد جبارانند» (اعداد ۱۳: ۳۲-۳۳) — مشابه همان آیه در قرآن. ساکنان کنعان بزرگجثه بودند، مثل جباران سلف. قوم عاد هم در قرآن جبارند.
۱۳. در مقابل، عیسی (فرزند الوهیم) بلافاصله پس از تولد در گهواره میگوید جبار نیست: «وَ لَمْ يجَْعَلْنىِ جَبَّارًا شَقِيًّا» (مریم: ۳۲)؛ و در انجیل میگوید در ملکوت، جبار شدهاند: «ملکوت آسمان محبور میشود و جباران آن را به زور میربایند» (متی ۱۱: ۱۲).
۱۴. این اقوام به دلیل رفتارهای جنسی عجیب خود و حیواناتشان همگی دچار اختلالات شدید ژنتیکی بودند و فرمان خدا از بین بردن همهٔ آنان بود — مثل قوم نوح، چون همان گناهان را مرتکب شده بودند. برخی (مثل سدوم و عموره، قوم لوط) با حادثه از بین رفتند و برخی (ساکنان کنعان) به دستور الهی توسط بنیاسرائیل.
۱۵. روششناسی این نوشتار آن است که مبنای استدلالها متن تورات و قرآن است، نه مفسران بعدی — رویکردی که در رفتار قرآن با کتب گذشته نیز دنبال شده است. متن از پیش ظرفیت این برداشت را دارد، زیرا پیدایش ۶ صریحاً از رابطهٔ بنیالوهیم با دختران آدم پیش از طوفان سخن گفته است.
دامنهٔ حکم حِرِم: مختص همان اقوام، نه دیگران
هم خودِ تورات و هم اکثر مفسران یهودی و مسیحی تصریح کردهاند که این احکام را نباید دربارهٔ اقوام دیگر یا در دورههای بعد پیاده کرد. خودِ تورات حکم حِرِم (نابودی کامل) را تنها به آن شش قومِ کنعان و به زمانِ فتح آن سرزمین محدود کرده است؛ چنانکه در همان فصل، برای شهرهای دورتر فرمان میدهد که نخست پیشنهادِ صلح داده شود و تنها در صورتِ نپذیرفتن محاصره گردند، نه آنکه نابودی کامل شوند (تثنیه ۲۰: ۱۰-۱۵).
بر همین اساس، راشی تأکید میکند که فرمانهای حِرِم تنها در چارچوبِ فرمانِ مستقیمِ خدا و برای تصرف سرزمین موعود معتبر بود و هرگز برای دورههای بعد یا سایر امتها تجویز نشده است؛ و میمونیدس نیز آنها را به دوران باستان محدود و پس از پایانِ فتح کنعان — که آن اقوام دیگر قابل تشخیص نیستند — غیرقابلاجرا میداند. در سوی مسیحی، آگوستین و توماس آکویناس این دستورات را در بافتِ تاریخیِ خود «جنگِ عادلانه» خواندهاند، نه فرمانی برای امروز؛ و آنها را با تعالیم عیسی بر محبت و صلح — «دشمنان خود را محبت نمایید» (متی ۵: ۴۴) — تکمیل و جایگزین میدانند. نتیجه آنکه نه در یهودیت و نه در مسیحیت نمیتوان حکم حِرِم را به اقوام دیگر تسری داد یا برای توجیه خشونت به کار گرفت.
گناه اقوام کنعان چه بود؟
دقیقاً همان مشکل قوم نوح را، با وجود هفت فرمان نوح، پس از طوفان ادامه دادند و خدا لطف کرد و فقط همان اقوام را به دست بنیاسرائیل از بین برد. یعنی هم با خدایان خود رابطه داشتند، هم با حیوانات و هم سایر موارد.
بر اساس آیات لاویان (پایان فهرست ممنوعیتهای جنسی)، این اقوام همهٔ گناهان زیر را مرتکب میشدند، نه فقط یکی را:
- رابطهٔ جنسی با پدر و مادر
- رابطهٔ جنسی خواهر و برادر
- رابطهٔ جنسی با حیوانات
- رابطهٔ همجنس با همجنس
- رابطهٔ جنسی با شیاطین/خدایان (تثنیه ۲۰: ۱۸)
خدا میفرماید: «تا زمینی که من شما را به آنجا میآورم… شما را قی نکند. و به رسوم قومهایی که من آنها را از پیش شما بیرون میکنم رفتار ننمایید، زیرا که جمیع این کارها را کردند، پس ایشان را مکروه داشتم.»
واژهٔ توعبه (תועבה)
در تثنیه ۲۰: ۱۸ سخن از «رجاساتی» است که آن اقوام با خدایان خود انجام میدادند (תועבתם אשר עשו לאלהיהם). واژهٔ «خدایان» در متن صریح است و تفسیر آن این است که این اعمال را با شیاطین میکردند — گزارش مشابهی که دربارهٔ هاروت و ماروت در احادیث اسلامی هست و قرآن هم به آن اشاره کرده است. در جهانبینی قرآن همچنین به «و شارکهم فی الاموال و الاولاد» (اسراء: ۶۴) باید توجه کرد: مشارکت شیطان در اموال و اولاد.
دومین معنای «توعبه» رابطهٔ جنسی نامشروع است؛ در آیاتی مانند لاویان ۱۸: ۲۲ و ۲۶-۳۰، لاویان ۲۰: ۱۳، تثنیه ۲۲: ۵ و ۲۳: ۱۸ به همین معنی آمده: اعمال جنسی نامشروع، بهویژه آنهایی که طرح آفرینشی خدا را معکوس میکنند. اخلاق جنسی در کتاب مقدس فراتر از ترجیح فرهنگی، در نظم الهی ریشه دارد.
الگوی قوم نوح (پیدایش ۶)
برای فهم گناه کنعانیان، نخست باید گناه قوم نوح را فهمید:
-
«پسران خدا» با دختران آدمیان رابطه برقرار کردند و فرزندانی دورگه (حاصل ارتباط بین دو گونهٔ الوهیم و آدم) پدید آمد که زمین را فاسد کردند؛ ایشان «جبارانی» بودند که در زمان سلف مردان نامور شدند. واژهٔ جبار را به خاطر بسپارید.
-
ترجمهٔ دقیقتر (شاه جیمز) میگوید: for all flesh had corrupted his way upon the earth — یعنی همهٔ جانداران روی زمین فاسد شده بودند، نه فقط مردم. گناهشان چه بود؟ ارتباطات بین گونههای مختلف؛ در حالی که در پیدایش همیشه بنا بود هر گونه با اجناس خود رابطه داشته باشد. حیوانات واردشده به کشتی همگی با زوجی از جنس خود بودند و به پاک و ناپاک تقسیم شدند — تقسیمبندی عجیبی است، چون در آغاز آفرینش همه چیز «خوب» بود.
-
«نوح در نسل خود کامل بود» (תמים בדורותיו / perfect in his generations): نوح با گونههای دیگر ارتباط نداشت و صد در صد انسان بود؛ به همین دلیل خدا او را برگزید و نجات داد.
-
قرآن اینجا راهگشاست: نوح دعا کرد «لَا تَذَرْ عَلىَ الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا، إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّواْ عِبَادَكَ وَ لَا يَلِدُواْ إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا» (نوح: ۲۶-۲۷) — چون جز بدکار از آنان به وجود نمیآمد. پس نابودی کامل، مجازاتی بود که خود نوح خواست و خدا عمل کرد.
-
هفت فرمان نوح مستقیم و غیرمستقیم در تورات آمده و بازماندگان با نوح عهد بستند که عمل جنسی با غیرِ گونهٔ خود نکنند.
-
خود کنعان نیز حاصل گناه بود: فرزند رابطهٔ پدرش (حام) با مادر پدرش (زن نوح)؛ و نفرین نوح هنوز بر کنعان جاری است.
قرینههای قرآنی: کد «جبار»
-
در قرآن، ساکنان آن سرزمین جبار هستند: «قَالُواْ يَٰمُوسَىٰٓ إِنَّ فِيهَا قَوْمࣰا جَبَّارِينَ» (مائده: ۲۲). پس قرآن هم تأیید میکند که شبیه همان قوم جبارِ حاصل از ارتباط بینگونهای (دورگههای قوم نوح) در کنعان هم بودند.
-
گزارش جاسوسان در تورات نیز همان است: «زمینی است که ساکنان خود را میخورد، و تمامی قومی که در آن دیدیم مردان بلند قد بودند. و در آنجا جباران بنی عناق را دیدیم که اولاد جبارانند» (اعداد ۱۳: ۳۲-۳۳) — مشابه همان آیه در قرآن. ساکنان کنعان بزرگجثه بودند، مثل جباران سلف.
-
قوم عاد هم در قرآن جبارند — برای آنان که اهل دقت در کدهای واژگانی نویسندگان تورات و قرآن هستند.
-
در مقابل، عیسی (فرزند الوهیم) بلافاصله پس از تولد در گهواره میگوید جبار نیست: «وَ بَرَّا بِوَالِدَتىِ وَ لَمْ يجَْعَلْنىِ جَبَّارًا شَقِيًّا» (مریم: ۳۲)؛ و در انجیل میگوید در ملکوت، جبار شدهاند: «ملکوت آسمان محبور میشود و جباران آن را به زور میربایند» (متی ۱۱: ۱۲). این مفهوم جبار در سوره ص و داستان سلیمان نیز بازتاب دارد.
جمعبندی
این اقوام به دلیل رفتارهای جنسی عجیب خود و حیواناتشان همگی دچار اختلالات شدید ژنتیکی بودند و فرمان خدا از بین بردن همهٔ آنان بود — مثل قوم نوح، چون همان گناهان را مرتکب شده بودند. مسئله فقط یک مورد نبود؛ همهٔ اقوامی که زمینشان به بنیاسرائیل داده شد مرتکب گناهان جنسی مذکور در متن بودند. برخی (مثل سدوم و عموره، قوم لوط) با حادثه از بین رفتند و برخی (ساکنان کنعان) به دستور الهی توسط بنیاسرائیل.
روششناسی: مبنای این استدلالها متن تورات و قرآن است، نه مفسران بعدی — رویکردی که در رفتار قرآن با کتب گذشته نیز دنبال شده است. متن از پیش ظرفیت این برداشت را دارد، زیرا پیدایش ۶ صریحاً از رابطهٔ بنیالوهیم با دختران آدم پیش از طوفان سخن گفته است.
منابع
- قرآن: انبیاء ۲۱: ۹۵؛ نوح ۷۱: ۲۶-۲۷؛ اسراء ۱۷: ۶۴؛ مائده ۵: ۲۲؛ مریم ۱۹: ۳۲
- تورات: تثنیه ۷: ۱ و ۱۳: ۱۲-۱۸ و ۲۰: ۱۰-۱۸ و ۲۲: ۵ و ۲۳: ۱۸؛ لاویان ۱۸: ۲۲ و ۲۶-۳۰ و ۲۰: ۱۳؛ پیدایش ۶ و ۹؛ اعداد ۱۳: ۳۲-۳۳
- انجیل: متی ۱۱: ۱۲ و ۵: ۴۴
- مفسران یهودی: راشی، تفسیر بر تورات (ذیل تثنیه ۲۰)؛ میمونیدس (رمبام)، مشنه تورا، هیلخوت مِلاخیم
- مفسران مسیحی: آگوستین؛ توماس آکویناس، سومای الهیات (دربارهٔ جنگ عادلانه)
پیوندهای مرتبط:
- داستان بت شبع در قرآن و تورات
- خلاصه ای از سوره ص
- داستان سلیمان در سوره صاد
- الوهیم
- رفتار قرآن با کتب گذشته
با احترام، سپهر محمدی